Tuesday, January 02, 2007

در آستانه‌ی 2007، با هزاران شادباش

درست دم سال نو، گرفتاری چنان باريدن می‌گيرد و به سر و رويت می‌ريزد که تو گويی پشت در تمام سال را به انتظار همين لحظه نشسته بوده است! خلاصه که انسان در اين روزها -بر خلاف آن‌چه انتظار دارد- از همه‌کارش می‌ماند؛ هم از وظايفی که با نوشدن سال می‌آيند، هم حتّا از کارهای روزمره‌ی خودش. اين است که نمی‌رسی به تک‌تک دوستان زنگی بزنی و شادباشی بگويی و پيمان دوستی‌ها تمديد کنی؛ وظيفه‌ای که البته بر دوش‌ات است و... کاری که بس لازم است. اميد که اين کاستی، در نوروز خودمان جبران شود.
سال نو ميلادی همگی‌تان به شادکامی! اميدوارم سال پرباری باشد برای هرآن‌کس که نام آدمی بر اوست. امید که آفتاب روشنی‌بخش نور بپاشد بر ظلمات و پهن شود و بزند هر چه يخ واپسماندگی است بشکند و آب کند و رودها جاری کند که گل‌وگياه برويد و آبادانی بزايد. ايران‌مان هم روزهای بهتری را ببيند. مردمش هم؛ در هر کجا که هستند.

3 comments:

Mo said...

jenab zohary gramy
ba droud sal besyar khooby brayat arezoo daram. by computeram braye hamin majboor shodam ba hroofe englisy arz adab konam.ghalb bayad pak bashad

Anonymous said...

سال خوشی داشته باشی مجید عزیز

Anonymous said...

سال نو میلادی مبارک