پنجشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۷

آمدن 2009 و به هر حال تبریک!

نوعی تعهد ضمنی می‌گوید: "سال نو که رسید، بلافاصله تبریک بگو و برای همه آرزوی بهترین‌ها را بکن"! خب، این‌هم مثل خیلی از رفتارهای روزمره‌ی ماست که انجامش می‌دهیم، بدون ذره‌بین انداختن به ریشه‌هایش. بد هم نیست البته. یک‌جور فرصت است برای نزدیک‌کردن انسان‌ها به هم. اما بدبختی این‌جاست به هفته نکشیده، باز از هم دور می‌شویم و "همان آش و همان کاسه"ی باقی روزهای سال!
من در تخیل خودم، می‌گردم دنبال امکانی که بشود بلندمدت‌تر انسان‌ها را به هم جوش داد. مثلاً متعصب‌نبودن در مذهب یا ایدئولوژی یا دیگر ایمان‌ها. ولی عقربه‌ی ساعتم یک‌چرخ‌اش تمام نشده منصرف می‌شوم، برای این‌که به گواه تاریخ، انسان‌ها دائماً بین این تعصب و آن جزم در غلت و چرخش‌اند!
امید هم چیز خوبی است البته. بی امید اصلاً مگر می‌شود زندگی کرد؟ ولی اگر سیر سال‌های گذشته را محکی بزنیم، می‌بینیم وضع آن‌طورها هم که باید بهتر نشده؟ سالی رفت و دیگری آمد و وضع اغلب ما... پس چه شد آن‌همه امید که خرج کردیم؟ فقط امیدواری به آینده‌ی بهتر که کافی نیست... ولی خب لازم است.
ولی من ته دل از تبریک سال نو خوشم می‌آید. برای من فرای عادت است؛ فرای دلگرمی‌دادن ا‌ست. نوعی همدلی با زمان و رفاقت با گذشته‌هاست... و روداشتن به آینده البته. تغییر سال لحظه‌ای است که مسیر شکسته‌ی زمان را به‌هم بند می‌زند. ایستگاهی‌‌ست برای تعویض قطار حرکت زندگی. برای درک آن‌چه رفته و آرزو برای آن‌چه قرار است بیاید، حضور این نقطه الزامی‌ست. و ما سرگردان بین این ایستگاه‌ها...
سال نو مبارک!

۸ نظر:

ملا حسنی گفت...

زمانی که مدرسه ابتدایی میرفتیم و مشق می نوشتیم وقتی به صفحات آخرین دفتر مشق میرسیدیم احساس عجیبی داشتیم. احساس کهنگی.
بخاطر همین بود که وقتی دفتر جدیدی میخریدیم و اولین سطر را که میخواستیم بنویسیم با یک دنیا لذت شروع میکردیم.
خوشحالی درونی تجدید هر سال نیز همانند شروع نوشتن مشق در دفتر جدید ایام است.
سال جدید را به شما و بقیه دوستان تبریک میگویم.

Paris گفت...

سال نو مبارک

مجيد زهری گفت...

از مثال شاعرانه‌ای که زدی لذت بردم. سال نو هر دو تان مبارک بادا.

سام الدين ضيائی گفت...

Happy New Year!

Abdol-Qader Balouch گفت...

مجید جان زهری گرامی با درود و مهر فراوان. و عذر خواهی از تاخیر. خیلی خیلی از بزرگواری تو و محبتهای بی دریغت که با کامنتهایت در طول بیماریم نثارم کردی ممنونم. سالی پر بار و پر از سلامتی برای تویی که حرص فراوانی برای ایران می‏خوری آرزو می‏کنم.

سیدتقی گفت...

فک کنم آدم مغروری باشی... حس بدی دارم نسبت بهت

فرزاد گفت...

خوش به سعادت خودم که اصلا نمیشناسمش

مجيد زهری گفت...

معمولاً آدم‌های حقیر نسبت به آدم‌های مغرور حس بدی دارند.