چه کس انتخاب شود بهتر است؟
اینروزها که در استان ما بازار انتخابات داغ است، اين موضوع فکرم را مشغول کرده که "چه کس انتخاب شود بهتر است"؟ بسياری از فعّالين ايرانی، علاقمندی خود از انتخاب يک ايرانی -و در کل ورود ايرانيان به سطوح مختلف سياسی- را پنهان نمیکنند. ورود ایرانيان -مثل ديگر مهاجرين- طبعاً حق هر جامعهی بالندهای است. به عبارتی، اگر در جامعهی مهاجرپذير، مهاجرين در بدنهی قدرت سهم و نقش نداشته باشند، سيستم آن جامعه بيمار است. امّا آنچه ذهن من را بهخود کشيده کمی جدای اينهاست و ريزبينی بيشتری میطلبد...
من میانديشم که برای مثال، اگر يک ايرانی -يا ديگر مليتی مسلمان- از نردبان قدرت بالا رود بهتر است، يا همان کانادايیهای سفيد (انگليسی-فرانسویتبارها) بر صدر بمانند؟ تکيهی هر يک بر سکوی قدرت چه تبعاتی دارد؟ پاسخ را شايد بشود چنين جست: اگر "قبلیها" بمانند، به احتمال قريب به يقين با کانادایی برخورد خواهيم داشت مثل کانادای فعلی و قبلی. و امّا اگر جديدها -آنهم از نوع مسلمان و جهان سوّمی- بيايند چه خواهد شد؟ اين ريسک بزرگی است که ما را از افتادن به چاه احساسات از نوع قومی برحذر میدارد.
لابد همه در ياد داریم که معتقدان به انتخابات در جمهوری اسلامی، چه اصلاحطلب و چه تمامتخواه و ديگر انواع، همدل و همصدا، برای آنکه شرکتنکردن حدودِ چهلدرصد از واجدين شرايط را موجه نشان دهند، انگشت اشاره به سمت آمریکا میگرفتند که "بله، در آمریکا هم هميشه همين حدودها شرکت نمیکنند"! اين قياس بیربطِ "آماری" چيزی نبود جز شيره ماليدن سر مردمی که "ناآگاهی" بخشی از زندگیشان شده. بحث اينجاست که اگر مجيد زهری نامی در انتخابات محل سکونتش شرکت نمیکند، آنرا اصلاً دنبال نمیکند و اينکه هيچ: "اصلاً دربارهاش هم هيچ نمیگويد"، به اين دليل واضح است که به سيستم سياسی کانادا اعتماد دارد و... درون آن احساس امنيت میکند. او خيالش راحت است که فردا فردی مثل مثلاً احمدینژاد يا خاتمی از کيسهی مارگيری انتخاباتی نمیپرد بيرون! در ايران امّا وضعيت چگونه است؟
با توان فکری و روحيهای که من از جهان سوّمیهای ساکن کانادا سراغ دارم، ترجيح میدهم که سکّان کشتی سياسی اين کشور همچنان در دست خود کانادايیها باقی بماند. اگر من به کانادا کوچيدهام، دليلی جز اين نداشته که در "سيستمی کانادايی" با همين فرم فعلی زندگی کنم؛ حال اگر در همين خط ارتقا پيدا کرد چه بهتر. در اينکه بافت ملّی-مردمی و به تبع آن سيستم سياسی کانادا رو به تغيير است حرف و شکّی نيست و بايد هم باشد، امّا اين روند گامبهگام را نبايد با ورود -بخوان تحميل- تفکرات مذهبی و از جنس جهان سوّمی شتاب بخشيد و منحرف کرد.
من میانديشم که برای مثال، اگر يک ايرانی -يا ديگر مليتی مسلمان- از نردبان قدرت بالا رود بهتر است، يا همان کانادايیهای سفيد (انگليسی-فرانسویتبارها) بر صدر بمانند؟ تکيهی هر يک بر سکوی قدرت چه تبعاتی دارد؟ پاسخ را شايد بشود چنين جست: اگر "قبلیها" بمانند، به احتمال قريب به يقين با کانادایی برخورد خواهيم داشت مثل کانادای فعلی و قبلی. و امّا اگر جديدها -آنهم از نوع مسلمان و جهان سوّمی- بيايند چه خواهد شد؟ اين ريسک بزرگی است که ما را از افتادن به چاه احساسات از نوع قومی برحذر میدارد.
لابد همه در ياد داریم که معتقدان به انتخابات در جمهوری اسلامی، چه اصلاحطلب و چه تمامتخواه و ديگر انواع، همدل و همصدا، برای آنکه شرکتنکردن حدودِ چهلدرصد از واجدين شرايط را موجه نشان دهند، انگشت اشاره به سمت آمریکا میگرفتند که "بله، در آمریکا هم هميشه همين حدودها شرکت نمیکنند"! اين قياس بیربطِ "آماری" چيزی نبود جز شيره ماليدن سر مردمی که "ناآگاهی" بخشی از زندگیشان شده. بحث اينجاست که اگر مجيد زهری نامی در انتخابات محل سکونتش شرکت نمیکند، آنرا اصلاً دنبال نمیکند و اينکه هيچ: "اصلاً دربارهاش هم هيچ نمیگويد"، به اين دليل واضح است که به سيستم سياسی کانادا اعتماد دارد و... درون آن احساس امنيت میکند. او خيالش راحت است که فردا فردی مثل مثلاً احمدینژاد يا خاتمی از کيسهی مارگيری انتخاباتی نمیپرد بيرون! در ايران امّا وضعيت چگونه است؟
با توان فکری و روحيهای که من از جهان سوّمیهای ساکن کانادا سراغ دارم، ترجيح میدهم که سکّان کشتی سياسی اين کشور همچنان در دست خود کانادايیها باقی بماند. اگر من به کانادا کوچيدهام، دليلی جز اين نداشته که در "سيستمی کانادايی" با همين فرم فعلی زندگی کنم؛ حال اگر در همين خط ارتقا پيدا کرد چه بهتر. در اينکه بافت ملّی-مردمی و به تبع آن سيستم سياسی کانادا رو به تغيير است حرف و شکّی نيست و بايد هم باشد، امّا اين روند گامبهگام را نبايد با ورود -بخوان تحميل- تفکرات مذهبی و از جنس جهان سوّمی شتاب بخشيد و منحرف کرد.
برچسبها: Cultural Criticism, Political Issues



3 پيام:
You have my total support. It is better to stay away from unpleasant odor.
Regards
مجید نازنین اگراین کاندیداهای تازه کفش سیاسی بپا کرده چاقو بدست در کمینت ننشستند!!! جنابعالی که حسابی کازه و کوزه کمپین های آنچنانی این محترمین را چپه کردید!؟
ارادتمند، پرند
Well said, i could have not agreed with you more. we don't need more "exilic" Iranians to be running for any office, any where, near where we live.
>>> صفحهی اصلی