دوشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۶

قضیه‌ی حضرت امام (ره) و ترانه‌ی گوگوش!

بعضی‌ها دکترا دارند، خودشان هم حالی‌شان نیست؛ البته در پررویی! می‌گویم تا دیر نشده باید رفت از بیچاره سنگ پای قزوین اعاده‌ی حیثیت کرد:
می‌دانم که از ۱۲ بهمن، سالروز ورود خمینی بزرگ به ایران مدتی می‌گذرد. ولی من می‌‌خواهم ترانه‌ی «من آمده‌ام» گوگوش را به احترام و عشق پیرمردی که تمام ایران روزی عاشقانه می‌پرستیدش تقدیم کنم. انگار که وقتی از پله‌های هواپیما پایین آمد با خودش این ترانه را می‌‌خواند: «من آمده‌ام که عشق فریاد کند.»[Link]
با این شیوه‌ای که حسین درخشان درپیش گرفته، چیزی نمانده قیمت دستمال ابریشمی سر به خدا بزند و بشود از کیمیا نایاب‌تر... از بس ایشان مصرف دارند! برای شخص ایشان که البته جای نگرانی نیست، چون‌ پدر محترم و بازاری‌شان -که در امر خرید و فروش فرش و پارچه و صد البته احتکار تبحر دارند- چند تکه اعلایش را برایش کنار می‌گذارند! با تمام این تفاصیل، از حق نباید گذشت که حسین درخشان تنها دارد رسوم خانوادگی را به‌جا می‌آورد (مثل مرحوم -ببخشید شهید- عموجان‌شان)!

ولی حالا که حرف به این‌جا کشید، بد نیست ببینیم این امام "عاشق‌پیشه" مورد ادعای شازده، واقعا -در هواپیمای صادره از قلب اروپا- چه در سر داشت:


توی پرانتز: دقت کنید چطور قطب‌زاده دارد با ترجمه‌ی غلط، گند آقا را ماست‌مالی می‌کند.
خلاصه قدیمی‌ها بی‌راه نگفته‌اند که «یک جو رو به صد پارچه آبادی می‌ارزد!»

۴ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
اول بگم که مطلب رو از رو بالاترین دیدم ولی....
حسین درخشان رو خیلی وقته به اسم می شناسم، خیلی وقت هم بود وقتم رو تلف نوشته هاش نمی کردم اما چند روزی از درد خونه نشین شدم و از بی کاری و البته با تلنگر مطلبِ تو به سراغش رفتم. این پسر دیوانه بود دیوانه تر شده، شما خودت رو ناراحت نکن، روزی که تو هم بتونی به همون راحتی بگی % هیچی % می تونی مثل حسین و دوستنانش موفق بشی.

ناشناس گفت...

آقا این قدرت قلم شما خیلی به کار میاد برای کوبیدن این بچه آخوند به طاق! نقطه ته خط هم یک بار یک مشت و مالی داده بود به این پسرک. ممنون از شما.

ناشناس گفت...

ای بابا! حسین درخشان باز خوبه. من ایزوتوپ هایی در میان ایرانیان عزیز دیده ام که هم از شاه و خانواده اش با پیشوند "اعلی حضرت" و "علیا حضرت" یاد می کنند و هم می گویند "قربون احمدی نژاد جونم برم!" باور کنید شوخی نمی کنم. این هم از معجزات لابراتوار جمهوری اسلامی است که چنین ایزوتوپ های نایابی را تولید می کند.

Unknown گفت...

یادم افتاد به زمانی که رفته بود مصر و برایِ شاه مرثیه سروده بود. از همه عجیب تر اینکه نوشته بود محمدرضا خیر مردم و کشورش را می خواست و تصویرش از آینده ی ِ ایران با تصویر ِ کنونی ِ خامنه ای از ایران چندان تفاوتی نداشت. حقیقتاً ندانستم این را برایِ دفاع از شاه گفت یا برایِ کوبیدنِ شاه؟!
خوبی هودر آن است که بی سوادی اش یا به قولِ خلجی "مستضعفِ فکری بودن اش" بر همگان عیان است.
به نظرم اگر "خمینی" واقعاً هم متصف به "بزرگ" باشد، با گفتن "خمینی بزرگ" از جانب ِ درخشان، پیرمرد در گور دچار لرز شود.