I support
Ezra Levant

:: وبلاگ‌ها ::

Monday، June 26، 2006

کمی خودمانی، با کمی چاشنی بدجنسی!

با اين‌که خيلی دوست داشتم، امّا اين‌-دو-روز هر چه کردم نشد بروم فستيوال گی‌ها را ببينم. چرا دروغ؛ کلاً نظر خوشی نسبت به همجنس‌گرايان ندارم. يعنی فکر می‌کنم انسانی که نتواند از نظر جنسی درست تخليه شود و ارگاسم مرتبی داشته باشد، روانش سالم نيست. در هر حال، جشن ساليانه‌شان را دوست دارم...
امّا فکری که اين روزها در سرم چرخ می‌زد اين بود که "چه تيپ افرادی -از لحاظ رفتاری- خطرناک‌تر از بقيه‌اند"؟ يعنی جرقه‌ی فکر را جمله‌ی آخر اين نوشته در سرم زد (به قول خودش "مرا برانگيخت!").
بگذاريد این مقدمه را بگويم تا برويم سر اصل مطلب: در زندگی همه‌ی حرف‌ها را نمی‌شود زد. در آزادترين جوامع هم خيلی حرف‌ها را می‌جويم و نگفته قورت می‌دهيم. برگذشتن از مرزهای تصنّعی اخلاقی چيزی نيست جز شجاعت اخلاقی... که خود می‌دانيدش. بعضی هم فحاشی را با "مرزشکنی" اشتباه می‌گيرند که این‌ها را بهتر است با چنین اوهامی به حال خودشان رها کرد!
...
تجربه به من می‌گويد بی‌رحم‌ترین افراد زنانی هستند که مدّت‌های مديدی محروميت جنسی کشيده‌اند. شايد بگوييد خُب خيلی از مردها هم کمبود جنسی دارند؟ اين درست! امّا بدبختی زن جماعت اين است که مثل مرد با خودارضايی راحت نيست. اين را هم خودتان لابد بهتر از من می‌دانيد!
من اغلب ديده‌ام که اين افراد، برای رد-گم-کنی می‌روند در جلد "مددکار اجتماعی"، "فعّال حقوق بشر" (زنان) و يا "فمينيست"... و امثالهم. طرف خودش کوله‌باری از شکست‌های متعدد را می‌کشد، آن‌وقت می‌خواهد به فلان آدم فلک‌زده برای بهترشدن زندگی‌اش مثلاً "مدد" برساند! اغلب هم ديده‌ام و ديده‌ايد که با عمده‌کردن مشکل افراد، کار را از آن‌چه هست بدتر می‌کنند. يعنی طرف اگر با خانم‌اش بگومگوی کوچکی داشته باشد و برای بهترشدن اوضاع بروند سراغ سرکار "مددکار"، چنان قضيه را پيچيده می‌کند که هزار متخصص امور خانواده هم نتوانند گُسل ايجادشده بين طرفين را جوش بدهند. خلاصه جای آب‌دادن به نهال نورس خانواده، از ريشه می‌زنندش و خلاص! اصل و واقعيت اين است که غالب اين افراد "مددکار" و "فعال حقوق بشر" و چه می‌دانم، "فمينيست"... اگر شوهر درست‌وحسابی‌ای داشته باشند، فمينيست‌بازی را می‌بوسند و می‌گذارند کنار. نمونه اين‌قدر هست که به زبان نمی‌آید...
من البته کلّی نمی‌بافم. لال شوم اگر حرفم اين باشد که "هر زنی که محروميت جنسی کشيده خطرناک است"! ولی می‌گويم: در ميان اين گروه خاص، اگر به پُست آدم نابکاری خورديد،‌ بدانيد (و آگاه باشيد و برحذر باشيد!) که نابکاری‌اش از جنس ديگری‌ست و جداّ دودمان‌برانداز است.

برچسبها: ,

36 پيام:

Blogger فرزاد می‌نويسد:

مجيد گرامي

از اين كه بحث گي ها رو با فمينيست ها به اين شكل با هم پيوند دادي يه جورائي حال كردم . ولي خدا به دادت برسه كه اين مطلبت تا چند روز آينده بيچارت ميكنه . محروميت جنسي زنانه و تجربه شما مطالبي را برايتان در قسمت نظر سنجي دارد كه بايد حالا حالاها پاسخگو باشي ، يا حداقل من اين شكلي فكر ميكنم

پاينده باشي

12:25 AM  
Blogger مجيد زهری می‌نويسد:

نه فرزاد عزیز، نگران نباش، طوفانی در راه نيست!
من کلّی زحمت کشیده‌ام و مدّت‌ها خون جگر خورده‌ام که اين وبلاگ از آن حالت "چهارراه تيرانداز" به يک "کافه‌ی رفقا"‌ تبديل شود که شده. خب، فقط بچه‌های خودمان می‌خوانندش.
موج‌سازی را سه‌طلاقه کرده‌ایم دوست عزیز؛ سپرده‌ايم به جوان‌ترها!
(اين هم البته جهت مزاح بود ديگر؛ می‌دانی که؟)
شاد باشی مثل هميشه.
راستی: گذاشته‌ام‌ات در ليست که اگر امسال گذرم به ممالک محروسه‌ی اروپا افتاد، سرکی بکشم به دولت‌سرای‌ات.
اگر شد برنامه‌ای می‌گذاریم که بر و بچه‌ها شبی را دور هم بنشينيم به صفا و گفتن. حسن درويش‌پور و حميد ميداف و شبنم فکر و اسد علی‌محمدی و نازخاتون و حمیرا طاری و آليوس و چوبينه و درياروندگان و خيلی‌های ديگر هم هستند. خلاصه جشنی می‌شود از آن جشن‌ها!

12:34 AM  
Blogger گوشزد می‌نويسد:

مجيد جان
من يك بار نه به اين صراحت كه با كنايه و در لفافه چنين حرفي زدم ...باري از حال خشتكم خواسته باشي هنوز بر روي سرم است!!

12:41 AM  
Blogger مجيد زهری می‌نويسد:

دکتر جان تو کارت دلداری‌دادن است يا ترساندن؟
:)

12:53 AM  
Anonymous رازیگر می‌نويسد:

نوشتم شجاعانه ترین نوشته تاریخ بلاگستان و همین هم هست.
فقط مجید جان اگر کار بالا گرفت زیاد روی ما حساب نفرمایی که از دور دعا خواهم کرد البته!

1:07 AM  
Anonymous saraس می‌نويسد:

خوب حالا منتظر باشيد كه بسياري از اهالي وبلاگستان با اين همه كلي گويي و ارتباط دادن گ و ش بدجوري به شما حمله كنند. كه من هم از حالا از بسياري از آنهاحمايت مي‌كنم. از شما بعيد بود اين همه كلي‌گوييهاي تاريخ مصرف گذشته.
چه كسي گفته گي ها «از نظر جنسي درست تخليه نمي‌شوند و ارگاسم مرتبي ندارند؟» خيلي بي منطق بود اين حرف و ديگر حرفهايي كه در پي آمد.

1:19 AM  
Anonymous nooshin می‌نويسد:

ترسیدم. نکند روانکاوی هم که من حدود یکسال است پیشش می‌روم و به نظر خودم هیچ پیشرفتی نکرده‌ام از همین نوع باشد؟ اما نه تا یادم می‌آید او هیچ تلاش منفی نکرده‌است و البته مثبت هم! همه‌اش می‌گوید خودت مسوولی! خودت خواسته‌ای! خودت شده‌ای و ... یعنی چی؟ یعنی اون هم به خاطر محرومیتش هیچ تلاش حرفه‌ای نمی‌کنه؟!!اوهوم

1:21 AM  
Anonymous سيدتقي می‌نويسد:

و اين بر خلاف تصور عموميه كه ميگن زن‌ها زياد در مورد مسايل جنسي دچار مشكل نمي شن...درسته؟

1:41 AM  
Anonymous Tess Durbeyfield می‌نويسد:

ممکنه در مورد تجربه ای که با زنان محروم از رابطه جنسی هستن داشتین بیشتر توضیح بدین؟ اولاً چطور فهمیدین که چنین مشکلی دارن و از کجا می دونین که مددکار ها بیشتر از این دسته آدمها هستن

1:49 AM  
Anonymous ناشناس می‌نويسد:

عیب تو این است که فکر می کنی افلاطونی و از همه مسائل سر در می آوری. من مرد هستم و هم جنس گرا هم نیستم ولی حوصله گنده گوزی های ترا ندارم. آن کس که نداند که نداند که نداند/ در جهل مرکب ابد الدهر بماند

1:55 AM  
Anonymous بیلی و من می‌نويسد:

مجید عجب دل و جراتی داری!

2:10 AM  
Blogger محسن مؤمنی می‌نويسد:

مجید جان!
احتمالاً فکرش را کرده‌ای که در زمان افول تب‌ فمنیسیم این نوشته را علنی کرده‌ای. ولی وبلاگ‌ها این خاصیت را دارند که در یک "آن"، از "کافه‌ی رفقا" به "چهارراه تیرانداز" تبدیل شوند، حتا برای چند لحظه هم که شده.

خلاصه همه گفتند و ما هم می‌گیم،
در وبلاگستان هر کس یادداشتی بنویسد که در آن از واژه‌ی "فمینیسم" استفاده شده باشد، و در محدوده‌ی استفاده‌کنددگان مجاز نباشد (حالا نمی‌دانم شاید آنجا با استفاده‌کنندگان مجاز هماهنگ کرده‌ای ) با یک بحران وبلاگی روبه‌رو می‌شود. فارغ از این که چه نوشته باشد.

ضمناً تو رو خدا بنویس. امیدوارم این دوره‌ی نوشتن‌ات دیگر با افول رو‌به‌رو نشود.
خوش باشی

10:09 AM  
Blogger مجيد زهری می‌نويسد:

حمیدرضا جان، محتاج‌ايم به دعا!

سارا خانم جان!
از اين "حمله‌ها" من را نترسان دخترم! مجيد زهری زياد ديده است از اين "حملات مجازی" جانم. البته همان‌طور که به فرزاد هم گفتم، چفت و بست اين‌جا محکم است و فقط دوستان خودمانی می‌‌آيند و... می‌نشينيم در کنار هم. با اين‌ بچه‌ها زبان مشترک داريم؛ حرف هم را می‌فهميم. آدم‌ها که حرف هم را بفهمند، تنش ايجاد نمی‌شود.

نوشين جان البته بعيد هم نيست!

آسيد عزيز!
اين‌جا وبلاگ است؛‌ توضيح‌المسائل فلان آيت‌الله نيست که مسئله‌ی پايين‌تنه‌ای طرح می‌کنی جانم!

تس جان!
کافی است به دور و اطراف نظری بیاندازی... خودت با من هم‌عقيده می‌شوی.

بی‌نام!
از کی تا حالا افلاطون جواب همه‌ی سئوال‌ها را در خورجين داشته که ما خبر نداشتيم؟ دخترجان چيزی بگو که بگنجد آخر!

اسد جان به بيلی سلام مخصوص من را برسان!

محسن نکته‌سنج ما حالش چطور است؟
حتماً محسن جان. فقط -و البته- بستگی دارد به اين‌که کی کوره‌ی وبلاگ‌نويسی‌ام دوباره گرم شود.

از همگی‌تان ممنونم.

10:25 PM  
Blogger فرزاد می‌نويسد:

درودي دوباره

خوب تا الان كه دوباره سركي كشيدم به كامنتها ، به خير گذشته است .... از شوخي گذشته ايكاش همه در سر اين " جهار راه هاي تير اندازي " كه مجيد به آنها اشاره كرده ، " كافه ائي از رفقا " ميساختن تا با جمع شدنشان در آن ، هر كسي حرف خودش را بزند و نوشته و سخن ديگري را نقد كند ، آنهم نقد عالمانه ، نه اينكه بر سر كوبيدن گفته ديگري بر آيد و توان شنيدن سخنش را نداشته باشد .

بعضي وقتها حس ميكنم كه ما ايرانيها در دنياي مجازي وبلاگ هم تاب يكديگر رانداريم .

مجيد جان فرش قرمز براي گسترانيدن بر زير قدوم مبارك حاضر هست ... فقط لطف كن بين تريخ دوازدهم تا بيست و پنجم ماه اينده نباشد كه اين حقير خود عازم يكي از شهرهاي دولت فخيمه ژنرال برانكو ميباشيم

پايدار باشي

12:33 AM  
Anonymous ناشناس می‌نويسد:

واقعا استفاده کردم! شما بگو و بعد مثل پهلوان پنبه سینه سپر کن که بقیه بیایند برایت کف بزنند...برادر من، آخرین باری که با زنی بودی آزاده که بدنش را میشناخت چه زمانی بوده؟ چه کسی گفته زنها با خود ارضایی مشکل دارند؟ شما که هم به مردها توهین کرده ای هم به زنها...تمام سلامت روان شما به ارضای مرتب و فلانت بند است؟ آخر این چه جور استدلال کردن است؟ زشت ترین حرفها را در لفافه کلمات صد و پنجاه تومنی میپیچید و فکر میکنی حرف روشنفکری میزنی؟ مشکلات اجتماع حل شد اگر زنهای فمینیست شوهر کنند؟ تو اصلا میدانی چند درصد مردها بلد نیستند زنشان را به ارگاسم برسانند؟ کاری که برای هر زنی پنج دقیقه وقت میگیرد...صد رحمت به آنهایی که فحش میدهند..لااقل ادعایشان کمتر است.

انار
thoughts.blogfa.com

1:52 AM  
Anonymous ناشناس می‌نويسد:

خداییش هرچقدر متنت را خواندم دلم بیشتر سوخت. خوب است که خودت هم گفته ای که این ارگاسم مرتبت که اینهمه به ان مینازی از خود ارضاییست...خوب هم هست..اشکالی ندارد...همه گاهی میکنند...اما باز فکر نمیکنی از این جهت آن همجنسگرا به تو سر است که ارضایش بخشی از رابطه و تعاملش با یک انسان دیگر است؟در رابطه ای انسانی با یک فرد دیگر است؟ راستی این تز ارضا نشدن همجنسگرایان را از کجا شنیده ای؟

انار
thoughts.blogfa.com

2:08 AM  
Blogger مجيد زهری می‌نويسد:

فرزاد جان سپاس که خبر دادی. در اسپانيا تا می‌توانی با خانواده‌ی محترم خوش بگذران. جای من را هم خالی کن.
:)

انار!
سطح شعور افراد را از مدارای‌شان با نظر مخالف می‌سنجند، و الا برای پرخاشگری کسی جايزه نمی‌گيرد!

5:00 PM  
Anonymous Leva می‌نويسد:

آقای زهری
میشه یه لطف بکنید و تکلیف من رو معلوم بکنید.
من یه شوهری دارم که دیوانه وار دوسش دارم و در اوج فعالیتهام باهاش ازدواج کردم. تو سازمانهای مختلف کار میکنم. چه کاری که واسه درامد هست و چه کارهایی که روزهای تعطیل انجام میدم. رشته شوهرم علوم انسانی هم نیست. اونقدر باهم تفاهم داریم که بدونه من انسانی هستم با حق زندگی.
خوب من که نه لزبینم نه سرخورده اجتماعی. تکلیف من چی میشه؟

یه ساعت با خودم کلنجار رفتم که اینقدر مودب جواب شما رو بنویسم.

6:29 PM  
Anonymous خورشيد خانوم می‌نويسد:

آقای زهری من دو تا سوال دارم در مورد این نوشته شما. یکی اینکه این جمله شما بر چه اساسی است؟ "بدبختی زن جماعت اين است که مثل مرد با خودارضايی راحت نيست." یعنی آماری چیزی دارین که زن ها با خود ارضایی به اندازه مردها راحت نیستن؟ و سوال بعدی ام هم اینه که بر چه اساسی می گین که همجنسگرا ها درست تخلیه جنسی نمی شوند؟ تحقیقی چیزی خوندین در این مورد؟

6:34 PM  
Anonymous Leva می‌نويسد:

لذتی رو که زن از رابطه جنسی اش میبره حتی در حد تصور یه مرد نیست.
مردی که به مرغ و گوسفند هم رحم نمیکنه. در مورد لذتهای جنسی زن مرد ایرانی رو ندیدم که چیزی بدونه. به خاطر اینکه حتی به این همه لذت هم حسادت میکنن. لذتی که برای به وجود آوردنش به هیچ سوراخی احتیاج نیست.
من تنها ادعایی که دارم شناخت این لذت هست و مردی که این لذت من رو میشناسه. برای شما حتی ابراز تاسف کردن هم بیفایده هست. و برای شریک شما هم همینطور که کس که خودش قبول کرده محل تخلیه و به قول خودتون ارگاسم منظمتون باشه جایی برای تاسف نداره.
ولی از چیزی که مطمنم اینه که اگه زنی هم تو زندگی شما باشه از این وبلاگ خبر نداره. این هم جزو بقیه پنهون کاری های مردهای ایرانی هست. غیر از اینه؟

6:34 PM  
Anonymous ناشناس می‌نويسد:

آقای زهری

برای توهین به قشری که به گفته آمار رسمی سازمانهای بین المللی 10 درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند چه؟ برای آن جایزه میگیرند؟ برای کلی گویی و زیر سئوال بردن خدمات یک عده انسانی که با دیگران هیچ فرقی ندارند به جز اینکه در رختخواب کار شما را نمیکنند چه؟ لابد برای این جایزه میدهند حتما. و در نهایت برای تعمیم دادن فرضیات بی اساسمان به کلی زن و مرد در جامعه...برای این یکی کاندید جایزه شده اید شک ندارم...حرفتان را عریان کردم و به خودتان پس دادم که اینچنین آشفته شده اید. متنتان را دوباره بخوانید و ببینید چقدر زشت و توهین آمیز و پر از پیش فرض است.

انار
thoughts.blogfa.com

7:17 PM  
Blogger مجيد زهری می‌نويسد:

لوا خانم!
برای شما و همسر گرامی آرزوی تداوم خوشبختی دارم.

خورشيد خانوم عزيز!
1- اين جزو بديهيات است: زن برای تحريک و رسيدن به ارگاسم نيازمند شرايط ويژه‌ای‌ست. مرد امّا در هر وضعيت روحی که باشد به سادگی تحریک می‌شود.
2- کمی اگر به نوع و شيوه‌ی رابطه‌ی دو زن يا دو مرد و کارهايی که برای ارضای جنسی می‌کنند دقّت کنید، می‌بينيد چندان غريب نگفته‌ام.

انار!
گفتن اين جمله که «کلاً نظر خوشی نسبت به همجنس‌گرايان ندارم» تنها يک اظهار نظر شخصی است، نه توهين. دوست‌داشتن یا دوست‌نداشتن افراد يا اقشار، حق طبيعی هر انسانی است.
...
ما انسان‌ها بهتر از هر کس ديگر می‌توانيم داور خود باشيم. راه خودسنجی اين است که ببینيم در مقابل نظر مخالف تا چه حد برانگيخته و برآشفته می‌شویم. اين، برآوردی است از مقدار ريشه‌دواندن تعصّب در وجودمان.

همگی موفق باشيد.

8:37 PM  
Anonymous خورشيد خانوم می‌نويسد:

نه آقای زهری، هر دو تا جوابی که دادین قابل چالش هستن و به شدت غلط! ظاهرا دایره آشنایی شما با زنان و همجنسگرایان بسیار محدود بوده و براساس همون مشاهدات محدود دارید به یک مساله عمومیت می بخشین. من فکر کردم شاید تحقیق یا آماری دیدین در باره این چیزها و برام جالب بود ازشون مطلع بشم. حالا این گفته های شما رو می ذارم به حساب کم اطلاعی.

12:48 AM  
Anonymous مینا می‌نويسد:

1- از کجا به این نتیجه رسیدین که همجنسگراها مشکل دارن؟
2- از کجا به این نتیجه رسیدین که فمنیستها همجنسگرا هستن؟ (همه)
3- از کجا به این نتیجه رسیدیدن که مددکار ها محرومیت کشیدن و تازه به خاطر این محرومیت ها به مددکاری رو آوردن؟!
کلی گویی، برچسب زدن، کوبیدن بخشی از جامعه بدون ارائه هیچ شاهد و آماری و...و... از نظر شما هیچ اشکالی نداره، اما جواب خیلی خیلی مودبانه (حداقل مودبانه تر از نوشته شما!) یعنی عدم تحمل نظر مخالف!!! اینم برای خودش روش جالبیه!

1:24 AM  
Anonymous یک زن می‌نويسد:

چه کسی گفته زنها با خود ارضایی مشکل دارن?
به نظرم بد نیست قبل از فتوا دادن اطلاعاتتون رو قدری آپدیت بفرمایید

5:56 AM  
Anonymous ناشناس می‌نويسد:

صحبتتون قبول. اما تو ایران هنوز مشکل خود خانوما هستن خیلی از دوستای بیست و هفت هشت ساله من هنوز منتظرن تا شاهزاده افسانه ها (شوهر) بیاد و اونا رو از دست دیو بکارت نجات بده و در ضمن علی رغم تموم عقده های روانی هرگز حاضر نیستن از موضع خودشون دست بکشن و کلی حرفای خاله زنکی ÷شت سر این و اون می زنن اگه اینا نباشن پسر ها هم کم کم حساب کار میاد دستشون چون دیگه دختر افتاب مهتاب ندیده ای وجود نداره تا مامان جونشون بره براشون خواستگاری

7:47 AM  
Anonymous شيرين می‌نويسد:

من نه پزشكم ، نه روانشناس و نه مدد كار و فمنيست(با ان تعريفي كه منظور شماست!) يك زن معمولي هستم كه به زعم همين زن بودن نميتوانم مرد بودن و حسهايي كه فقط بايد يك مرد بود تا لمسشان كرد ، را توصيف كنم. خود ارضايي براي زن و مرد يعني شناختن بدن خود. اصلا هم چيز قبيحي نيست. حرفتان در مورد بر انگيخته نشدن در مورد نظر مخالف ، درست ! ولي بايد بدانيد كه اين "نظر مخالف" كه حالت كلي گويي دارد و هيچ پيشينه ي اماري و تحقيقاتي هم ندارد بيشتر اتيكت چسباندن است تا "نظر" و بد جوري بي اطلاعي و كم سوادي شما را به چشم مياورد.. و البته كم تجربگي در اين موارد ياد شده!

7:50 AM  
Anonymous سرزمین رویایی می‌نويسد:

زهری عزیز:
برایت چیزی نوشتم. در همین مورد. البته چون رشته‌ی من مرتبط با این انسان‌ها ست آنها را خوب می‌شناسم.

با احترام

10:13 AM  
Anonymous نیلوفر می‌نويسد:

با خورشید خانم کاملا موافقم...شما آناتومی بدن زنان را نمی شناسید!لا
اقل بیشتر از خودمان نمی دانید!تا به حال درباره رسیدن به ارگاسم از راه تحریک کلیتوریس چیزی شنیده اید آقای زهری؟!بعیده

6:46 PM  
Blogger Ng.A. می‌نويسد:

raastesh man nemitoonam bavar konam inha ro jeddi neveshtid!fekr mikonam khaastid shookhi konid o jigh o daade o laje baghie ro dar biarid ke movafagh ham shodi!!!!

9:39 AM  
Blogger تـــــرنـــٌــــم می‌نويسد:

پـس غـائـله از ایـنجا شـروع شــده ؟؟
راسـتش ایـن پـسـت شـما بــرای مـنـهم عـجـیب و باورنـکردنـی بـود

2:56 PM  
Blogger Neda می‌نويسد:

آقای زهری. شخصا هر چه دختر دیدم که با خود ارضایی مشکل دارن اونهایی بودن که شدیدا تحت تسلط تفکر مردسالار هستن.
بشتر از این نمی دونم چی باید بگم، به هر حال عقیده کسی رو نمی شه عوض کرد، شما هم در مورد فمینست ها و مددکارها و همجنس گرا ها (گذاشتن این ها هم تو یک مجموعه البته مثل این بود که بگیم شیر ها و پلنگ ها و رنگ و روغن پنتل مثلا) اینطور فکر می کنید دیگه، اینطور که معلومه باز هم کسانی هستن که مثل شما فکر کنن. چه باک؟
دلم واسه انار سوخت که حرص بی خود خورده.

از بالای دیوار سابق

6:59 AM  
Anonymous ناشناس می‌نويسد:

damet garm.

7:12 PM  
Blogger شباهنگ می‌نويسد:

آفای زِهری، شما رادر لیستی که مرتب «به‌روز» می‌شود، همردیف جنتی و دیگر حزب‌اللهی‌ها درج کرده‌اند! گاهی مواقعه تا مرد/زن سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد. برخی اوقات اگر آدم وبلاگش را به‌روز نکند شاید بهتر باشد

10:09 PM  
Anonymous ناشناس می‌نويسد:

دمت گرم دیگه
مگه همجنسگرا ها چه بدی در حقت کردن که اینجوری راجع بشون تز میدی
جون مادرت تفکرت رو عوض کن

7:03 PM  
Blogger azar می‌نويسد:

راه شب جان
اين برادرمون خوب مي دونه از كجا داره تغذيه مي شه. مي بيني كه جوابتم نداده چون خب مي دونه كجا نونشو ميدن
آقاي زهري فقط يك چيز مي شه به شما و امثالتون گفت: جواب ابلهان خاموشي است. خجالت هم نكشيد مي تونين باقي اش رو هم توي دلتون بگيد. بهرحال فمينيستيم و مي دونيم توي دل برادران نجيبي چون شما چي مي گذره

8:55 PM  

ارسال يک نظر

>>> صفحه‌ی اصلی


:: نقل بخشی از يادداشت‌‌، با ذکر نام نويسنده و لینک به منبع، بی‌اشکال است. ::
:: Copyright © 2004-2007 www.MajidZohari.Com All Rights Reserved ::
:: Built & Designed by M. Zohari ::