سه‌شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۷

ریچارد براتیگان، سالینجر، بارتلمی و... من همیشه با مدعیان کم‌خوانِ متعصب جدل داشته‌ام راجع به جغرافیای ادبیات. همیشه معتقد بوده‌ام که ادبیات آمریکا از لحاظ نوآوری در قیاس با اروپا و تخمیناً باقی جهان، مثال طوفانی است در مقابل گوزی که ناغافل از فرد کون‌گشادی دررفته باشد! اما کو گوش شنوا...
این‌روزها که با ترجمه‌ی کورسویی از شعله‌کش ادبیات آمریکا، بعضی ارزیابی‌ها به سمت واقع تغییر کرده، تازه دارد حرف نه‌چندان مودبانه‌ی من مصداق می‌یابد. اما خب گاهی باید رک گفت؛ مگر نه؟

هیچ نظری موجود نیست: