سه‌شنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۶

بزرگ‌ترین شاهکار ما ملّت!

اهل فرهنگ و ادب -و حتا گاه عوام- ما، ضمن باليدن به شاهکارهای ادبی ايرانزمين مثل شاهنامه، غزليات حافظ، مجموعه‌آثار عطار، کارهای مولوی، بوستان و گلستان سعدی... و امثالهم، از آن‌ها به عنوان "شناسه‌ی ملّی" ايرانيان نام می‌برند. مفهوم اين حرف اين است که اين آثار را "معرّف هويت ايرانی" قلمداد می‌کنند.
من شخصاً بر اين باورم که بهترین معرّف فرهنگی-هويتی ما ايرانيان، شاهکار بی‌بديل‌مان انقلاب اسلامی است! واقعيت اين است که نمی‌شود خلاقيت‌های فردی عدّه‌ای ادبای تاریخی‌ را به‌پای جميع مردم نوشت. اين خبطی است که سال‌هاست مرتکب شده‌ايم... مخصوصاً بعد از مشروطه و در حکومت پهلوی‌ها اين باور اوج گرفته.
انقلاب اسلامی هويتی‌ترین عملکرد تاریخی ايرانيان بوده است. ولايت مطلقه‌ی فقيه نتيجه‌ی زايمان تاريخی اين ملّت است. می‌خواهيد باور کنيد يا نکنيد، ولی به‌واقع اگر اين مردم را در هر کجای ارض آزاد بگذاريد، عين يا چيزی شبيه به همان بساط را پديد می‌آورند! اين وسط البته عدّه‌ای آدم روشن که خصلت شهروندی دارند باقی می‌مانند که بهتر است آن‌ها را استثنا دانست.
این فريب بزرگ که "ادبيات هر ملّت، شناسه‌ی آن ملّت است" ديگر کم‌تر کسی را تحت تأثير قرار می‌دهد. چرا نوع حکومت و عملکردهای تاریخی یک ملّت -از جمله خباثت‌ها و رذالت‌هايش- را برگ هويتی آن ندانيم؟

۵ نظر:

گوشزد گفت...

صد در صد موافقم

حمید میداف گفت...

یکبار با همان روش خشن خویش همین حرف را در جمعی زدم، کمی خشن‌تر درگفتار. محرک من از آن حرف و آن برداشت اعمالی بودند که در زمان انقلاب از بسیاری از هموطنانم دیده بودم. آن چه ما می‌خواستیم بختیار به ما داده بود ولی همه گُر گرفته بودند، دیوانه شده بودند آمدند و خانه را بر سر همه خراب کردند. گفتم ما کورش و داریوش و فردوسی داریم و به آنها می‌بالیم ولی در حماقت نیز شاید نظیر نداشته باشیم. چه ایراد بر آخوندها؟ ما دولا شدیم آنها سوار شدند. حاضرین در جمع در روبرو جرأت نکردند حرفی بزنند، در خفا اما چه ها که نگفتند...امید این بلای آسمانی درس عبرتی بشود برای نسل‌های بعد

سام الدين ضيائی گفت...

و اما مجيد جان، اين رفتار آميخته به حماقت را ما مدعيان روشنفکری بايد تغيير دهيم،نه با آن بالا ایستادن و حماقت ملت را ــ که من در این باره با تو موافل نیستم و به نظرم اشتباهاتشان نتیجه ی زودباوری شان است ــ به رخش کشیدن و حقیر کردنش که این از ما مدعیان بعید است! بلکه با ساختن صبورانه ی آن هويتی که مدعی هستيم تمامش در انقلاب کردنشان خلاصه می شود! منتها ما عادت کرده ایم به ساده ترین وجه و با کوتاه ترین راه همه چیز را کردن ملت بیاندازیم!حالا اگر من و تو سنمان قد نداد و جزو انقلابیون دوآتشه روشنفکر زیر علم خوینی چوش نزذیم،حمایت تمام عیار همین روشنفکران از چب تا راستش که انکار یذیر نیست!عزيز دل برادر!من و تو ... برادران و خواهران،مادران و يدران! ــ اگر هم همه از آن َده آدم روشن اند که می گويی خلاصه عمه ای،خاله ای کسی ... حضور همه ی همین ملت ايران است که هويت ايرانی بودن مان را تعريف می کند! مگر همين غربی ها که من و تو سنگ متمدن بودنشان را به سينه می زنيم روشن فکر تر از مردم زودباور ما هستند؟ اين رفتاری را که می بينيم نتيجه ی عملکرد روشنفکران و بعد دولت هابوده است! ارادتمندم

لاله گفت...

یک عده جوگیر شدن و ان قلاب کردن به ما چه ربطی داره. هویت ما همون چیزایی هست که از دوره داریوش برامون مونده.

Shervan گفت...

I totally agree. Perfectly correct!