پنجشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۳

هم‌سويی هدف‌ها

در تاريخ معاصر -چندباری- شاهد بوده‌ايم که اهداف طيف‌های هرچند ناهمساز با يکديگر تلاقی کرده است. برای نمونه، انقلاب اسلامی را به‌ياد بی‌آوريم که در آن، برای به‌زيرکشيدن رژيم شاه، چپ و ملّی‌گرا و اسلام‌گرا ائتلاف کردند. امروز نيز سمت حرکتِ جمهوری‌خواهان آمريکا با مخالفان جمهوری اسلامی به يک نقطه‌ی مشترک می‌رسد: تغيير هرچه‌سريع‌تر جمهوری اسلامی. بسياری از گروه‌هايی که در زيرمجموعه‌ی "راست" جای می‌گيرند، از جمله جمهوری‌خواهان ملّی، مشروطه‌خواهان و راست‌های مستقل به اين نقطه‌ی اشتراک پی برده‌اند و از جمهوری‌خواهان به انحاء مختلف حمايت می‌کنند. ديگرانی نيز که با وجودِ فعّال سياسی نبودن دل در گروی شالوده‌ريزی دموکراسی دارند، در همين راه گام می‌زنند. اين درآمد را آوردم تا بگويم از چه درشگفت‌ام: در اين بين، نيروهای راديکال چپ، براساس همان دشمنی سنّتی خود با آمريکا، و بدون توجه کافی و ژرف به هدف آمريکا در منطقه، باز بر عليه‌اش علم ستيز برداشته‌اند! من به‌راستی نمی‌دانم: اگر اينان برانداز جمهوری اسلامی هستند، به چه دليل با نيرويی همسو -آن‌هم به عظمت آمريکا- مخالفت می‌کنند؟ اگر در لباس آزادی‌خواهی، سودای انحصارطلبی در سر می‌پرورند و می‌خواهند چيزی مانند نظام پرولتاريا بنا کنند، آيا از چنين خام‌انديشی ضدّ تاريخی نبايد حيرت کرد؟
به هر حال، منی که راه و چاه‌ام سواست و فقط ذهنی نقّاد دارم، می‌پرسم تا شايد پاسخ گيرم...