جمعه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۵

نثر خوب، دلآراست و جان‌افزا

مهرانگيز کار، در واپسين اثر خود که گردنبند مقدس‌*اش ناميده، در همان برگ‌های آغازين، پس از ذکر داستانی از زبان دخترش آزاده پورزند، چنين آورده:
«زبان بی‌هويت را از زبان يک نوجوان ايرانی شناختم و ذهن پُرحادثه را درگير آن يافتم
اين اثر به‌واقع خاطرات زندان اوست. و امّا آن‌ علّتی که مرا به نوشتن این سطور کشاند، نثر کتاب بود. پس از خواندن نزديک به 150 صفحه از کتاب، اين کتاب به‌غايت تلخ، در زبردستی نويسنده در نويسندگی و تسلط‌اش به ادبيات برايم شک نماند. باورم شد که تلخ‌ترين مضمون نيز، اگر به چاشنی نثر خوب بيارايد، گوارا می‌شود.
کتاب که به پايان رسد، شايد در معرفی‌اش خطّی زدم. نمی‌دانم! بدقولی انگار سنّت اين قلم شده... که خود واقف‌اید!
...

*کار، مهرانگيز. گردنبند مقدّس. سوئد: نشر باران، 2002.

هیچ نظری موجود نیست: