پنجشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۷

به ایرانی‌ها باید راحت ویزا داد؟!

من خواننده‌ی هفته‌نامه‌های رایگان فارسی تورنتو نیستم، ولی وقتی مثلاً در چلوکبابی در انتظار غذا نشسته‌ام و چیز دیگری برای وقت‌کشی نیست، در آن‌ها ورقی می‌زنم. درست در یک‌همچین وضعیتی بود که چشمم خورد به مطلبی در نشریه‌ی (به گمانم) سلام تورنتو . این مطلب "اعتراضی جمعی بود به ندادن روادید به ایرانی‌ها از سوی سفارت کانادا". به آنی، قضیه‌ مثل ویروسی تمام ذهنم را اشغال کرد و تاری شد که تمام مخم را در خود فروبلعید! با این وجود، هر چقدر با خودم کلنجار رفتم، میزان درکم قد نداد که حرف این دوستان چیزی است توی مایه‌های حساب یا که...
جالب‌تر از همه نورچشمان صادراتی و اختلاسگران نورسیده‌ی این‌روزها هستند که از هر چند نفرشان، درصدی عمده‌ لچک به سر دارند و "حاجی‌آقا"هاشان نیز دهانی دارند دوازده‌ماه سال روزه!

در باره‌ی تنش‌ها و واکنش‌های مهاجرت -البته از جنس تا مغز استخوان ایرانی‌اش- من ترجیح می‌دهم که داستانکی قلمی کنم (البته در حد بضاعت ناچیز خودم) که ماندنی‌تر است و بهتر ادای مقصود می‌کند... تا این‌که به چاه دراز درازگویی‌های ملال‌آور بیافتم و هی بحث تولید کنم پشت بحث و تا بخواهید فرسایش...

۴ نظر:

ناشناس گفت...

adam haee mes to hamon behtar ke az iran raftan.

ناشناس گفت...

شما هم یکی از همون ایرونی هایی هستی که رفتی و جا خوش کردی و خودت هم بیشتر از بقیه چشم دیدن هموطنانت رو نداری.
اگه اینجا تو این جهنم زندگی میکردی حرفت فرق داشت..

ناشناس گفت...

تا حالا به خودكشي فكر كردي؟

ناشناس گفت...

من با حرف شما کاملا موافقم که ناسیونالیست بازی در این مورد اصلا خوب نیست. کسی هم نمی تواند از من و شما توقع جنگیدن برای این را داشته باشد، اما آیا با همه مردم جهان سوم مثل ما رفتار می کنند؟ دقت کن من می گویم «جهان سوم» چون معتقدم حق دارند با ما متفاوت از بقیه باشند. خودمان ثابت کرده ایم قبلا. اما اقلا همه جهان سومی ها را که باید به یک چشم بینند، نه؟ قرار نیست ما به جهان چهارم و پنجم و دهم تنزل پیدا کنیم. موفق باشی.