در مصاحبهی زیر، شهریار مندنیپور که از نویسندگان مطرح ادبیات امروز ایران است، اظهار میدارد که شخصیت داستانیاش «عیناً همان چیزهایی که در ذهنش میگذرد را میگوید» (نقل به مضمون - دقیقهی ۱۵:۴۰).
گفتوگوی ویژه - شهریار مندنیپور، نویسنده.
نظیر این حرف را بسیاری دیگر از نویسندگان نیز زدهاند؛ چه در واقع از شاخصههای روایی داستاننویسی امروز ایران است. پرسشی که اما کمتر نویسندهای به آن توجه میکند این است که آیا انسانی وجود دارد که عیناً آنچه میاندیشد را بر زبان بیاورد؟ این دقیقاً یکی از گرههای روایی داستانهای ماست که باعث شده جهانی نشوند.
هیچ انسانی، خواه شخصیت داستانی باشد خواه عابر خیابان، راننده تاکسی یا پدر من و شما، عیناً آنچه میاندیشد را نمیگوید. داستاننویس جهانی این واقعیت را میداند و از این رو، هیچگاه چنین ادعایی مطرح نمیکند. از قضا، داستاننویس جهانی نشان میدهد که شخصیت کجا چیزی اندیشیده، اما مطابق آن عمل نکرده و حتی خلاف آن را گفته است. این ظرافت، یکی از عناصر مهم ادبی است که نویسنده در سطح جهانی همواره آن را لحاظ میکند.
پ.ن. از اینکه آقای مندنیپور در کتابش یکی از باورهای خرافی اسلامی را بازتولید میکند و نام آن را «ابتکار روایی» میگذارد، درمیگذریم - ایشان اما مدعی میشود که ما دستکم صد داستان کوتاه جهانی داریم، اما به نام هیچیک از این داستانها اشاره نمیکند. شخصاً خوشحال میشوم با این داستانها آشنا بشوم؛ البته بهجز کارهای صادق هدایت که داستان در قوارهی جهانی فراوان دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر