چهارشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۸۷

عمیق و عمیق‌تر...

تمام عمر دست‌وپا می‌زنیم که "عمیق‌تر" شویم و به خیال خود "عمیق بیاندیشیم"، ولی غافل که عمق‌گرفتن، فقط ما را از رسیدن به سطح آب و نفسی تازه کردن در هوای سالم دور -و بهتر است گفت دورتر- می‌کند! ما مردمان عمیق، با دست خود خوشبختی را در عمیق‌ترین چاله‌ی دنیا مدفون می‌کنیم و با خاطره‌اش خوشیم که "شاهکار" کرده‌ایم و از آن خاطره‌، تاریخ‌ها به تخیل قلم می‌آوریم و به هنر ناکرده‌ی خویش -تا عمر هست- دل خوش می‌کنیم. ما اما هر لحظه‌ پس از لحظه‌ا‌ی تلف‌شده، بیش و بیش‌تر به عمق منجلاب می‌رویم؛ ما سرازیرشده‌گان به منجلاب عمق... ما عمیق‌ترین عمیقان عالم...

۱ نظر:

متین گفت...

سلام مجید خان
به نکته جالبی اشاره کردید.دنبال خوشبختی نباید گشت. آرام که باشیم پروانه خوشبختی خودش پیدا میشه.