پنجشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۲

چند کلمه در باب نقش روشنفکر

وظیفه‌ی روشنفکر همراهی کور با نظام حاکم یا بخشی از آن نیست؛ وظیفه‌اش مخالفت کور با نظام نیز نیست (نگاه چپ)؛ نقادی صرف نیز نیست (برخلاف بعضی مکاتب اروپایی که روشنفکر را در "منتقد" تعریف می‌کنند)؛ همراهی یا مخالفت با جریان اجتماع هم ربطی به چارچوب فکری/منطقی روشنفکری ندارد. روشنفکر کارش "فقط" تبعیت از برداشت مسئولانه‌ی خودش از اوضاع است. روشنفکری که خط خود را از اجتماع بگیرد،‌ چیزی بیش از یک پوپولیست منحط نیست و نقشی ارتقایی برای جامعه ایفا نخواهد کرد.
روشنفکر بر پایه‌ی شرایط موجود خواست‌های خود را مطرح نمی‌کند، بل‌که بر اساس خواست‌هایش، شرایط موجود را تغییر می‌دهد. خواسته‌های روشنفکر اگر هماهنگ با شرایط روز باشد، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و فقط دور فرسایشی و باطل فعلی تجدید حیات خواهد یافت. روشنفکر با ساخت جهانی ذهنی،‌ به آفرینش جهانی نو در عینیت کمک می‌کند.
روشنفکر کارش افزایش توقع اجتماع از مقوله‌ی "کیفیت زندگی" است، نه تقلیل آن. کار روشنفکر بالابردن کیفیت اندیشه و اندیشیدن است. تنها با افزایش خواسته‌ها و پرورش نگرش به زندگی است که جامعه متحول می‌شود. با همسازکردن خواسته‌های یک اجتماع با شرایط روز و ایجاد بالانس بین "توقع جامعه" و "وضع موجود"، جامعه خواهد ایستاد و وضع فعلی خودش را بازتولید خواهد کرد.

روشنفکر می‌تواند از آن‌ دیدگاهی که می‌پسندد الگوبرداری کند، اما قبل از انتقال آن به مخاطب بایستی آن ایده را درون دستگاه گوارش ذهن خود هضم و جذب کند. این است فرق دکلمه‌ی طوطی‌وار با انتقال فکر نو.
کار روشنفکر تبعیت از وجدان و شعور خود است، بدون خوردن نان به نرخ روز و همراهی مصلحت‌طلبانه یا منفعت‌طلبانه با جریانی خاص. این است مسئولیت روشنفکر.
 

هیچ نظری موجود نیست: