جمعه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۶

پرچم‌های آويزان، يا آويزان‌های پرچم‌به‌دست!

از کار اين‌ها که به آنتن ماشين پرچم می‌زنند یا از در خانه آويزان می‌کنند، هيچ سر-در-نمی‌آورم. اين چه جور "غرور ملّی" است که باید هر لحظه به‌رخ کشید و جار زد؟ از اين دست افراد از جنس کانادايی‌اش را می‌شود حالا یک‌جورهايی درک کرد (البته سخت است!)، ولی حسابی مانده‌ام در کار بعضی از اين ايتاليايی‌ها يا مثلاً اروپای شرقی‌ها که يک‌دفعه يادشان آمده وطنی هم هست! اين حضرات اگر وطن‌شان جای بهتری برای زندگی است، چرا آمده‌اند گوشه‌ی "غربت" بساط کرده‌اند؟
لوده‌گی‌های ناسيوناليستی آن‌روی ديگر سکه‌ی تقلبی "جهان‌وطنی" است، با یک اشتراک انکارناپذير: در هر دو، زندگی در دنیای مجازی به واقعی ترجیح دارد...

کمی مخلفات:
هم‌ميهنان گرامی ما هم گاهی پرچم دست می‌گيرند. یعنی می‌دهند دست‌شان! البته حکايت این پرچم با مال خارجی‌ها کَمَکی فرق دارد: بعضی‌‌هاش مزيّن است به "شير و خورشيد"، بعضی "الله" دارد، بعضی وسط‌اش چسبانده‌اند "ايران" یا "IRAN"... شماری هم مثل دل شما پاکِ پاک است. مدل‌های جديد هم انگار دارد می‌آید به بازار که به محض توزيع، خبرش را خدمت‌تان عرض می‌کنم! خلاصه ما ملّت هنوز سر مدل پرچم خود به توافق نرسيده‌ايم... بقيه‌اش پيش‌کش‌‌مان!

۴ نظر:

ناشناس گفت...

I love your great taste of music.

Winston گفت...

بعضی از ایرانیها هم که پرچم ایتالیا رو میگیرن دستشون

;-)

اامضا گفت...

پرچم دست گرفتن و پرچم آويزون كردن يه كاريه توي مايه هاي اين كه طرف ميخواد يه خودش بگه من هنوز يادم نرفته از كدوم بيغوله اومدم. يه حركتي در جهت كم كردن عذاب وجدان.

nima گفت...

Ghashang gofti, Nationalism va Internationalism e efrati hardosh vaghean bi morede. az sabke neveshtanet khosham miad, jaleb injast ke man nemishnakhtamet, baad aaz inke hussien derakhshan behet Fahhashi kard ba webloget ashna shodam!...fahmidam baba hamsaye ham hastim!:D..

movafagh bashi!