سه‌شنبه، آبان ۱۷، ۱۳۹۰

دخالت نظامی ناتو، بدترین گزینه‌ی ممکن برای ایران (1)


پس از رخ‌دادن "بهار عربی" و بازشدن پنجره‌ای به افق تغییر، بعضی از ایرانیان تحت فشار و دچار هیجان، دل به دخالت نظامی غرب بسته‌اند. خیلی‌شان البته فاش نمی‌گویند؛ از لحن گفتار و نانوشته‌های بین سطرهای‌شان اما این هم‌دلی پیداست. برخلاف این عده، من معتقدم اگر چنین دخالتی اتفاق بیافتد، آن کورسوی تغییر سالم به آزادی نیز مسدود شده، ملت ما به ته چاه ویل بی‌سرنوشتی پرتاب خواهد شد.

دلایل رد گزینه‌ی دخالت نظامی
ایجاد هیجان باعث می‌شود که ما حواشی این‌گونه تغییرات با کمک نظامی ناتو را نبینیم. این دقیقاً "چشم اسفندیار" قضیه است. پیشنهاد من این نیست که مردم جان‌به‌لب و رسیده به مرز ناامیدی ما، با همین نظام فعلی بسوزند و بسازند؛ یک‌قدم به‌پیش حتا معتقد نیستم که نظام جمهوری اسلامی بهتر از نیروهای نظامی ناتو است؛  آن‌چه مد نظر من است، توجه دقیق به تبعات پس از این‌گونه دخالت‌های نظامی است. به واقع من، با نفس دخالت نظامی مخالفم به دو دلیل: یکی آن‌را تنها راه حل مسئله نمی‌دانم و دوم، اثرات جانبی آن‌را بسیار مهلک‌تر از حتا تلفات جانی و مالی آن می‌پندارم.

 درس تجربه: طرح بی‌ثبات‌کردن کشورها
در لیبی، یعنی در کشوری که بالاترین رشد سرانه‌ی کشورهای افریقایی را داشت، جنگ داخلی به‌راه افتاد و این‌قدر ادامه پیدا کرد که از آن کشور ویرانه‌ای بیش باقی نماند.  ثمره‌ی انباشت خشونت در این جنگ نیز ویدئوهایی بود که از کشتن قذافی دیدیم (به‌عنوان نمونه‌ای کوچک از کل) و قتل‌ها و جنایت‌های مخوفی که به‌وسیله‌ی رسانه‌های مستقل گزارش شدند.
این‌بار با تجربه‌ای بیش‌تر و با کمک تسلیحاتی/تبلیغاتی به مخالفین، در سوریه اما جنگ فرسایشی داخلی ایجاد کردند تا کشور در شعله‌های آن به‌آرامی بسوزد و دیگر هیچ قدرتی از خاکسترش برنخیزد. کار که با کم‌ترین هزینه‌ای برای "قدرت‌ مرکزی جهانی" تمام شد، مردم حیران سوریه خود با التماس به پای نیروهای سازمان ملل و ناتو می‌افتند تا در کشورشان نظم را برقرار کند و ناظر به‌اصطلاح انتخابات باشد. به این می‌گویند کشتن هر امکان بازسازی! در کشوری که نه حزبی فعالیت داشته ، نه ان جی او یا نهاد مردمی مستقل و قوی وجود دارد، نه خرد جمعی بر مبنای توجه به منافع ملی شکل گرفته، نه شناخت کافی از کاندیداها و نمایندگان آتی وجود دارد، در چنین فضای سرسام‌آور هیجانی و سردرگمی پس از جنگ داخلی، از انتخابات آزاد چه نتیجه‌ای بیرون خواهد آمد؟  در چنین وضعی، قدرت مرکزی خارجی با سیطره‌ی کامل خود و با ابزار رسانه،  در شکلی کاملاً  انتخابی و"دموکراتیک"، آب را به سمت منافع خود هدایت خواهد کرد که مردم  سوار بر آن خودخواسته به چاه فلاکت سرازیر شوند!

این گفتار ادامه دارد...

۴ نظر:

ناشناس گفت...

این تفکر که به هر بهائی بخواهیم به دلخواه ظاهری خود برسیم نتیجه ای جز شکست بدتر و عقب افتادن روند دموکراسی نخواهد دشت. ممنون از شما بابت این مقاله مدلل و انسان دوستانه.

مسعود برجیان گفت...

مجید جان!
چند سال پیش یک یادداشت درباره‌ی هالیوود نوشته بودی که به رابطه‌ی هالیوود و قدرت اشاره کرده و گفته بودی هالیوود، برای پیاده کردن برنامه‌های بلندمدت و حجیم غرب، زمینه‌سازی فکری و تبلیغاتی می‌کند و افکار مردم را به همان سمتی هدایت می‌کند که خود می‌خواهد و مردم هم گمان می‌کنند، "خودشان" در حال تصمیم‌گیری و اِعمال نظر هستند.

بهتر است آن یادداشت را هم در ادامه‌ی همین نوشته بیاوری یا در سلسله‌نوشته‌هایت به آن هم اشاره کنی.

قربانت.

رشید دمهری گفت...

آقا مجید

در رابطه با این نوشته شما نمیدانم مقاله یا فراخان آقای اخیر علی میرفطروس و دیدگاه های خوانندگان را در پیوند زیر ملاحظه فرموده اید یا نه.

http://www.iranian.com/main/2011/nov-8

مجید زهری گفت...

مسعود جان باید آن مقاله را بگردم و پیدا کنم. اگر خودت هم لطف کردی و دیدی‌اش، لینک‌اش را همین‌جا بگذار.
ممنونم.

آقای رشید دمهری!
نوشته‌ی جناب میرفطروس را ملاحظه کرده بودم. پیام‌های زیر آن در سایت ایرانیان نیز مشمول همین بحث‌هایی است که جامعه‌ی روشنفکری ما را این‌روزها فرا گرفته. باید دید که چه می‌شود.

موفق باشید.