امسال بوی نوروز نمیآید؛ نمیدانم، شايد دماغ من کيپ است! زياد هم البته مهم نيست، چون نوروز خارج از کشور چيزی است در حد "تخيّل" که خوشبختانه هيچکداممان از آن کم نداريم.
يکی از ايرادهای نوروز در تورنتو -البته از ظنّ من- اين است که مکانی برای برگزاری آن وجود ندارد. يعنی هر جشن و مراسمی که سرش يکجور به دينومذهب وصل است، جا و مکانی برای خودش دستوپا کرده است، امّا نوروز مادرمرده اين وسط حسابی دربهدر است. اين آلاخون-والاخونی نوروز را وقتی که خارج از کشور هستی بهتر حس میکنی، چون خودت هم طبعاً میشوی پارهای از آن. همين است که بوی نوروز در ميان اينهمه بو که از خلايق ساطع میشود، گم میشود و تهماندهاش هم به مشام من و توی نوعی نمیرسد! لازم است به نوروز جدی پرداخته شود.
يکی از ايرادهای نوروز در تورنتو -البته از ظنّ من- اين است که مکانی برای برگزاری آن وجود ندارد. يعنی هر جشن و مراسمی که سرش يکجور به دينومذهب وصل است، جا و مکانی برای خودش دستوپا کرده است، امّا نوروز مادرمرده اين وسط حسابی دربهدر است. اين آلاخون-والاخونی نوروز را وقتی که خارج از کشور هستی بهتر حس میکنی، چون خودت هم طبعاً میشوی پارهای از آن. همين است که بوی نوروز در ميان اينهمه بو که از خلايق ساطع میشود، گم میشود و تهماندهاش هم به مشام من و توی نوعی نمیرسد! لازم است به نوروز جدی پرداخته شود.
۶ نظر:
سرودي در سكوت
شب همچنان
ادامه شب بود
و روز نيز
_در دهليز_
تلخ و
تيره و
تاريك
ميگذشت
هوا:
هواي مكدر بود
و گل:
گل زنجير
سكوت بود و
سياهي
شكنجه بود و
شقاوت
و آن صداي صميمي
كه در خون خويشتن
ميخواند:
- «منصور دار عشقم و دانم كه عاقبت
برپاي دار ميكشد اين پايداريم»
سكوت بود و
سپيده
و شحنه هاي شرير
(كه در خون و خاك
ميراندند)
آنك:
اسير
(آرام و استوار)
آنك:
درخت تير
و اينك:
شقايق سرخي
كه درباغ صبح
ميرويد
علي ميرفطروس
مجید عزیز رسیدن به خیر . مجید عزیز البته 13 نوروز را می باید به کناری گذاشت . دوستی می گفت 13 نوروز را دیدم که در کانادا پلیس نیز از ما محافظت می کند . با خود گفتم پلیس کشوری دیگر و حفاظت از فرهنگی دگر
فکر ميکنی حال ما که در ايرانيم خوب است؟ خيابانهای تهران برايم آشنا نيست. ايران برايم آشنا نيست.
مجيد جان...رسيدن به خير...با نوروز مي آيي ولي نشكفته!!و اما بعد سپاسگزار مي شوم كه آدرس لينك مرا عوض كني چرا كه وبلاگ قبلي مرا پرشين بلاگ مسدود كرد
http://gooshzad.blogspot.com
مجيد عزيز! بوي خوش شما بهقدري قوي هست كه هرچه بوي ناخوش را پس براند...
راست میگه .ما هم که اینجاییم حس میکنیم عید حال و هوایی نداره.پسر خاله من سال گذشته اذزبایجان شوروی بود.میگفت توی خیابونای شهر گلدون گذاشته بودن و خواننده ها برای مردم برنامه اجرا میکردن.یه فضای شاد و در عین حال امن و آرام بخش.به هر حال سال نو همه مبارک و با آرزوی روزهای رنگی تر برای ایران و مردمش.نغمه
ارسال یک نظر