سه‌شنبه، تیر ۲۳، ۱۳۸۳

در کهنه‌فروشی کتاب...

گاهی وقت‌ها در کهنه‌فروشی‌ها چيزهايی گير آدم می‌آيد به‌راستی عتيقه! کتاب‌های کهنه را که می‌جوريدم، به سه کتاب برخوردم در نوع خودشان منحصربه‌فرد: اوّلی نقاشی‌های وينستون چرچيل بود و دوّمی توضيح‌المسائل آيت‌الله خويی و آن‌يکی با دستورات اسلام آشنا شويم، از همين کتاب‌های چاپ بازار قم.
کتاب نقاشی‌های چرچيل(Painting as a Pastime) شامل هيژده تابلو امپرسيونيستی می‌شود تمامآ از طبيعت و همچنين يک مقاله‌ی بيست‌وپنج صفحه‌ای از وی در فوايد نقاشی. برايم هم عجيب و هم جالب بود که در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوّم و در زير بمباران‌های بی‌وقفه‌ی متّحدين و با آن همه دغدغه که کسی چون چرچيل می‌توانست داشته باشد، او وقت و حال‌وحوصله‌ی نقاشی کردن -آن‌هم از زيبايی‌های طبيعت که ديگر در آن شرايط چندان اثری از آن‌ها يافت نمی‌شد- را داشته است؟ بی‌شک زندگی مردان بزرگ نکات ظريفی دارد.
و امّا جالب‌تر اين بود که در اين‌جا، در تورنتو، در مغازه‌ی کهنه‌فروشی کتاب، دو کتاب تروتميز ايرانی-اسلامی چاپ دهه‌ی چهل به پُست آدم بخورد! اين‌هم لابد از ظرايف زندگی در همسايگی شيطان بزرگ است!