شنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۵

ادموند اسپنسر

ادموند اسپنسرادموند اسپنسر (Edmund Spenser, 1552-1599) از شعرای (انگلیسی‌تبار) بنام قرن شانزدهم میلادی، از هم‌عصران شاعران مشهوری همچون Wyatt ،Surrey و Sydney. به مدارس معروفی چون The Merchant Taylor’s School و سپس به Pembroke College, Cambridge رفت و به کسب مدارج دانشگاهی پرداخت. اسپنسر به سبک شعرائی چون Chaucer احترام می‌گذاشت و تا حدی نیز دنباله‌روی این استاد بزرگ انگلیسی بوده و به سبک Pastoral Poetry نیز تمایلات فراوانی می‌داشته است. از جمله زیباترین کارهایش می‌توان به The Shepheardes Calendar و The Faerie Queene اشاره داشت. شایان توجه است که بدانید نوشتارهای اسپنسر الهام‌بخش جنبش‌های مختلف در بین ایرلندیان بوده است. آرامگاه اسپنسر درWestminister Abbey در "گوشه شاعران" در جوار آرامگاه Chaucer واقع است.
فکر کردم دیدم بد نیست، شما خواننده گرامی نیز با یک غزل از این مرد قلم آشنا شوید. البته عنایت داشته باشید که زبان اسپنسر زبان قدیمی است و برخی لغات نیز به شیوه مرسوم در قرن شانزدهم نگاشته شده‌اند. برای سهولت کار، ترجمه مدرن لغات نا آشنا را برایتان در پا نوشت به ردیف آورده‌ام.

Sonnet 34 (1)

Lyke a ship that through the Ocean wyde,
By conduct of some star doth make her way,
Whenas a storme hath dimd her trusty guyde,
Out of her course doth wander far astray:
So I whose star, that wont(2)with her bright ray
Me to direct, with cloudes is overcast,
Doe wander now in darknesse and dismay,
Through hidden perils round about me plast(3).
Yet hope I well, that when this storme is past
My Helice(4)the lodestar of my lyfe
Will shine again, and looke on me at last,
With lovely light to cleare my cloudy grief.
Till then I wander carefull comfortlesse,
In secret sorrow and pensivenesse.

Attention: Due to my lack of knowledge of "blogging", the footnote cannot be presented to you in a proper manner. My Apology to you all.

1.An adaptation of Petrarch’s Rima 189
2.Was accustomed
3.placed
4.The Big Dipper or North Star

۵ نظر:

mahtob گفت...

ترجمه اش مي كرديد بهتر نبود ؟

کتایون گفت...

مهتاب نازنینم،

باور من اینست که هنگامیکه اینگونه اشعار را در بوته ترجمه میگذاری به گونه ای شگفت به دگرگونی مفاهیم نهفته در اشعار یاری میرسانی.
و شاید این دگرگونی مفاهیم را به خواننده خود، تحت عنوان اثر فلان شاعر، به بهترین شیوه ممکن نیز تقدیم میداری ، اما تو که ترجمه کرده ای میدانی که نتوانسته ای زیبائی و لطف کلام را که از درون وجود شاعر تراوش کرده به خواننده ترجمه اثر انتقال دهی
چرا که اینکار کاریست که شاعر در حال حاضر به بهترین وجهی و با استفاده از زبان مادریش انجام داده.

بطور مثال برایت بگویم:
زیبائی شعر سعدی درهنگام خواندن شعراو به زبان پارسی است که تجلی پیدا میکند و نفس کلام او تنها در زبان پارسی است که شیوا و دلنشین مینماید. گو اینکه ترجمه های متعددی از اشعار سعدی در دست رس هستند که بدون شک از زیبائی های ویژه ای نیز برخوردارند، اما هیچکدام از این ترجمانها به هیچ روی توان رودروئی با سخن سعدی به زبان پارسی را ندارند.

با آرزوی بهترینها برای شما که با بیان نظرتان مایه دلگرمیم شدید.

ناشناس گفت...

I never knew that Iranians were fond of 16th-century poets such as Spencer. It is refreshing that you have actually introduced him to "us".
Look forward to reading more poetry of this kind!

Neda,

کتایون گفت...

Dear Neda,

You left me a delightful remark, to which I have to reply: you are absolutely right, some Iranians do like 16th-centruy Poesies. Perhaps in the future I will post some examples of Pastoral Poetry, by some of Spencer's contemporaries.

ناشناس گفت...

salam doste gerami
man tahghighi dar zamine edmond va asharesh daram mikhastam bebinam baraton emkan dare matlab dar ekhtiare man gharar bedin mamnon az lotfeton
bye
parvaneh_gh@yahoo.com