جمعه، آبان ۱۲، ۱۳۸۵

فاصله‌ی ما

هر زمان که بر اثر اتّفاقی، با هموطنی تازه‌آمده از ايران برخورد می‌کنم، دره‌ای را بين‌ خودمان می‌بینم که هر لحظه ژرف‌تر می‌شود. بحثِ ارزش‌گذاری طرفين نيست... امّا، همگی فرق کرده‌ايم؛ ما با هم فرق داريم. اين واقعيتی‌ست که بايستی شناخت و پذيرفت. همه‌مان در حال تغيیريم...
گاهی با خواندن بعضی از افکار در همین اينترنت، روشن می‌بينم که تنها اشتراک بين ما فقط زبان فارسی است و بس؛ افق‌های فکری و عقايد گونه‌گون، آمال گونه‌گون، نگاه‌ها گونه‌گون، حتّا اميال و احساسات‌مان هم از جنسی ديگر است.
دره‌ی فاصله تا کجا عريض می‌شود و چه حد ژرفا می‌گيرد را "نه تو می‌دانی و نه من"...

۶ نظر:

کتایون گفت...

مجید گرامی،

فاصله ها از بین خواهند رفت؛شاید نه امروز، اما روزی دیگر ،

پرند

مجيد زهری گفت...

خيالت تخت ای دوست،
که فاصله‌ها پابرجا می‌مانند و... عميق‌ و عميق‌تر می‌شوند

abogel گفت...

اینگونه نیست عزیزم، اینترنت، فارسی نوشتن، آمدن ایرانیان از آنجا به اینجا فاصله ها را کم می کند نه زیاد
شاد و سر افراز باشی

فرهنگ گفت...

خيال من هم تخت تخت است. فاصله‌ها نه تنها بيش‌تر كه عميق و عميق‌تر خواهد شد...

مجيد زهری گفت...

ای فرهنگ دلبند!
اگر قرار بود تنبل‌ترين وبلاگ‌نويس وبلاگ‌شهر را بجويند، جداً که اين لقب برازنده‌ات بود:)
آخر ای برادر! حيف آن قلم شيوا و بانشاط نيست که مهر نيافشاند و دل دوستان را گرم نکند؟

abogel گفت...

با اجازه صاحب خانه به فرهنگ عزیز سلام میکنم و مجید آقا قربان زبانت که گفتنی را از زبان ماهم به ایشان گفتی