شنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۶

کدامش: غرور یا تواضع؟

در برنامه‌ای دیدم که جمعی از هنرمندان، برای آقای مشایخی -به هر حال پیش‌کسوتی در هنرپیشه‌گی- بزرگداشتی گرفته‌اند. چه کار پسندیده‌ای! امید که از این کارهای خوب باز هم بکنند...
آقای مشایخی سخنان خود را با عباراتی این‌چنین آغاز کردند: "من کم‌ترین، من به خاطر بی‌سوادی، من که کسی نیستم" و الخ؛ البته نقل به مضمون. مجری برنامه هم مرتب تکرار می‌کرد "این بنده‌ی حقیر سراپا تقصیر" (یعنی خودش)...؛ باز هم نقلی به مضمون. با خودم فکر کردم اگر همین حرف‌ها را ترجمه کنند، مخاطب غربی با خواندن آن‌ها چه حالی خواهد شد؟ در باره‌ی ما چه فکر خواهد کرد؟
واقعا چه شده که ما مردم -و بدتر از همه فرهنگ‌سازان و کاروان هنر ما- چنین در فرهنگی رقت‌انگیز دست‌وپا می‌زنیم؟ غرور مگر چه عیب دارد که جایش را تواضع حقیرانه گرفته است؟ ما اگر در زندگی کار مثبتی کرده‌ایم یا قابلیتی داریم، چرا نباید به آن اعتراف کنیم؟ چرا حتما باید دیگران این کار را برای ما بکنند؟
خلاصه که حقارت اگر در فرهنگی لانه کرد، هیچ گردنی در پهنه‌ی آن افراشته نخواهد شد.

۷ نظر:

در آستان بلوغ گفت...

1/ دوستِ عزیز، خفت و حقارت با تواضع فرق می کند. این حرف دفاع از مجری های وطنی نیست. درفرهنگِ ما چیزهایی هست که در فرهنگِ غرب اصولاً تعریف شده نیست و جایگاهی ندارد امّا این لزوماً به معنیِ ناپسند بودنِ آن ویژگی ها نیست.
2/ من دلیل نظارت شما بر نظرات را درک نکردم، بد نیست تجدید نظری بفرمایید.

ناشناس گفت...

سلام آقای زهری
این خودحقیر بینی ناشی از نبود قدرت های قدر و رقیب در عرصه هنر و فرهنگ است. منکر وجود تلاشگرانی در عرصه هنر و فرهنگ ایران نیستم ولی واقعا قامتها بسیار کوتاهند و مغزها و نگرشها بسیار محدود و گاه حتی علیل.معدود افرادی که اهل تلاش و خلاقیت هستند به هیچ وجه چنین نگرش محقری به خود و آثارشان یا کارشان ندارند.هنوز که هنوزه از کاربرد ضمیر من خودداری می شود و بنده یا ما به کار گرفته می شود.و هنوز که هنوزه کسی ادعایی مبتنی بر تلاش و زحمات خود برای کارش و اثرش ندارد.این یعنی در حاشیه نشاندن خود برای اجتناب از نقدهای لازم.
نی لبک

Mehran گفت...

احسنت

Rokgoo گفت...

اين تواضع احمقانه و فروتنی ظاهرانه در فرهنگ ما حالم را خراب می​کند.

مجيد زهری گفت...

طبیعتا در هر فرهنگی چیزهایی هست که در فرهنگ‌های دیگر نیست، اما این مسئله دلیلی برای توجیه معضلات فرهنگی نتواند بود. عمل حقیرانه، حقیرانه است و جواز فرهنگی نباید برایش صادر کرد، چه این حکم بقای آن است.
در فرهنگ پهلوانی ما، فروتنی و بزرگ‌منشی بوده و همیشه هم تایید شده است. رادمنشی و بزرگواری مایه‌ی افتخار ما ایرانی‌هاست. آن‌چه من رویش انگشت گذاشته‌ام، حقارت فرهنگی است که از سر روی فرهنگ امروز ما می‌بارد و بایستی که با جدیت نقد شود.
من چون وقت نظارت دایم روی کامنت‌ها را ندارم، مجبور شده‌ام آن‌ها را قبل از نشر بازبینی کنم.

از همه‌ی دوستان سپاسگزارم.

Mehdi گفت...

من اين برنامه را چند وقت پيش از تلويزيون ديدم ،اين تعارف كردن حتي با خودمان دارد در تمام وجودمان ريشه مي‌دواند. به نظرم گاهي حتي اعتماد به نفسمان را هم متزلزل مي‌كند. من با نظر دوستاني كه از تواضع ياد كرده‌اند مخالفم، اين تواضع نيست. قرار نيست خودمان را پايين بياوريم كه ....!

در آستان بلوغ گفت...

از توضیح شما ممنونم.