در رقابتهای انتخاباتی و درگيریهای حزبی، يافتن "تخلفات مالی" از طرف مقابل برای خرابکردناش يکی از راههای مرسوم است. البته توقع طبيعی مردم هم اين است که نمايندگانشان آدمهای سالمی باشند... که توقع بیجايی نيست.
چند روز پيش، محمد تاجدولتی از گرفتن بودجهی دويستهزاردلاری توسط نهادی ايرانی از دولت انتاریو برايم گفت. بعد شرح آن را در صفحهاش نوشت. سپس، نشريهی شهروند در سرمقالهاش به اين متن پاسخ داد (احتمالاً به قلم نسرين الماسی).
ماجرا اين است که رضا مريدی، کاندید نمایندگی حزب ليبرال از شهر ريچموندهيل (قسمت شمالی تورنتو)، با ايجاد تشکيلاتی، دويستهزاردلار کمک مالی از دولت دريافت میکند، بدون اينکه از آن استفادهای بکند يا بهکاری بزندش. اين پول طبعاً در حجم مالی سنگين بودجهی دولتی رقمی حساب نمیشود، امّا اينقدر بوده است که مثل بختک بيافتد روی سر و بماند روی دست گيرندهاش. روزنامهی تورنتو استار -یکی از سه نشريهی مهم انتاريو- از قضيه جنجالی بهپا کرده: [1][2]. باز هم در آرشیو روزنامه مطلب هست.
من شخصاً در اين باره تحقيق دقيقی نکردهام، به همين لحاظ، نظر قطعی نمیدهم. امّا آنچه به نظرم میشود رويش دست گذاشت اين است که برخورد ژورناليستی و روشنگرانه با مسائل مالی اهل سياست، کاری است ضروری و از اخلاقيات دنيای متمدّن و باز است. اهل سياست نيز -حتا اگر پيشينهی جهانسوّمی داشته باشند- بايستی خود را با اين مشی همخوان کنند و جوابگوی عملکرد خود باشند. نمیشود با رسم لاپوشانی و خصوصيت ناجوابگويی دنيای غير متمدّن، وارد بدنهی سيستم سياسی فلان کشور غربی شد. چه رسانهها و چه سياستگران موظفاند که با فاشگويی، به سلامت جامعه و پالودن تشويش از اذهان عمومی کمک کنند.
چند روز پيش، محمد تاجدولتی از گرفتن بودجهی دويستهزاردلاری توسط نهادی ايرانی از دولت انتاریو برايم گفت. بعد شرح آن را در صفحهاش نوشت. سپس، نشريهی شهروند در سرمقالهاش به اين متن پاسخ داد (احتمالاً به قلم نسرين الماسی).
ماجرا اين است که رضا مريدی، کاندید نمایندگی حزب ليبرال از شهر ريچموندهيل (قسمت شمالی تورنتو)، با ايجاد تشکيلاتی، دويستهزاردلار کمک مالی از دولت دريافت میکند، بدون اينکه از آن استفادهای بکند يا بهکاری بزندش. اين پول طبعاً در حجم مالی سنگين بودجهی دولتی رقمی حساب نمیشود، امّا اينقدر بوده است که مثل بختک بيافتد روی سر و بماند روی دست گيرندهاش. روزنامهی تورنتو استار -یکی از سه نشريهی مهم انتاريو- از قضيه جنجالی بهپا کرده: [1][2]. باز هم در آرشیو روزنامه مطلب هست.
من شخصاً در اين باره تحقيق دقيقی نکردهام، به همين لحاظ، نظر قطعی نمیدهم. امّا آنچه به نظرم میشود رويش دست گذاشت اين است که برخورد ژورناليستی و روشنگرانه با مسائل مالی اهل سياست، کاری است ضروری و از اخلاقيات دنيای متمدّن و باز است. اهل سياست نيز -حتا اگر پيشينهی جهانسوّمی داشته باشند- بايستی خود را با اين مشی همخوان کنند و جوابگوی عملکرد خود باشند. نمیشود با رسم لاپوشانی و خصوصيت ناجوابگويی دنيای غير متمدّن، وارد بدنهی سيستم سياسی فلان کشور غربی شد. چه رسانهها و چه سياستگران موظفاند که با فاشگويی، به سلامت جامعه و پالودن تشويش از اذهان عمومی کمک کنند.
۲ نظر:
من به درگيري هاي سياسي به خصوص از نوع اون ور آبش علاقه چنداني ندارم؛ اما از پول اونهم به مقدار فراوان خيلي خوشم مياد.
سلام مجید عزیز
انشا نویسی شاید شروع نویسندگی باشد اما نویسندگی پیوند دیرینه با دغدغه ها دارد. دغدغه ها و حس تاثیرگذاری است که انسان را گاه وادار به نویسندگی می کن.
شاد باشی
ارسال یک نظر