گوشزد گاهی
تبدار مینويسد... و من نگرش او با اين لحن را دوست دارم. امّا موضوعی که او رویش دست گذاشته و قبل از او
جوانهها و من نيز به آن
اشاره کرده بودیم -که در ميان هوار خلايق نوکيسه و فرصتطلب گم شد- موضوعی نيست که اهميت بيش از "اشاره"ای داشته باشد. من از آن به اشارهای گذشتم به دو دليل: يکی اينکه مدّتهاست به شعور جمعی مردممان به ديدهی شک مینگرم و همين امر مرا به روشنگری بیاعتقاد کرده و دوّم، در ميان ازدحام گرفتاریهای جوراجور، اگر فراغتی دست دهد، آنرا صرف کارهای مهمتر و ماندگارتری میکنم تا ورود به بحثهای بیحاصل و فرسايشی وبلاگی. خب، مگر قرار نيست اينجا وبلاگ باشد؟ پس: اشارهای بس! ... و به همين دلايل است که نقطهنظر تو در بارهی "کمکگرفتن از خارجیها" و نيز تقسيمبندی و توجيه غريب
نيکآهنگ در همين باره را موشکافی نمیکنم.
نکتهی ديگر اين است که گفتن حرف حق در اين باب ايجاد تنش میکند. وقتی شرکای فرصتطلبی که برای اين رسانه کيسه دوختهاند منافع خود را در خطر میبينند، طبيعی است که پرخاش میکنند. نمونه میآورم:
نوشتهی
بيلی و من چيزی نیست جز توهين و اتّهامزنیای سخيف. مشخص است که ريشهی اينگونه کينهتوزیها کجاست، امّا آيا سزاوار است که به اینتيپ نوشتهها پاسخی داده شود؟ من میگویم که نه؛ وقتی نيّت اينگونه افراد مشخص است که آنرا در سطرهای پيش گفتم، ديگر نکتهی پوشيدهای نيست که بخواهيم با پرسشی واکاویاش کنيم.
خلاصهی کلام اينکه دستگاه سياسی يک کشور اروپایی (هلند) بودجهای تصويب کرده تا سياستهایش را بر کشوری ديگر (ايران) اعمال کند. برای اين کار، کسی که واجد شرايط برای پيشبرد اهدافش بوده را نيز برگزيده. بر خلاف ادعای آقايان دستاندرکار، هيچ گزينش دموکراتيکی هم در کار نبوده است که مثلاً عدّهای طرح ارائه بدهند تا از ميانش سردمداران هلندی بهترين را برگزينند؛ اگر بوده، آقايان نشانی بدهند که ما هم باخبر شويم! مسئله فقط انتصاب بوده؛ انتصابی از روی "خط سياسی" فرد نه قابليتها و دانش حرفهایاش. طبيعی هم هست که چنين باشد. من برای اين افراد در همان نوشتهی نخستين خود آرزوی موفقيت کردم، برای اينکه معتقدم حتّا زندانبانها هم با يکدگر فرق دارند و ممکن است يکی مزيّتی نسبت به ديگری داشته باشد و وظيفهی ماست که اين "مزيّت" را تقويت کنيم.
در پرانتز بگويم: دستگاه سياسی آمریکا (راستیها) بودجه اختصاص میدهد تا جمهوری اسلامی را سرنگون کند، دستگاه سياسی اروپاییها بودجه اختصاص میدهد که اين رژيم را سرپا نگه دارد. يعنی ما با دو نوع نگرش مواجهايم. هر يک هم برای اهدافشان افراد ويژهای را برمیگزينند که درخط خودشان باشد. فرق نهچندان کوچک البته اينجاست که اگر آمریکا پول میدهد، به رسانههایی میدهد که خود ايرانیاند، امّا هلند خودش
رسانه درست میکند و فقط کارمندی استخدام میکند که زبانش فارسی باشد. يعنی رسانهی هلندی (راديو زمانه) تماماً دولتی و توليد خالص دستگاه سياسی هلند است و کسی جز اين دستگاه برای آن سياستگذاری نمیکند.
نه دشمنی در کار است و نه رفاقتی. من نگاه خودم را بیپرده گفتم. همين!
ادامهی نوشته، تا ساعتی ديگر...