نسرین بصیبی از اشغال سفارت ایران در آلمان شرقی میگوید
تصمیم گرفتیم کاری جنجالی کنیم. کاری که رسانهها به آن توجه کنند. رفتیم به شرق برلین و سفارت ایران در آلمان شرقی را برای چند ساعت اشغال کردیم. ده مرد و دو زن بودیم. از مردها پرویز دستمالچی و احمد طهماسبی را به خاطر دارم. زن دیگر، روحی بود که یک بچهی کوچک داشت. سفارت در طبقهی دوم خانهای با ظاهری معمولی در خیابان استراوانگر قرار داشت.در تعجبم که این "رفقا"ی دانشجو، با اینهمه مشغولیت و گرفتاری، کی وقت میکردهاند درس بخوانند و دکترا بگیرند؟! لابد تقصیر کمکهزینههای درشت پهلوی به دانشجویان "خیلی فعال" خارج از کشور بوده که اینها بجای درس، به تخریب مشغول بودهاند!
ابتدا احمد طهماسبی و من زنگ در را فشار دادیم و گفتیم میخواهیم ازدواج کنیم. در را که باز کردند بقیه بچهها که تا آن هنگام در پاگرد پله ایستاده بودند بالا آمدند و همراه ما وارد شدند. به کارمندان گفتیم، آرام باشند و اتفاقی نمیافتد و ما دو سه ساعتی آنجا میمانیم. هدفمان را از اشغال سفارت برایشان توضیح دادیم. ترسیده بودند و هیچ نمیگفتند. درگیری در کار نبود.
از سفارت به رسانهها زنگ زدیم و دوستان ما در غرب هم بر اساس قرار قبلی به رسانههای غربی خبر دادند. چند ساعت بعد پلیس در محل حاضر شد و دست و پای ما را که بی حرکت روی زمین نشسته بودیم و از جایمان تکان نمیخوردیم، گرفت و از پلهها پائین برد. گروه بزرگی از خبرنگاران دوربین بدست، جلو در منتظر ما ایستاده بودند. ما را سوار ماشین پلیس کردند، خبرنگاران در این فاصله از ما عکس و فیلم میگرفتند. آن شب دوستان ما در غرب چهرههای یکی یکی ما را که پلیس از سفارت بیرون میبرد، در اخبار اصلی تلویزیون دیدند.[+]
۳ نظر:
توصیه میکنم این کتاب رو مطالعه کنی:
Liberal Fascism by Jonah Goldberg
بند آخر متن به نکته ی جالبی اشاره کرده بود. .اقعا چطور درس میخوندن؟
با سلام
وبلاگ خوبی دارین , حتما همین جوری ادامه بدین.
در ضمن من شما رو لینک کردم . لطف میکنید اگه من رو با نام " تبعیدنوشته های دانش آموز مهاجر به کانادا" لینک کنید.
www.tabidneveshte.blogspot.com
با تشکر
در پناه حق
ارسال یک نظر