پرسش و پاسخ مربوط به مسئلهی "طلاق"
دوست گرامی ترنّم در پيامگير اين يادداشت نوشته است که:
...
پيام هرچند به نکتهی خوبی اشاره میکند، امّا بیفايده نيست که با آن درپيچيد.
- اگر مبنا را همان بگيريم که ترنّم میگويد، پس ديگر بايستی قيد هر مقايسهای را زد! فراموش نکنيم که ما هيچوقت برای مقايسه نمیتوانيم دو موضوع صد در صد يکسان بيابيم. اگر اينطور بود که ديگر اصلاً مقايسه (به قصد ارتقا، تغيير و...) بیمعنا میشد.
- در اينکه زن ايتاليایی محيط آزادتر و پيشرفتهتری نسبت به زن ايرانی دارد حرفی نيست، امّا آيا واقعاً زن ايرانی در انتخاب همسر خود هيچ سهمی ندارد؟ آيا همه زنان ما چشمبسته تابع حرف "بزرگترها" و جامعهاند؟ وانگهی، چرا در ديگر جوامع که زنانشان حق انتخاب ندارند آمار طلاق اينطور بالا نيست؟ من فکر میکنم موضوع را نبايد اينقدر ساده ديد و برای يافتن پاسخ درخور، بسيار بيشتر از اينها بايد کاويد.
يکی از دلايل مشخصی که باعث طلاق در خانوادههای نابسامان میشود اين است که زن از لحاظ اقتصادی روی پای خود میايستد. وقتی پای وابستگی اقتصادی به "مرد خانه" قطع شود، معايب او برجستهتر رخ میکند. به زبان سادهتر: يکی از دلايل تداوم خانوادههایی که عدالت در آنها حکمفرما نيست، نياز اقتصادی زن به مرد است. اين قبول. امّا به نظر من، اين تمام دليل نيست. میدانيد چرا؟ برای اينکه موارد مشابه در مليّتهای ديگر اينقدر زياد است که در شمار نمیگنجد و سرانجام کارشان نيز به طلاق نمیانجامد.
بحث را کوتاه میکنم: به اين باور رسيدهام که مردم ما دچار نوعی "مشکل هويتی" هستند. اين مشکل باعث شده که ما برای جدايی از هم هميشه داوطلب باشيم. ما خيلی بيشتر از دوستی، قابليت دشمنی داریم. به سادگی پيوندهایی را که به درازی سالهاست پاره میکنيم. دوستی عميق در بين ما سخت ريشه میگيرد. از هم چندان خوشمان نمیآيد و بيشتر از روی کمبود و نياز به سمت هم میرويم تا علاقه... چه خوش داشته باشيم چه نه، اين واقعيت فرهنگی ماست. حال بگوييد آيا ريشهی طلاق را نبايد در خصلت فرهنگی خود بجوييم و بهتر نيست که برايش اينقدر دلايل حاشيهای نتراشيم؟ البته دلايل حاشيهای بیمصداق نيستند، امّا کارکردشان در حد "بهانه" و "جرقه" است نه بيش؛ اصل جای ديگر است...
مـقایسه زنان ایتالیائی که از کودکی به حق و حـقوق ِ انسانی خودشون آشنا هستند و با آزادی نسبی در مقایسه با زن ایرانی بزرگ میشوند و ازدواج میکنند با زن ِ ایرانی که در مـحدودیت تمام بزرگ شده و ازدواج کرده اونهم تحت فشارهای اجتماعی خاص ایران کار صحیحی نیسـت.پيام به نکتهی خوبی اشاره میکند. سر فرصت پاسخی بر آن خواهم افزود.
اگر زن ایتالیائی که به حق خودش آگاه اسـت از هـمسرش طلاق نمیگیره به این دلیل است که با آزادی و آگاهی انتخاب کرده و نه از روز [روی] اجبار و فـشار ِ اخلاقی و اجتماعی!!! اگر زن ایتالیائی رو هم به زور (این زور انواع مـخـتلف داره و میتونه تعریف بشه) مجبور به ازدواج میکردند؛ بعد از مدتی و به محض اینکه شـرایتش رو داشـت طلاق میگرفت.
...
پيام هرچند به نکتهی خوبی اشاره میکند، امّا بیفايده نيست که با آن درپيچيد.
- اگر مبنا را همان بگيريم که ترنّم میگويد، پس ديگر بايستی قيد هر مقايسهای را زد! فراموش نکنيم که ما هيچوقت برای مقايسه نمیتوانيم دو موضوع صد در صد يکسان بيابيم. اگر اينطور بود که ديگر اصلاً مقايسه (به قصد ارتقا، تغيير و...) بیمعنا میشد.
- در اينکه زن ايتاليایی محيط آزادتر و پيشرفتهتری نسبت به زن ايرانی دارد حرفی نيست، امّا آيا واقعاً زن ايرانی در انتخاب همسر خود هيچ سهمی ندارد؟ آيا همه زنان ما چشمبسته تابع حرف "بزرگترها" و جامعهاند؟ وانگهی، چرا در ديگر جوامع که زنانشان حق انتخاب ندارند آمار طلاق اينطور بالا نيست؟ من فکر میکنم موضوع را نبايد اينقدر ساده ديد و برای يافتن پاسخ درخور، بسيار بيشتر از اينها بايد کاويد.
يکی از دلايل مشخصی که باعث طلاق در خانوادههای نابسامان میشود اين است که زن از لحاظ اقتصادی روی پای خود میايستد. وقتی پای وابستگی اقتصادی به "مرد خانه" قطع شود، معايب او برجستهتر رخ میکند. به زبان سادهتر: يکی از دلايل تداوم خانوادههایی که عدالت در آنها حکمفرما نيست، نياز اقتصادی زن به مرد است. اين قبول. امّا به نظر من، اين تمام دليل نيست. میدانيد چرا؟ برای اينکه موارد مشابه در مليّتهای ديگر اينقدر زياد است که در شمار نمیگنجد و سرانجام کارشان نيز به طلاق نمیانجامد.
بحث را کوتاه میکنم: به اين باور رسيدهام که مردم ما دچار نوعی "مشکل هويتی" هستند. اين مشکل باعث شده که ما برای جدايی از هم هميشه داوطلب باشيم. ما خيلی بيشتر از دوستی، قابليت دشمنی داریم. به سادگی پيوندهایی را که به درازی سالهاست پاره میکنيم. دوستی عميق در بين ما سخت ريشه میگيرد. از هم چندان خوشمان نمیآيد و بيشتر از روی کمبود و نياز به سمت هم میرويم تا علاقه... چه خوش داشته باشيم چه نه، اين واقعيت فرهنگی ماست. حال بگوييد آيا ريشهی طلاق را نبايد در خصلت فرهنگی خود بجوييم و بهتر نيست که برايش اينقدر دلايل حاشيهای نتراشيم؟ البته دلايل حاشيهای بیمصداق نيستند، امّا کارکردشان در حد "بهانه" و "جرقه" است نه بيش؛ اصل جای ديگر است...
برچسبها: Social Issues



6 پيام:
سلام !
نكته ي درستي است.
درود آقای زُهـری
مـن اشارات شـما رو در تـناقض با تـوضیح خـودم نــمی بـیـنم
چـیزی هـم که مـن بـهش اشاره کـردم در اصل ریشـه در هـمون بی هـویتی مـا دارد!!!ـ
زن ایرانی در وحـله اول بـخاطر بـدست آوردن اســتقلال است که تـصمیم به ازوداج میگیرد.. الـبته نـقش عـشق رو مـنـکر نیـستم امـا دلیل ِاصـلی اسـتقلال است
اسـتقلال مـیتوانـد هـم مـادی بـاشد و هـم مـعـنوی برای دخـترانی که شـاغل هـستند
این بـرمیگـرده به این اصل که زن ایرانی حـتی در سـنین بالای 40 هـم تـا ازدواج نـکرده بـاشد اجازه داشـتن یک زنـدگی مـستقل رو نـدارد... بـذریم از اینـکه حـتی پـسرهای ایرانی هـم کـمتر این قـدرت رو دارنـد که جـدا از پـدرو مـادر ولی در یـک شـهر زنـدگی کـنند (دانـشجو ها رو چه پـسر و چـه دخـتر اسـتثنـاء میدونـم)ـ
مـمکـن هـست که زنـان کـشورهای دیگـر در شـرایط مـشابه "اسـتقلال مـالی" کـمـتر از زن ایرانی به طلاق روی بـیارند امـا دلـیلش هـمونـطور که نـوشـتم برمیگـرده به فـشار های دیگری که از ابـتدا روی زن ایرانی بـوده ولی روی زنان دیگر کـشورها نیسـت
مـن بـعید میـدونـم زن ایـرانی تـنها به صـرف داشـتن درآمـد(درآمد بیشـتر) از هـمسـرش جـدا بـشه... این دلیلی است که مـردان ایرانی مـطرح میـکـنند چـون حـاضر به قـبول رفـتار نـاشایسـتشون در زنـدگی زنـاشـوئی نـیسـتد!! بـدرفـتاری هـائی که دلیل اصـلی جـدائی هـاست ولـی در پـشت دلایل ظاهـری پـنهان میـمونه
مسـلـمن تـصمیم نـدارم این نـظر رو به تـمام مـوارد بـست بـدهـم امـا ایمان دارم که اگـر تـحقیقی صـورت بـگیره... نـتیجه آن با درصـد بالائـی هـمین خـواهـدبـود که مـن عـنوان کـردم
سلام
مطلب شما در ایروا منعکس شد
موفق باشید
اين كه من بشينم اين حرف رو بزنم تو اون حرف رو
به نظر من ياوه گوييه
بهتره كه
روي تحقيقات ميداني كار كرد
دلايل طلاق صدتا زن ايراني و صدتا زن ايتاليايي رو پيدا كنين
با آمارها وفق بدين
بعد بشينين تئوري پردازي
البـته اگــر تونـستید حـقیقت رو از زبـون ایرانی ها بیرون بکشید :)ـ
وبلاگ جای تحقیق میدانی نیست!
ارسال يک نظر
>>> صفحهی اصلی