پنجشنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۷

جوانه‌زدن روزِ نو در بهار دل‌هامان

نوروز برای من چیزی است در حد یک "یاد"، نه بیش. این سال‌ها، سخت با خودم کلنجار رفته‌ام که حس‌اش کنم، اما نشده که نشده! ساده نیست چیزی را که در تو کمرنگ شده، واضح و گیرا کنی...
نوروز هنگامه‌ای است برای بندزدن شکسته‌گی‌هامان. اگر حتا دو خرده از این پراکنده‌جام را به‌هم بست زند، کاری کرده است کارستان... که باید غنیمت شماردش. این عمده‌کارکرد نوروز است برای این‌روزهای من... و من همین را سفت در آغوش می‌فشارم.

نوروزتان مبارک!

۶ نظر:

ناشناخته ها گفت...

نوروز همیشه شکستگی ها را بند زده، و برای همین هم این قدر عزیزست. بهارتان شاد.

ناشناس گفت...

نوروزتان پیروز،

مرضیه گفت...

سال نو مبارک!

سام الدين ضيائی گفت...

Happy Nowrouz Majid jaan!...

فرزاد گفت...

مبارک باشه

من این یکی رو هر جوری بشه از یاد که نمیبرم هیچ > سعی میکنم بهتر از زمانی که ایران هم بودم به جا بیارمش

مجيد زهری گفت...

درود بر همگی.
سال نو مبارک، نوروزتان پیروز!