یکشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۵

یادداشت شماره 5

"همزیستی روسیه با اسلام معتدل در آینده"

طبق پیش بینی تنی چند از اسلامیون دانشگاهی، برادران روسی نیز به جمع دوستان پیوستند. تبارک الله احسن الخالقین، مبروک انشاءالله. از چکمه پوشهای تزاری، و رفیقهای بلشویک هرچه مهروصفا دیدید، همه را جمع نموده و سپس حاصل جمع را ضرب درعدد دو کنید تا اندازه "همزیستی روسیه با اسلام معتدل را در آینده" پیدا کنید. در حالیکه آسیای مرکزی در دست برادران روسی، آمریکای جهانخوار و آیت الله های انگلیسی و حزب الله و سپاه مهرورز پاسداران اسلامی است، ملل همیشه "مظلوم و دردمند" بدنبال یک لقمه نان بی نمک چشم براه رسیدن نانوای همیشه غایب درانتظاری درازایستاده اند.
پیش بینی اساتید دانشگاههای اسلامی، ونظریه پردازان مواجب بگیر را همواره باید مورد تفقّد قرارداد. زیرا اگر بخواهید و حوصله اش را داشته باشید میتوانید در لابه لای سخنان اینگونه افراد (البته اگربتوانید در هم ریختگی گفتاری و نوشتاری ایشان را تحمّل کنید، و از شیوه بکارگیری دستورزبان فارسیِ ایشان نیز چشم پوشی کنید) به نکاتی که بعضاً جالب میباشند، پی ببرید.
چند روز پیش، در سایت خبری "آفتاب نیوز" گزارشی بسیار کوتاه در مورد "پیش بینی" دکتر الهه کولایی (ازاساتید ورقلمبیده یکی ازدانشگاههایِ اسلامی شده) دررابطه با "همزیستی روسیه با اسلام معتدل درآینده" خواندم که قابل تأمل وتعمق بود وبد ندیدم که نظر شما را نیز بدان جلب کنم.
دکتر کولایی تغییر موضع برادران تازه مسلمان شده روس را در مقابله با "اسلام گرایی" بدینگونه تفسیر میکند که ابتدا رفقای بلشویک در آسیای میانه به "اسلام زدایی و ساختن انسانهای نوین" مشغول بودند. و صد البته خواننده گرامی میداند که منظور دکتر کولایی از ساختن "انسانهای نوین" به دست سرخهای بی دین، همانا ساخت هواداران احزابی مانند حزب توده، سازمانهای چریکهای فدائی خلق (اکثریت، اقلیت)، و مجاهدین خلق در ایران، و برپایی احزابی مانند بعث درعراق و یا حزب کارگری ترکیه میباشد. اما از آنجائی که اسلام ازآن نوع بیدها نیست که ازآن نوع بادهای بی رمق بترسد، لذا توانست جای پای خود را درآسیای مرکزی قرص و محکم کند و یک توسری جانانه هم به سرخهای شوروی بزند و افرادی مانند نورالدین کیانوری و احسان طبری را به آغوش خود فرا خواند. و افزون براینهمه، اسلام توانست در"شکل گیری هویت جدید آسیای میانه" نقش مهمی را ایفا کند. در این راستا دکتر کولایی اشاره ای بسیارکوچک به مسئله "تروریسم" و همکاری "آمریکا، روسیه و دولت های این منطقه" در مبارزه با "گروههای اسلام گرای افراطی" میکند. از این اشاره کوچک میتوان به چندین نوع از احتمالات رسید که ذیلاً به عرضتان میرساند:
1) رژیم اسلامی به منظور مبارزه برعلیه "اسلامیون افراطی" دست در دستان آمریکا و روسیه گذارده است، که اگر چنین باشد بی گمان آن چاقوی سلاخی در حال بریدن دسته خودش میباشد.
2) رژیم اسلامی در حال پوست اندازی است و ازاسلامی بودن بیرون خواهد آمد و مثل پاکستان خواهد شد، چون در غیر اینصورت گند و بوی این همکاری هم مثل چیزهای دیگر(واتر گیت و غیره) در خواهد آمد.
3) برادران روس و آقایون لاتهای اسلامی در ایران و حزب الله لبنان وحماس وفَتَح و بقّیه اوباش و اراذل منطقه با روی کار آمدن رسمی دموکراتها درآمریکا، بزودی در محل برپائی کنگره اتحادیه اروپا در پشت سر آیت الله های انگلیسی به نمازجماعت خواهند ایستاد. قربتاً الی الله.
4) شاید هم، به اضافه همه حدسیات فوق ، "اسلام گرایی افراطی" ازآسیای مرکزی مهاجرت کرده( که بدلیل وجود کله خرهای مذهبی در پاکستان وعراق و ایران، این نوع از مهاجرت درسطح خیلی وسیعی نخواهد بود، مگر آنکه معجزه ای در حد شق القمر صورت گیرد) و به آفریقای شمالی نقل مکان کند. که آنهم از سر بند جریانات نیجریه و کینیا، سودان ودارفور، واتیوپیا مقدمات این نقل مکان میمون فراهم آمده است، البته اگر مسیونرهای کاتولیک وپروتستانهای دو آتشته بگذارند.
حالا چرا روسها تغییر موضع داده اند پرسشی است بسیار پیچیده که دکترکولایی دربحثی بسیار فشرده پاسخی شفاف وجالب برای آن آماده میسازد. روسهای سرخ در "ابتدا خواستار تغییر دین مسلمانان" میبوده اند؛ یعنی میخواستند مارکسسیت لنینیست نجس خودشان را بجای مذهب پاک اسلام به خورد من و شما بدهند. اما چون دراینکارموفق نشدند، پس مثل آفتاب پرست رنگ عوض کردند و بصورت طلاب حوزه های اسلامی درآمدند که این بدعت هم اززمان خلافت آیت الله گورباچف پای گرفت. وهمزمان با این پوست اندازی، "شوروی تضعیف شده" که درافغانستان هم زِه زده بود با مقاومت اسلامیون افغانی (که به پشتیبانی "غربیان" انجام میگرفت) رودرو گشته وبنابراین سر خرخود را کژ کرده و پس ازبیست سال اشغال افغانستان، به کشورخود بازمیگردد. اینهم ازپیروزی خون بر شمشیر. تبارک الله. حتی حسنین هیکل، روزنامه نگار ونظریه پرداز شهیر مصری نیز، بنا بگفته دکتر کولایی، بدین نکته اشاره میکند که "این طرح تضعیف شوروی" توسط "غرب پایه ریزی شده بود". از آن طرف، حتی پس از فروپاشی شوروی نیز، ملتهای "مسلمان منطقه" طبق فرمایشات دکتر کولایی "همچنان به نبرد برعلیه روسها" ادامه داده اند. حالا چرا در این میان جمهوری اسلامی همچنان قراردادهای اقتصادی و نظامی و غیره با این روسهای سرخ و سفید امضاء کرده و میکند، آن امریست که به من و شما مربوط نیست!
اما حادثه یازدهم سپتامبر که رخ میدهد، ناگهان اتحّاد میان "اسلام گرایان خاورمیانه ای وغرب" پایان می گیرد (البته در ظاهر، وگرنه در باطن همه چیز کما فی السابق به همان منوال قدیم است ). و بنا بگفته دکتر کولایی، جریان یازدهم سپتامبر"روسیه و آمریکا را علیه جریان اسلام گرایی متحّد نمود." یعنی اول روسها از اسلام بدشان می آمد، درحالیکه آمریکائیها از آن خوششان می آمد، بعد شوروی با اسلام رویهم ریخت و حال آمریکائیها را گرفت. و سپس آمریکا که ازبن لادن وطالبان و دارودسته حزب الله کفرش در آمده بود، روسیه را از دست برادران اسلامی ربود و در زیر درخت هلو با او به عشقبازی مشغول شد. از آن طرف هم، روسها که حسابی هوای اسلامیون را کرده بودند از طریق ارتباطهای تجاری به لاس زدن با آنها مشغول شدند.
حالا این قضایا را تا اینجای کار داشته باشید تا برویم سر تقسیم بندی جریانات اسلام گرایانه مهم در این پانزده سال اخیر، توسط دکتر کولایی. جریانات "اسلام گرایی مهم" بنا به گفته ایشان، به سه دسته: سنتی بومی، رسمی دولتی مثل آذربایجان(مثال خود ایشان است به من خرده نگیرید) و سیاسی" تقسیم میگردند. اگر چنانچه شما نیازمندید تا ازمفاهیمی مانند "اسلام گرائی بومی وسنتی، رسمی و سیاسی" سر دربیاورید، کافی است به "ادبیات اسلام گرائی" رجوع کرده تا نه تنها ازمفاهیم مورد نظرسردربیاورید، بلکه متوجه اهداف "سه موج رسمی ترکیه، عربستان وایران" شوید. دکتر کولایی معتقد است که این سه موج رسمی با ساختن "مدرسه و مسجد و دیگرفعالیتهای فرهنگی" به اهداف خود دست یابی پیدا کرده اند و کشورهای منطقه هم این رفتار آنان را "تحمّل" نموده اند! از جمله دست یابی به اهداف اسلامی میتوان به پیشرفتهای کشورهائی مانند عربستان وهابی، جمهوری شیعه و اسلامی، وترکیه لنگ درهوای اسلامی،در امر بازداشت و شکنجه وکشتن مخالفین، که در راستای ساختن "مدرسه و مسجد" میسر بوده است، اشاره ای داشت. حالا یک جریان اسلام گرایی بومی هم هست که جریانات دور از "سلفی گری" است. "سلفی گری" نیز، بنا بگفته دکتر کولایی، یک "جریان فراملی است و بدنبال خلافت اسلامی و جهان وطنی اسلامی هستند." مرحمت کنید که "جریان رسمی-دولتیِ اسلامی" با "جهان وطنی اسلامی" ساخت فیض القدوس اشتباه نشود. دکتر کولایی معتقد است که "این امواج امروزه آزادی عمل زیادی ندارند، مخصوصاً جریان سیاسی". البته نا گفته نماند که ایشان در این مورد دچار کم مهری آکادمیک شده اند و اِهِن و تُلُپهای اسلامیون، چه سلفی و حنفی، یا شافعی و مالکی و جعفری، ویا سنی، وهابی، وهاشمی، را دراتحادیّه اروپا و صادرات بمبهای انسانی سیار به کشورهای غربی و آفریقائی را ندیده میگیرند، و این اعمال را نتیجه "آزادی عمل" اسلامیون نمیدانند. اِی پدر این "آزادی" بسوزد که پدر ما را سوزاند.
البته بعید است که اوضاع اینگونه بماند، چون طبق پیش بینی دکتر کولایی ازآنجائیکه "اسلام دین سیاسی است و جدا کردن دین از سیاست سخت است، پس امکان اینکه مانند ترکیه جریان اسلام گرایی ازکانالهای رسمی ظهور کند، زیاد است." البته ملت ایران لازم نیست که نگران باشد زیرا ز هر طرف کشته شویم به سود اسلام است. و بزبانی ساده تر، دولتهای نه چندان اسلامی جایگزین دولتهای افراطی-اسلامی میشوند—یعنی خرهمانی که بود میماند و فقط پالانش را عوض میکنیم—نا گفته نماند که این مهم هم اکنون درجمهوری اسلامی در حال جا اندازی است. بالاخره هالیوود و دموکراتها هم که قاق نیستند. ایران نفت هم که نداشته باشه، منابع و ذخایر طبیعی که دارد هیچ، چیزهای دیگر هم دارد که ما خودمان خبر نداریم.
حالا همه این توضیحات در مورد "اسلام گرایی" چه دخلی به روسیه دارد؟ بی دخل و ربط هم نیست. دکترکولایی میگوید که روسیه با "نمونه های اسلام گرایی" برخوردهایی داشته که بعضاً دلپذیر نیز نبوده؛ مثلاً برخورد روسها با "دولت اسلام گرای تاجیکستان" و یا "پشتیبانی ازدولت ازبکستان در برخورد با اسلام گرایان" و یا حتی "مبارزه برعلیه طالبان" و برگزاری "جشن هزاره اسلام درغازان" در سال گذشته. اما درسال 2003بطور ناگهانی تغییری در رفتار روسها پدید آمد که نوع برخورد آنها را با "اسلام گرایان" منطقه تغییر داد، زیرا روسها به این نکته پی بردند که "جهان آینده چند قطبی است وجهان اسلام (که یقیناً تافته ای جدا بافته است) نقش مهمی دارد و روسیه نباید به میدان برخورد فرهنگ ها و تمدن ها تبدیل شود."
بهر روی از آنجائیکه روسیه خوب میداند که اوضاع و احوال خاورمیانه آبستن چه حوادثی است و بچه های نا خلف اسلامی چگونه در شکل گیری "نقشه جدید خاورمیانه" دخیل هستند، لذا در صدد بر آمده تا با "تعیین نماینده ویژه کنفرانس اسلامی" و همچنین به منظور برقراری روابط با "گروههایی چون حماس وحرب الله و دعوت رهبران آنها و شیعیان عراق" بطورعلنی به صحنه در آید. بارک الله به روسها که ازیک طرف درجنگ علیه "تروریسم اسلامی" شرکت میکنند و ازطرفی هیزم نمدار به آتش حزب الله وحماس و بقیه پاچه پاره های محله می اندازد. چرا؟ چون بنا بگفته دکتر کولایی "اسلام گرایان روسیه تهدیدی برای امنیت ملی هستند،پس باید با حامیان و خطوط پشت آنها تعامل داشته باشند." یعنی روسیه چون دررفع شّراسلامیون مانده تصمیم گرفته تا به حامیان ایشان، یعنی گروهها و دولتهای نامبرده و اسلامی، باج بدهد تا امنیت ملی آن کشوربه خطر نیفتد، و در عین حال هر آنچه قراداد های دراز مدت است با این دول ببندد و دست و پای این باجگیران پاچه ورمالیده را درپوست گردو بپیچاند.
اما در این میان برادران روسی که میدانند "رادیکالیزه شدن اسلام در آسیای مرکزی" به سودشان میباشد، "چرا که دولتهای منطقه را به روسیه وابسته کرده، چنانچه اسلام گرایی به سمت اعتدال پیش برود" درآینده نیز با آن "همزیستی" خواهند کرد. پس در انتهای این گزارش به این نتیجه میرسیم که طبق گفته های دکتر کولایی " اسلام رادیکالیزه" که همان "اسلام ناب افراطی" است توسط خلفای بنی الروسی پشتیبانی میشود. و خلفای بنی الروسی نیز به مانند آیت الله های انگلیسی هم از توبره میخورند و هم از آخور، و حتی چنانچه اهل بیت جماران هم دستک و تنبک خود را جمع کنند، و برادران حزب الله و سپاه پاسدارانی-بسیجی-حجتیه ای زمام امور را محکمتربدست بگیرند، و حتی اگر مقتدی الصدر و عباس هانیه همچنان به واق واق کردن مشغول باشند، برادران روسی نه تنها پشتیبان امپریالیسم جهانی"در جنگ برعلیه "تروریسم" هستند، بلکه مدافع حقوق "امپریالیسم اسلامی" نیزمیباشند

۳ نظر:

ناشناس گفت...

Dear Katayoun, as always, this is an insightful note, thank you. In my opinion “Russia”always for Iran has been an unwanted neighbor and perhaps it will remain the same in the future. For too many years they have continued sucking at Iran in any form possible what do we get in return, their bankrupt idea of Communism and related residue. They are like a cheap prostitute willing to do or be anything and everything for the money. Perhaps a question remain about us as Iranian: when would we tell them enough is enough. Look forward to read your future notes.
Regards

کتایون گفت...

Dear Anonymous:

Salutaion to you.
Perhaps there will be a time, when we have recognized our true potential as a nation with common goals and beliefs, and till then, the situation, however sadly, remains as such. But this shall pass too, and we will prevail.
Thanks for your comment

مجيد زهری گفت...

ای‌کاش مردم ما نگاه تاريخ داشتند. اگر چنين می‌بود، سخت نبود که دريابند کدام قطب جهان بيش‌تر به آن‌ها زیان رسانده است.