یکشنبه، آبان ۲۹، ۱۳۹۰

دخالت نظامی ناتو، بدترین گزینه‌ی ممکن برای ایران (3)

گوشه‌ای به گرفتاری اقتصادی یونان و ...
وام‌گرفتن از بانک‌های مرکزی (مثل بانک جهانی یا بانک مرکزی اروپا) و دیگر وام‌دهندگان بی‌مرز، پیامدهایی دارد درست مثل تسخیر و به‌بردگی‌گرفتن یک کشور. آن‌چه در یونان در حال اتفاق است، البته بدون خونریزی، شباهت عجیبی دارد به حوادث مصر یا تونس. با تزریق وام مابه‌ازا (Bail Out) به بدنه‌ی اقتصاد یونان، اداره‌ی تمام ساختمان اقتصادی این کشور، به‌طورعملی، از بانک‌ها گرفته تا صندوق بازنشستگان، به وام‌دهنده (اتحادیه) منتقل می‌شود. تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی و تا حدی کوچک نیز بدون اذن وام‌دهنده ممکن نخواهد بود. حضور پایاپای کشوری با بنیه‌ی ضعیف اقتصادی در کنار کشوری قوی اصولاً معنی‌ای جز این ندارد! درست با علم به این واقعیت بود که مردم و روشنفکران یونانی ماه‌ها بر علیه این طرح تظاهرات کردند (گاهی حتا خونین)، اما مدیای مسلط با بی‌توجهی به آن و صرفاً پوشش‌دادن "بهار خودساخته‌ی عربی"، راه را بر پس‌زدن طرح بست.
 آیا یونان قادر خواهد بود ساختمان اقتصادی خود را به حد کشورهای اصلی اتحادیه ارتقا دهد؟ پاسخ به این سئوال البته سخت نیست، چون ماهیت اقتصاد غیر صنعتی یونان را همگان می‌شناسند. پس، سیر فرورفتن در قرض و پیروی از "اراده‌ی مرکزی اروپا" به‌قوت خود ادامه یافته و تشدید خواهد شد.
نکته‌ی حاشیه‌ای و اما قابل تامل این است که بانک مرکزی اروپا با کدام پشتوانه می‌خواهد به یونان یا  مهم‌تر از آن ایتالیا وام بدهد؟ سرمایه‌گذاران اصلی این بانک‌ چه ارگان‌ها یا کسانی هستند؟ شاید فکر کنید دولت آلمان یا فرانسه! پاسخ به این پرسش، تحقیقی همه‌جانبه بر مبنای مدارک و شواهد غیر رسمی را می‌طلبد که در اینترنت به وفور یافت می‌شود.

  آن‌طور که می‌گویند، طراح اصلی و سازمان‌دهنده‌ی اقتصادی یونان در سال‌های گذشته GS بوده است که یکی از ابرقدرت‌های بورس است. جالب این‌جاست که بلافاصله بعد از یونان -یعنی به‌فاصله‌ی یک‌روز-، قضیه‌ی بدهی نجومی ایتالیا (هزار و نهصد میلیارد یورو) در صدر قرار گرفت و متعاقبش، ماریو مونتی نخست وزیر "عبور از بحران" شد که خودش ‌سال‌ها از مشاورین ارشد GS بوده است! یعنی اگر قبلاً بانک‌های جهانی و بورس از راه دور این کشورها را کنترل می‌کردند، امروز دیگر لزومی نمی‌بینند که در سایه عمل کنند؛ خود وارد گود شده‌اند و "دولت تعیین می‌کنند"!
عده‌ای معتقدند که گرفتاری یونان به‌خاطر تنبلی مردم یونان است! یعنی یونانی‌ها و احتمالاً ایتالیایی‌ها و اسپانیایی‌ها... عرضه‌ی بالاکشیدن خود به حد استانداردهای اروپا را ندارند. اگر این کشورها بی‌عرضه‌اند، پس چرا اصولاً به اتحادیه دعوت شده‌اند؟ آیا نباید فکر کرد که دعوت شده‌اند، تا به دست خود ویران شوند؟ در ثانی، طبق مشاهدات خود من، از حدود دوازده سال پیش به این سو، قیمت کالاها و سرویس‌ها در سرآمد کشورهای اروپایی یعنی آلمان، تقریباً یک برابر و نیم تا دو برابر شده است. آیا فرمول تنبلی در مورد مردم آلمان هم صادق است، یا این‌که طراحان بازی مالی در اروپا برای‌شان فرق نمی‌کند کدام مردم با چه ملیتی تحت فشار باشند؟

رسم امروز دنیا
دنیای ما، دنیای غرامت‌دهی و غرامت‌ستانی است. به‌واقع تمام اتفاقات بزرگ زیر سایه‌ی همین چتر رخ می‌دهند. کشورها در اروپا (یونان، ایتالیا، پرتقال، ایرلند، اسپانیا و...) درگیر طرحی می‌شوند و تعهداتی را می‌پذیرند که خود بهتر می‌دانند عمل به آن‌ها ممکن نیست . به واسطه‌ی عضویت در یک جمع قاره‌ای، تا گلو در قرض فرو می‌روند و دیگر امکانی پیش نمی‌آید که به استقلال مالی/ملی نسبی قبلی خود برگردند.
در شرق، نظام سیاسی کشورها نابود می‌شود و بنیاد ساختمان ثبات‌شان ترک برمی‌دارد تا درآمدهای‌شان صرف بدهی‌های روزافزون و بازسازی‌های بی‌پایان بشود. به‌چشم دقت، یک جور اینهمانی وجود دارد بین همه‌ی این اتفاقات، در چند دهه‌ی گذشته. در دگردیسی امروز جهان، بحث دارا و ندار از حوزه‌ی جغرافیا و بُرد دید خارج شده، به ماورای تخیل و گمان پرکشیده است. به‌خاطر پیچیدگی و شتاب مشکلات امروز جهان، شناسایی بانیان اصلی این تحولات تاریک ساده نیست، چرا که در قید و زیر نام و جغرافیا و پرچم ملی نیستند. با این وجود، سخت نیست که دست طراحانی را در سرنوشت بسیاری از کشورها ببینیم، به‌خاطر عاقبت مشابه.
آن‌چه دارد در دنیای فعلی اتفاق می‌افتد، محصول روندی‌ست زنجیروار که سر نخ این روند، به‌دست عده‌ی مشخصی است، فارغ از هر نژاد و ملیت.

بخش پایانی این یادداشت را، به‌زودی خواهید خواند.

:: دیگر بخش‌ها: [یک][دو]

۱ نظر:

پارسا ص. گفت...

مجید عزیز، از نوشته و دیدگاه انتقادیت استفاده بردم.
در این سیستم كشورهای مقروض اروپایی بیش از پیش مقروضتر میشوند و عملاً افق روشنی همانطور كه اشاره كرده حتی به آینده اتحادیه اروپا هم نیست.