دوشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۸

نویسنده‌ی مسئول - نویسنده‌ی ملتزم

تحلیل اخبار روز؟!

من همیشه سعی کرده‌ام نشان دهم: می‌شود وبلاگ نوشت، در عین حال، آدمی "روزمره" هم نبود. این عمده‌تمرینی است که در این وبلاگ کرده‌ام. همین اصل فراراه من بوده تا اگر چیزی منتشر می‌کنم، حتا کوتاه، در آن نکته‌ای باشد برای فکرکردن.
کار روزنامه‌نگارِ تحلیل‌گر، گذشته از خبررسانی، برانگیختن مخاطب است. من از این مشی بدورم. آتش که به جان کسی انداختی، در کم‌ترین حالت فقط خودش را سوزانده‌ای؛ اگر گُر بگیرد و زبانه بکشد که اطرافیانش هم خاکستر شده‌اند! من اما با زدن جرقه‌ای کوچک -آن‌هم در ذهن نه در دنیای عواطف- موافق‌ترم. معتقدم قدکشیدن احساسات فرد، نتیجه‌اش افتادن سایه‌ای ضخیم روی عقل اوست. انسان‌های برانگیزاننده، استادان سواری بر پهنه‌ی ناهموار موج احساسات مردم‌اند.
بایستی فکرها را تمرین داد. بایستی عامل اندیشیدن ایجاد کرد.
البته نمی‌شود نوشت و برنیانگیخت. این واقعیتی‌ست. نوشته‌ای خالی از شررهای احساس، نه موثر است و نه قابل خواندن. اما باید برای برانگیختن حد نگه داشت و سطحی قائل شد. باید مواد خام اندیشیدن بیش‌تری به متن تزریق کرد. این خودش مصداق کامل مسئول‌بودن نویسنده* است.

توضیح:
* مفهوم "نویسنده‌ی مسئول" سر تا پا با "نویسنده‌ی ملتزم" فرق دارد. نویسنده‌ی ملتزم تحت تأثیر کامل نوعی ایدئولوژی، پیرو تئوری ماکیاولی، به هر وسیله دست می‌زند تا احکام ایدئولوژی‌اش را نشر دهد و پیاده کند. "نویسنده‌ی مسئول" ولی پراگماتیست است و با دنیای روز هم‌خوان؛ نه این‌که در ایدئولوژی خاصی یخ زده باشد. او تمام مدت در حال اضافه‌کردن به دانش و سرندکردن باورهای قبلی است.