پنجشنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۵

یلداگونه دیرهنگام

این یلداگونه را بنا به درخواست آشیل گرامی تقدیم حضورتان می دارم.

1- هنوز اَندر خَم یک کوچه ام.
2- چاپلوسی، تظاهر، دروغگوئی، سالوسی، دنائت، و دستمال ابریشمی بدست گرفتن را نمی پسندم.
3- مُرده پرستی را خوش نمیدارم، زیرا با زنده ها بیشتر ایاقم.
4- سَرَم در آخورهیچ تنابنده ای بند نیست، مگر در آخور خودم. و دستم نیز زیر ساطور کسی نیست.
5- و سرانجام، ایران را بدون هیچگونه قید و شرطی دوست میدارم، زیرا هر آنچه دارم از اوست.

۴ نظر:

آشیل گفت...

كتايون عزيز اگر به جاي مبتكر اين بازي بودم . شق ديگري نيز به آن مي افزودم . آزمون انطباق برداشت هاي خود از بلاگر مربوطه به پيش از پاسخ وي بر مبناي آنچه تا كنون از وي خوانده ام .
سپاس از لطف شما .

ناشناس گفت...

Dear Katayoun
I enjoyed reading your note about Yalda. Indeed it is refreshing to know that you are a contemporary writer (of this time and now instead of the past). However, what I admire the most about your note is the sense of loyalty and the unconditional love for Iran.
Regards

کتایون گفت...

آشیل مهربان،

شما نیز میتوانید هرآنچه را که بایسته میدانید به انجام برسانید. کامیاب باشید.

Dear anonymous,

Thanks for your genuine comments, and encouraging words. Iran will prevail with the help of the likes of you,and the other devoted compatriots.

Cheers,

سينا هدا گفت...

مجيد جان!
اينقدر از ديو و دد نترس، واسه آدم شدن خيلي معشر خوبيه.وقتي يه انسان پيدا كردي مي‌فهمي چي ميگم.
بجنب تا دير نشده.