جمعه، آبان ۱۹، ۱۳۸۵

قضيه اورکات!

امشب بعد از مدَت‌ها سری زدم به قهوه‌خانه‌ی اورکات. اورکات قرار بود جايی باشد مثل "کانون رفقا" که... نشد که باشد...
نايی بود به چند جا سرک بکشم. چيزی که امّا به شگفتی‌ام واداشت اين بود که هر کس به خانه‌ام آمده را نشان می‌داد! با وجود اين قاعده‌ی ثبت غافلگيرکننده که حضرات اورکاتيون تعبيه فرموده‌اند، خب طبيعی است که هر جا من هم پا بگذارم را به صاحب‌خانه نشان بدهد؟
این قضیه به نظرم به شکلی، امنيت بازدید‌کننده -و کلاً نفس بازديد‌کردن اينترنتی- را زير پرسش می‌برد. حساب‌اش را بکن: تو می‌خواهی در خلوت خودت –طوری که خلوت کسی را نشکنی و پری در پهنه‌ی سکوت کسی نچرخانی- پاورچين‌پاورچين از اين بام به آن بام پر بکشی و کوچه-باغ‌های مجازی را زير پا بگذاری و... به تماشای رنگ‌ها بايستی، غافل از اين‌که رد تو را همه‌جا می‌گيرند!
امکان ردگيری اورکات، هر دليلی که پشت‌اش خوابيده باشد، ضررش به سودش می‌چربد.

۱۷ نظر:

حامد قدوسی گفت...

خب کاری ندارد این امکان را غیر فعال کن.اتفاقا اورکات فقط بازی را کامل تر کرده. کسی که دوست دارد دیده شود و ببیند گزینه مربوطه را فعال می کند و کسی که دوست ندارد (مثل شما) می گوید من بازی نیستم و همه چی مثل سابق می شود. نه خانی می آید و نه خانی می رود. به همین سادگی

golikhanoom گفت...

hehe, man ke disablesh kardam:) asl orkut be hamoon sarak keshinast akhe!:P

شبنم گفت...

مجید جان به نظر من این در مورد وبلاگهایی که درشون نمایش داده میشه که کی آمده و رفته هم صدق میکنه. من نا خود آگاه کمتر وارد وبلاگی میشم که می دونم یا حدس می زنم دارای چنین سیستمی هست!

شبنم گفت...

الان دیدم خودت هم داری سیستم رد یابی که مجید جان! :)

Ali گفت...

جناب زهری سلام . بسیار منطقی نوشته اید و همین " امنیت بازدید کننده " و زیر پرسش بردن نفس بازدید کننده و ردگیری را بسیار روشن و روان زیر سوال برده اید ولی راستی همین باکس و صندوقچه رنگارنگی که در پایین وب لاگ همه از جمله وب لاگ خود شما قرار دارد مگر همین ماموریت ردگیری را برای شما انجام نمیدهد؟

nader گفت...

این امکان اورکات اختیاری است و می شود غیر فعالش کرد.

مجيد زهری گفت...

ياران دلبند: حامد، گلی‌خانوم، شبنم، علی و نادر!
از آگاهی که داديد سپاسگزاری می‌کنم.

و امّا شبنم و علی جان!
بين ردگيری اورکات با شمارنده‌ی وبلاگ تا حدّی فرق هست. در اورکات، مشخصات بازديدکننده -از جمله نام، عکس، شغل، محل سکونت و مسائل خصوصی‌اش- درج شده است. هيت کانتر امّا وظيفه‌ی اصلی‌اش نشان‌دادن سطح بازديدکننده‌های وبلاگ است. برای شخص من، قدردانی از دوستانی که به ميهمانی خانه‌ام می‌آيند وظيفه‌ای‌ست که بی مدد شمارنده ممکن نيست.

همگی پايا و پويا باشيد.

makhmalbanoo گفت...

آخ گفتین . همین امروز یه ایمیل داشتم که مگه من شما رو میشنسم و ... حالا هزار ساعت توضیح بده که توو دوستان دوستم بودی و با توجه به عکس که شبیه دوستان قدیم بود اومدم و بعد هم که به اسم و رسمت توجه کردم دیدم اشتباه گرفتم .اینکه میینم دوستان بهم سر زدن خوشحالم میکنه ولی از جریاناتی مثل امروز که بر اثر این امکانه خوشم نیومد ...

makhmalbanoo گفت...

اااااا کامنتها خیلی کمکم کرد مرسی . نمیدونستم امکان برداشتنش هست چون اصولا خیلی کم سر میزنم . ممنون به هر حال

مهدی گفت...

بحث غیرفعال کردن این امکان که حل شد. اما آیا اگر به دوستانتون سر بزنید عکس شما در صدر لیست دوستتون قرار نمی گیره؟

نوشین17 گفت...

درسته خیلی قضیه خیلی ناجوره که جا پای آدم همه جا میمونه دیگه آدم جرات نمیکنه خیلی جاها بره :(

علی صالحی گفت...

اُتوبيوگرافی :
من خودم نيستم ،
پس نيستم .

ali salehi گفت...

با روزای ابری چيكار ميكنی ؟ اِی تويی كه هميشه ميگی :
تو خورشيدی و من گُلِ آفتابگردون !

آشیل گفت...

از آنجا که پرند هم همنورد شماست این را از برای پرند در اینجا می نهم .پرند عزیز نمی دانم حدسم تا به چه اندازه درست باشد اما :
مجید زهری را به جز در مصاحبتی که با اسد داشتند ندیدیم اما با توجه به کامنت های که این سوی آن سوی گذاشته بود می شد به گونه ای دریافت که کبوتران را دوست دارد . شاید به زعم من اینگونه آمد که به شناختن گونه های زیستی علاقه دارم. پرند را نمی دانم نامی ست که می نمندشان یا به عاریت از پرندگان و مام طبیعت است . هر چه باشد دلیلی دیگر است بر استحکام این پیوند .
پرند گرامی شاد باشید
.

شبنم گفت...

مجید جان، پس فایل آهنگ چی شد؟ :)) ( شوخی!)

sharare pourtorabi گفت...

salam .shabo rozetan khosh. az hameye goftehaye bejaye shoma ke bogzarim miresim be talashe bihodeye man ke natijeye alagheye bihadam be khandane peighamist ke dusti ghadimi barayam neveshte,pas nacharam be porsidane in soal ke" agha shoma chejori raftin orkat? mishe be manam rahesho neshon bedin?"

مجيد زهری گفت...

شبنم جان!
اين کامپيوتر نالوطی من اين‌روزها، کمی ناخوش‌احوال است. حالش که بهتر شد، فایل‌ها را با يک بغل مهر می‌فرستم به دستبوس‌ات.

شراره جان!
برای آمدن به اورکات لازم است که کسی برايت دعوتنامه بفرستد. خواستی، ايمیلت را بفرست تا برايت بفرستم.

از همه‌ی دوستان پيام‌گذار سپاسگزاری می‌کنم.