شنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۹۱

نخست رها کنیم، سپس به‌دست آوریم

برای ثبت‌ نام در دانشگاهی عالی، بایستی نخست از دانشگاهِ معمولی فعلی خارج شد. برای یافتن کاری بهتر، باید اول کاری که داریم و نمی‌پسندیم را رها کنیم. برای زندگی در سرزمینی بهتر، راهی نیست جز این‌که از دیار خود بکَنیم و برویم. موقعی می‌شود دوست بهتری یافت و با جمع بهتری آمیخت که از دوست و جمع حاضر دل برید. برای حضور در رابطه‌ای بهتر، باید اول رابطه‌ی نه‌چندان دلچسب فعلی را  رها کرد... برای زندگی‌ای بهتر، شرایط زندگی فعلی را باید "ابتدا" تغییر بدهیم.

اگر به ترتیب درونی جملات مرکب بالا دقیق شوید، سخت نخواهد بود که دریابید اولین گزینه رهاکردن  است و بعد به‌دست‌آوردن: "ابتدا باید آن‌چه را نمی‌پسندیم رها کنیم تا به آن‌چه می‌پسندیم برسیم". این نفس تغییر ارتقایی است.

نمی‌شود نشست و لحظه‌ها را درجا زد و به امید روزهای بهتر دست زیر چانه گذاشت! نمی‌شود در زندگی‌ای نکبت‌بار سوخت و ساخت و چشم به فردایی بهتر دوخت که "شاید" بیاید! نمی‌شود عمر به بطالت گذراند و امید به معجزه‌ای داشت! امید خوب است اما کافی نیست؛ باید در زندگی هدف و برنامه داشت تا بلند شد. ما باید از آن‌چه نمی‌خواهیم "اول" دل بکنیم و رها شویم تا فضا برای آن‌چه می‌خواهیم مهیا شود. بایستی فقط بر "آن‌چه می‌خواهیم" تمرکز کنیم، نه آن‌چه را که نمی‌خواسته‌ایم و رها کرده‌ایم. آن‌چه رها شده، دیگر به تاریخ پیوسته؛ نباید گذشته‌ها را شخم زد و در آن‌ها سیر کرد؛ باید در حال زیست و چشم به آینده دوخت؛ آینده‌‌ای بهتر...


پی‌نوشت:
در این سرا، لااقل ماهی یک‌بار، یادداشتی در زمینه‌ی توسعه‌ی انسانی، "بهسازی خود" و "خودیابی" خواهید خواند. با معرفی این قلم به عزیزان‌تان، به تغییر مثبت در ایشان کمک کنید.

۲ نظر:

ehsan me گفت...

خیلی خوب بود این نوشته

Majid Zohari گفت...

از لطف‌تان سپاسگزارم. شخصاً وقتی نوشته‌ای را می‌پسندم، خودم را متعهد می‌دانم که آن‌را به پنج نفر آدم مورد علاقه‌ام معرفی کنم. آن‌ها هم همیشه از این کار استقبال می‌کنند و نوشته‌های خوبی را که خوانده‌اند با من به اشتراک می‌گذارند.