پنجشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۸۵

انوشه انصاری مایه‌ی افتخار ايرانی است

مدّت‌ها بود که فرصتی برای افتخار به ايرانی‌بودن خود دست نداده بود؛ اين فرصت را امّا انوشه انصاری در اختيارمان گذاشت. داستان انوشه اين‌قدر بازتاب داشته که بی‌شک تکرارنکردن آن در اين وبلاگ، چيزی از ارزش آن نمی‌کاهد! به هر رو، بد نديدم خوشحالی خودم را با شما دوستان درميان بگذارم... و تقسيم کنم.
اين‌که او و همسرش در پيشه‌ی خود سخت موفق بوده‌اند... و ديگر مسائل از اين دست البته شايان توجه است، ولی در کل، جذابيت حرکت انوشه -به ظنّ من- در جسارت اين زن رخ می‌کند. تصميم به سفر از روی کنجکاوی و خواسته‌ی شخصی -و نه اکتشافی- به فضا، در نوع خود بی‌نظير است و شخصاً مانندی برای آن سراغ ندارم. از ديگر سو، باليدن انوشه به ايرانی‌بودن خود -با وجودی که او نيز چون ديگر مهاجران و پناهندگان مجبور به جلای وطن شده... و تمام داشته‌ی خود را از امکانات آمریکا و در خاک اين کشور به‌دست آورده- جای احترام دارد... که انصافاً احترام‌برانگيز است. اين حرکت -یا بهتر است گفت "انتخاب"- انوشه نيز خود با شاخصه‌ی جسارت در او پيوندی دارد؛ باليدن به بن‌مايه، ريشه و هويّت ملّی با نقش‌کردن پرچم بر لباس خود -آن‌هم در اوج کدورت دو دولت- می‌توانست در خاک آمریکا احساسات منفی برانگيزد و عواقبی داشته باشد که اصل حرکت را در سايه فرو برد... که انوشه دانسته چنين کرد.
کوتاه اين‌که: با شنيدن اخبار و وقايع تأسف‌بار داخلی -که شوربختانه هر روز هم بر حجم آن افزوده می‌شود- کار انوشه خوش درخشيد و باعث افتخار يک‌يک‌مان شد.

۴ نظر:

Blog News گفت...

به این مطلب شما در بلاگ نیوز لینک داده شد

عبدا... مقدمی گفت...

مگر نه اینکه انوشه به مدد پولش به فضا رفت ؟ پس جای چه مباهاتی است عزیز ؟!

گوشزد گفت...

مجید عزیز
ضمن تائید صحبت هایت فکر می کنم که کار انوشه انصاری یک تبلیغ بی نهایت موثر برای او و شرکتش هم بود
کافیست نام انوشه انصاری را در گوگل سرچ کنی...در حالی که تا بیست روز پیش کمتر از 400000 نتیجه برایت می یافت امروز دو ملیون و صد هزار نتیجه را می یابد.
به نظرم تصمیم گیری برای صرف این بودجه بیش از آن که برای دست یافتن به رویای کودکی باشد برای دستیابی به بازارهای پیش روست که خود جای احترام برای چنین نبوغی دارد.

مجيد زهری گفت...

اسد جان مرسی.

آقای مقدمی لابد منظورتان اين نيست که بايستی "به مدد امدادهای غيبی" یا پرندگان "ابابيل" می‌رفت؟

گوشزد جان!
مسئله اين است که در حوزه‌ی اقتصاد آمريکا، هر اقدامی که باعث سر زبان‌ها افتادن بشود به رونق اقتصادی هم می‌تواند بيانجامد. در کنارش امّا، من گمان نمی‌کنم که هدف اين خانم صرفاً جلب مشتری برای کاسبی‌اش بوده است، چه دست‌گرفتن پرچم ايران در اوضاع فعلی آمریکا، کار عاقلانه‌ای برای جلب توجه‌های اهل اقتصاد نيست و لاجرم نتيجه‌ی چندان مثبتی نمی‌تواند داشته باشد.
در ضمن من شنيدم که اين خانم خودش را بازنشست کرده است. البته از صحت خبر اطلاع دقيقی ندارم.


از همگی سپاسگزارم.