اینرا مهربانی در فیسبوک گذاشته است که ظاهراً از صادرات ادبی و تا بخواهید قصار جناب شاملو است:
«هنر شهادتی است از سر صدق : نوری که فاجعه را ترجمه می کند تا آدمی حشمت موهون اش را باز شناسد.»
منکه نفهمیدم چه میگوید... هر کس فهمید، جان مادرش توضیح بدهد ما هم روشن بشویم!
«هنر شهادتی است از سر صدق : نوری که فاجعه را ترجمه می کند تا آدمی حشمت موهون اش را باز شناسد.»
منکه نفهمیدم چه میگوید... هر کس فهمید، جان مادرش توضیح بدهد ما هم روشن بشویم!



8 پيام:
مجيد جان
فكر كنم جناب شاملو تو حال عادي و طبيعي اين عبارت رو نگفته باشند .
با تشكر از تارنماي پر محتوايت
توی یک جمله اینهمه چرند بافتن هنره والله!!
man tou facebook neveshtam, har vaght khastid tozih midam.
مجید جان من امروز مطلبت را خواندم و کلی خندیدم از خستگی روزانه بیرونمان اوردی . واقعا که جمله باحالی بود
دوست گرامی بهار
با کمال احترام به شما، من گمان نمیکنم این عبارت چیزی بیش از بازی با کلمات باشد. البته احتمال میدهم که مرحوم شاملو، برای سرهمکردن چیزی درخور "تفسیر"، چندباری به لغتنامه مراجعه کرده تا یکوقت غلط املایی نداشته باشد!
مجید جان دلبندم!تو هم چقدر به این شاملوی مرده ای که دیگر جوابگوی انتقادات از خود نیست گیر می دهی عزیز؟! اتفاقا لا اقل همین یک جمله ی شاملو را هنر می دانم! با همین یک جمله حشمت موهون ما آدم ها را بر ملا می کند!همین یک جمله اش " شهادت از سر صدق"ی است که می گوید! همان "نوری" است که "فاجعه را ترجمه می کند"! و " حشمت موهونش را باز می شناساند"!!! من که فهمیدم چه گفته و توضیحی بر آن لازم نمی بینم! متوجه شدی که مجید جان؟! مخلصم ها! چه می شه کرد هر چند وقت یه بار به یه بهانه ای باید به یر ویای هم ییچید و ابراز ارادتی کرد دیگر! می دانی اگر دوستت نداشتم هیچ نمی گفتم! ارادتمند همیشگی
بهنظرم مشکل از ضعف درک فارسی من است، نه چیز دیگر!
به هر حال، سپاسگزارم از توضیحات.
با حرمت.
به قول لات و لوت ها کتک خوردتیم داداش!
ارسال يک نظر
>>> صفحهی اصلی