یکشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۵

"باران" منتشر شد

شماره‌ی ده نشريه‌ی معظّم باران، دستپخت حضرت مسعود مافان (و شرکا) در آمد. از آن‌جایی که يک نسخه هم به سمت اين‌جانب پرتاب (=مرحمت) فرموده‌اند، خاضعانه‌ترين "تبليغات" خود را تقديم می‌داريم تا لااقل کمی جبران مافات شود!
واقعيت‌اش فرصت نکرده‌ام که مجله را زير و رو کنم؛ برگی زده‌ام و چند نوشته‌ را دستچین کرده‌ام برای خواندن. در اين بين، معرفی (نقد؟) بتول عزيزپور بر دو کتاب در حضر و در سفر مهشيد اميرشاهی بسی خواندنی است. آن‌چه نظرم را گرفته، وسعت دانش تئوريک نويسنده است؛ زنان نويسنده و پژوهنده اين‌روزها -خصوصاً در حوزه‌ی ادبيات- می‌روند که فرسنگ‌ها از مردان جلو بيافتند که نمی‌دانيم بايد تبریک گفت یا... داستان زن - و مرد جوان از شهلا شفيق هم از دسته‌ کارهايی‌ست که خواندن دارد، مخصوصاً ديالوگ‌ها و نگاه شهری‌اش. زينت‌بخش مجله -به ظنّ من- نقد-معرفی بهروز شيدا است از رمان وقت تقصير محمّدرضا کاتب که چون ديگر بررسی‌هايش شایان توجه ا‌ست.

به هر حال، باران را بايستی از خانواده‌ی کارهای جدّی حوزه‌ی فرهنگ دانست. اهل فرهنگ اگر هستيد، اين برگ فرهنگی را با حمايت مالی خود پاس داريد و تقويت کنيد.

۵ نظر:

Saeid گفت...

Aramesh agha..
Aramesh.
(negahe rooz)

roozbeh گفت...

:( just this

مانی گفت...

OK.

نیما گفت...

سلام و سال نو مبارک.وبلاگ بسیار جالب و پر باری دارید.اگه مایل باشید می تونیم تبادل لینک کنیم

عليرضا گفت...

salam Majid jan
mibakhshin ke kheyli dir shode,eyde shoma mobarak omidvaram sale khob va khoshi ro dar pish rooy dashte bashid.