امسال بالاخره کسبه Eaton Center اجازه پیدا کردند که روز جمعهای که میآید، یعنی در Good Friday باز باشند. من حوصله ندارم برای آنها که نمیدانند توضیح دهم که Good Friday اصلاً چی هست (بچرخند در گوگل پیدایش کنند)، فقط این را بگویم که این "ارفاق دولتی"، با مخالفت بعضی معتقدین به دین مسیح روبهرو شده. حرف این عده این است که "ما مردم به استراحت هم نیاز داریم و بایستی روزی را کنار خانواده سر کنیم" که در بنیاد بهانهای است برای لاپوشانی اعتقادات مذهبیشان! حرف اینها در اساس بیراه نیست، اما چون پایهی مذهبی-دینی دارد، لاجرم ربطی به شعور و عقل ندارد. اگر امروز در شهر تورنتو -شهری که همین چند دهه پیش کارکردن در یکشنبه جرم بود و مجازات داشت- هفتاد و دو ملت دارند کنار هم -بیدردسر- زندگی میکنند و شأن انسانیشان حفظ میشود، اینها همه از مواهب سکولاریسم است.
من معتقدم "کسب" یک حق است و پارهای است جدانشدنی از تمدن بشری. مگر میشود عدهای کاسبی نکنند و بخش عمدهتری خرید؟ در یک کلام: جامعهی باز و پویا، جامعهای است که اقتصاد در آن آزاد باشد. در ثانی، چرا باید دین در هر موردی برای جامعه کسبِ تکلیف کند؟ آیا باید اجازه داد که پای آموزههای دینی به اقتصاد نیز کشیده شود، آنهم در کشوری سکولار که دین رسمی ندارد؟
مسیحیها -بهویژه کاتولیکها- میگویند که کارکردن در "جمعهی پاک" توهین است به عقاید آنها. باید پرسید: آیا بازداشتن جمعیت بزرگی که مسیحی نیستند از کار -و گرفتن حق انتخاب از آنها-، توهین به آنها نیست؟
من معتقد نیستم که انسانها به دین همدیگر احترام میگذارند. بهواقع انسانها "وانمود" میکنند که احترام میگذارند. کسی که به دینی ایمان دارد، در مرحلهی نخست میآموزد که دین او از دیگر دینها و مذاهب بهتر است. این اصولاً اساس ایمان به یک دین است. پس او عملاً نمیتواند احترامی برای دیگر ادیان قائل باشد. از این رو، لازمهی احترام به حقوق بشر، بریدن پای احکام دینی-مذهبی از حوزهی جامعه و تبعید آن به حوزهی خصوصی است.
من معتقدم "کسب" یک حق است و پارهای است جدانشدنی از تمدن بشری. مگر میشود عدهای کاسبی نکنند و بخش عمدهتری خرید؟ در یک کلام: جامعهی باز و پویا، جامعهای است که اقتصاد در آن آزاد باشد. در ثانی، چرا باید دین در هر موردی برای جامعه کسبِ تکلیف کند؟ آیا باید اجازه داد که پای آموزههای دینی به اقتصاد نیز کشیده شود، آنهم در کشوری سکولار که دین رسمی ندارد؟
مسیحیها -بهویژه کاتولیکها- میگویند که کارکردن در "جمعهی پاک" توهین است به عقاید آنها. باید پرسید: آیا بازداشتن جمعیت بزرگی که مسیحی نیستند از کار -و گرفتن حق انتخاب از آنها-، توهین به آنها نیست؟
من معتقد نیستم که انسانها به دین همدیگر احترام میگذارند. بهواقع انسانها "وانمود" میکنند که احترام میگذارند. کسی که به دینی ایمان دارد، در مرحلهی نخست میآموزد که دین او از دیگر دینها و مذاهب بهتر است. این اصولاً اساس ایمان به یک دین است. پس او عملاً نمیتواند احترامی برای دیگر ادیان قائل باشد. از این رو، لازمهی احترام به حقوق بشر، بریدن پای احکام دینی-مذهبی از حوزهی جامعه و تبعید آن به حوزهی خصوصی است.
۸ نظر:
واقعا مسخرست. کدام دین به پلورالیسم اعتقاد دارد؟ هیچ کدام.
بعد اینکه در یک کشور سکولار همچنین قوانینی وجود داشته باشد هم خندهدار است و هم اعصاب انسان را خورد میکند که "ما رو باش میخوایم از ایران فرار کنیم"
جدی یکم فکر کنیم، چهطور یک همچین چیزی "دین"، که فقط ایمان توجیهاش می کنه ( هر چیز موجه صادق نیست ) تونسته اینهمه سال بمونه و حتی یک تاریخ فلسفه رو به .. بده!؟ فکر میکنم دلیلش اینه که اکثر مردم از هر چیزی که نیاز به فکر داشته باشه فراری هستند!
بهتر بود توضيح میدايد مخالفت شما با تعطيل بودن اين روز مذهبی است يا فقط با تعطيل بودن مراکز خريد مشکل داريد. چون تعطيلاتی مثل روز اول ژانويه يا جولای يا اولين دوشنبه سپتامبر يا تعطيلات مربوط به فدرالها وجود دارد که تعطيلات مذهبی نيستند.
حالا چرا بين اينهمه دليل برای تعطيل بودن مراکز خريد، فقط نظر مذهبی ها را نوشتيد؟ مگر کارگران فروشگاه ها که مجبورند در يک روز تعطيل سر کار بروند نظری ندارند؟
عجيبتر اينکه نوشتيد تعطيل بودن اين روز (و البته احتمالا روزهای تعطيل ديگر) گرفتن حق کار و کاسبی است! اول اينکه با دو دو تا چهارتا کردن ميشود فهميد که تعطيل بودن يک روز چيزی از کاسبی کسی کم نميکند. کسيکه ميخواهد خريد کند روز قبل يا بعد آن اين کار را ميکند. پس از ميزان فروش کم نميشود، فقط اينوسط کارگرها و کارمندان فروشگاه ها مجبور میشوند در روزی که همه تعطيل هستند به سر کار بيايند. در کنار آنها کارگران خدمات هم بايد فعال باشند. پس تعداد زيادی از مردم بجای استفاده از چند روز تعطيلی پشت سر هم و مسافرت و تفريح، بايد سر کار باشند تا مثلا من و شما دوست داريم هر روز خريد کنيم؟
من هم موافق جامعه سکولار هستم ولی وقتی چنين بهانه های سطحی برای مخالفت با مذهب وجود دارد، بدبختانه نفوذ مذهب در جامعه بيشتر و بيشتر ميشود.
نظر من "بهانهای سطحی" نیست خوانندهی ناشناس، بلکه نقد اقتدار و نفوذ مذهب در لایههای اجتماع است. اگر تو به خاطر مخالفت عقیده، آنرا فرومیکاهی، مشکل خودت است.
مسئله این است که بسیاری از مردم بدون ریشهایدیدن مراسم، "بر حسب عادت"، از آنها پیروی میکنند.
من با این مخالفم که دین قدرتی داشته باشد که باعث شود چرخ حرکت اجتماع برای روزی بایستد. اگر تفکر جمعی و خواست دموکراتیک اجتماع به این نتیجه برسد که فلان روز تعطیل رسمی اعلام شود، ایرادی به آن وارد نیست.
اگر کمی بدون پيشداوری جملات بنده را میخوانديد، متوجه ميشديد مخالفتم با نوع تحليل شماست نه عقيده، چون در عقيده که مضر بودن مذهب و دين برای جامعه است، با يکديگر هم عقيده هستيم.
ولی برايم جالب است بدانم آيا شما يا اشخاص ديگری رای گيری کرده ايد که مردم تعطيلی اين جمعه را نمیخواهند که اکنون در "خواست دموکراتيک اجتماع" شک داريد؟
کسی نيست که با تعطيلی چسبيده به آخر هفته مشکلی داشته باشد، آنهم در ابتدای بهار. کسيکه مذهبی است به عزاداری بپردازد و من و شما هم از اين چند روز تعطيلی لذت ببريم. ولی اين نهايت خودخواهی است که عده ای را از اين تعطيلات محروم کنيم که چرا اين روز مبدا مذهبی دارد؟
بر فرض آزاد بودن اين روز، صاحب فروشگاه آزادی انتخاب دارد، ولی کارگران او چه؟ آيا آنها که تعدادشان چند برابر صاحبان سرمايه است، در اين اجتماع دموکراتيک شما حق انتخاب ندارند؟
البته روشن است که با تعطيل يا غيرتعطيل بودن آن کار نداريد، زيرا اشاره ای به شرکتها و اداراتی که از کسب و کار محروم ميشوند نکرديد!
همانطور که از تحليل شما آشکار بود، واکنش شما هم برابر نقد مشخص ميکند چقدر کلامتان ميتواند برای روشنگری افراد ساده مذهبی تأثيرگذار باشد.
کلام آخر اينکه آيا شما آشنا هستيد که من ناشناس شدم؟ به صرف يک نام يا يک سايت افراد با هم آشنا نميشوند.
فرزاد
تمام حرف روی "اجبار دینی-مذهبی" میچرخد: اجبار نمازخواندن، اجبار کلیسارفتن، اجبار روزهگرفتن یا چادرسرکردن، اجبار طلاقنگرفتن (کاتولیکها)، اجبار نداشتن ارتباط جنسی قبل از ازدواج (مخصوصاً برای دخترها) و این آخری "اجبار تعطیلبودن". من با تحمیل مذهبی در هر شکلاش مشکل دارم. انسانی که قدرت فکرکردن دارد، نیازی ندارد یک دستورالعمل خارجی برایش تصمیم بگیرد. با آن تحمیل دینی-مذهبی بیشتر مشکل دارم که بدون صراحت و با پوشش "کمک به آسایش مردم" وارد میدان میشود. ریشهاش را که ببینی، اجبار دینی-مذهبی است و بس. ما ایرانیها -بر اساس تجربهی سیسال گذشته- لااقل بیشتر از غربیها در این باره تجربه داریم.
نکتهی دیگر: اشارهی من روی Eaton Center است (معروفترین مال تورنتو) نه جای دیگر. هر ساله در "عید پاک"، کسبه را مجبور میکردند که مغازههایشان را ببندند؛ امسال اما نه، که این عقبنشینی مذهب را باید به آزاداندیشان تبریک گفت. بهتکرار، جلوگیری از کسب به بهانهی مراسم دینی-مذهبیع مخالفت با آزادی و حق انتخاب است و هیچ اسم دیگری به آن نمیشود داد. حالا اگر اجباری نباشد، کسی اگر بر اساس آموزههای دینیاش بخواهد در خانه بماند، خب میماند. آزادی اصلاً یعنی همین.
در یک شهر چند ملیتی و آزاد، هیچ دینی، زیر هر پوششی (فرهنگ، رسم و غیره) حق ندارد برای مردم کسب تکلیف کند.
در مورد اشاره به "حق کارگر" و "سیستم سرمایهداری" و از این دست حرفها، اینقدر نوشتهی دندانگیر در نت هست که اهلاش میتوانند بروند و بخوانند و رویش بیاندیشند. در کل، هر کس مختار است هر طور که میخواهد فکر کند و به این تفاوت دیدگاه بهتر است احترام گذاشت.
ببينيد من عامی از تحليل شما اينگونه برداشت ميکنم که طرفداران جامعه سکولار يا به قول شما آزاد انديشان با تعطيلی و استراحت بخشی از جامعه مخالفند و دنبال استثنا قائل شدن بين مردم هستند ولی مذهبی ها بدنبال رفاه همه. بهتر نيست شما که قلم بدست گرفتيد و مينويسيد به گونه ای باشد که من کم سواد و عامی دچار اين برداشت نشوم؟
حتما سن شما اقتضا نميکند که وقايع سی سال قبل را به ياد داشته باشيد ولی همين گفتمان "آزاد انديشان" سبب شد مردم گرد آيت الله ها جمع شوند و برای به دست آوردن عدالت دست به دامن مذهب شدند.
فراموش نکنيم بسياری از قوانين اجتماعی با قوانين مذهبی مطابقت دارد. به نظر شما ميشود با مجازات قاتلان و دزدان مخالف بود به اين دليل که در تمام مذاهب هم جرم است و مذهبی ها هم خواهان مجازات آنها هستند؟ در اجرای قانون اگر به بهانه مخالفت با مذهب استثنا قائل شويم، جامعه گرفتار تبعيض ميشود و همين مردم را به سمت پديده های غير عقلانی ولی شعاری مانند مذهب و خرافات سوق ميدهد.
فرزاد
طاها بذری عزیز!
جملهی آخر شما را باید با طلا نوشت!
جناب زهـری
عرض میشود كه استاد كامبيز يگانگی در جواب به عرايض بدخواهان، اقدام به ايجاد يك سايت آفيشيال نمودهاند: kambizyeganegi.com لذا بدخواهان نيز عرايض خود را منبسط كرده، بيشتر نوشتند و خلاصه اينكه جنگ مغلوبه شد!
شما در همين پُست به گونهای دغدغهی دين داشتهايد، آيا هنوز هم انگيزهی لازم برای اظهارنظر در مورد اين مـعركه را در خود سـراغ نمیكـنيد:
در سايتِ آفـيشيال تعداد عناوينی كه استاد در رسایِ خويش برشمردهاند شانزدهتاست، تكنولوژی كاملشدن نـيز شانزده مرحله دارد و اين شانـزدهزدگی از آنجاست كه آتشِ مقدّسِ آتشكدهها از شانزده آتشِ كوچكتـر تشكيل شـده كه بر هر يك، شانزده مُـغ دعای تـطهير خواندهباشـند! اندكی به مـعنای اين تـشابه نـمادين بـينديشيد، آنگاه درمیيابيد كه موجود بـشری چگونـه به توهّـمِ احساسِ رسالت مـبتلا میگردد: http://unto-unity.blogfa.com
با سلام.
ارسال یک نظر