جمعه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۸

اشاره به بحث "رسانه‌ی ملی"

این بحث "رسانه‌ی ملی" از آن بحث‌هاست که باید حسابی رویش دقیق شد و موی از ماست‌اش کشید، فقط حیف که به حد "بازی‌ای وبلاگی" نزول کرده است؛ حیف! من‌هم حرف‌هایی دارم در این باره که بشود خواهم زد. طرفه این‌که فکر می‌کنم اعتقاد به داشتن "رسانه‌ای ملی" از پایه غلط و نشانه‌ی استبدادزده‌گی جمعی ماست؛ نشانی‌ست از نداشتن دانش و درکی کافی از مفهوم "رسانه‌ی آزاد" در فضایی باز. شاید حرفم ثقیل به‌چشم بیاید... که حتماً می‌آید. امیدوارم بتوانم ایده‌‌ام را سر فرصت عبارت‌بندی کنم و شرح بدهم.

۲ نظر:

A fan گفت...

Dear Majid,
I always eager to read your new posts and to get some jewel out of your wisdom. Why you recently write so little?! Are you disappointed or scared to express your self?! I know it's your personal weblog, but you have fans and it would be nice to pay respect to their enthusiasm for your writing.

مجيد زهری گفت...

...
اگر بخواهم مستقیم بروم سر نکته‌ای که به آن اشاره می‌کنید: موضوع این است که نوشتن در بنیاد، دو لازمه‌ی اصلی دارد: "دغدغه" و "انگیزه". وقتی دغدغه‌های زندگی انسان از موضوع ایران به سمت دیگری پرت بشود، طبعاً او نمی‌تواند همان خط قبلی را برود که "بازتاب مسائل ایران و ایرانی" بود؛ اگر برود، کارش می‌شود بازتولید خود و زندگی در مدار تکرار. انگیزه هم خودت می‌دانی، سرچشمه‌ی هر حرکتی‌ست. اگر از درون جوششی نباشد، هیچ واژه بر صفحه نمی‌ریزد. این جوشش که کمرنگ بشود، نوشته قبل از تولد، عاقبتی ندارد جز کورتاژ و... تمام!

از پیام محبت‌آمیز شما سپاسگزارم.