سه‌شنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۴

روز نتيجه‌ی انتخابات، پيش‌بينی کرده بودم که فضا بازتر از دوره‌ی خاتمی خواهد شد. آن روز اين حرف به چشم می‌زد که سودای شناکردن خلاف جريان آب را دارد، امّا گوينده‌ی آن هنوز هم بر سر ايستار خود پابرجاست. اين پيش‌بينی برای منی که زندگی‌ام خارج از جغرافيای ايران است و در نتيجه‌ی انتخابات ذی‌نفع نيستم و طبعاً از نتيجه‌ی آن شوکه هم نشده بودم چندان مشکل نبود. حکومت وقتی يک‌دست شود، ترسی ندارد که فضا را باز کند. اکثريتی نيز که فغان می‌کرد "برمی‌گردیم به وضع اوايل دهه‌ی شصت" توجه نداشت که چهارده‌سالی از آن سال‌ها گذشته و آن آرمان‌ها و راه‌کارهای اوّل انقلاب ديگر به تاريخ پيوسته و نه درون و نه برون نظام، آن را برنمی‌تابد.
تحقق آن پيش‌بينی را می‌شود در کارهایی شاهد بود که روزنامه‌ی شرق در روز‌های اخیر ارائه کرده است. بزرگ‌داشت چهره‌ی مغضوب نظام استاد عاليجاه پرويز ناتل خانلری که خدمات او به زبان فارسی و فرهنگ ايران جز با چند تن مانند نيست، جز اين نشان ندارد. خلاصه کنم: من که تا اين هنگام پی‌گیر خواندن روزنامه‌های داخل ايران نبوده‌ام، شوق خواندن شرق اين‌روزها را در خود حس می‌کنم. به جميع دست‌اندرکاران شرق به نوبه‌ی خودم خسته‌نباشيد می‌گویم.

۱۹ نظر:

دخترک گفت...

سلام. ما توی ايران هستيم ، احساسي از بازتر شدن فضا نداريم. ازلينک هم ممنون. باعث شدين اسم برای نوشته ام پيدا کنم.

علیرضا گفت...

کامنتی برای پست قبلی: آقای زهری اگه کتابتان خوبست چرا می گویید نخوانیدش و اگر ارزش خواندن ندارد چرا تبلیغش را می کنید... اگر توصیه برای نخواندنش،من باب مزاح است باید بگویم که اصلا خنده دار نبود، لطفا این تعارفات ایرانی را کنار بگذارید... و کامنتی برای این پست: من فکر می کنم همانطور که یکدست بودن مملکت می تواند موجبات باز شدن فضای سیاسی مملکت را فراهم آورد، با همان استدلال شما، می تواند از لحاظ سیاسی و اجتماعی خفقان ایجاد کند چون نیرویی برای مخالفت در برابر خود نمی بیند(مردم که در این بازی هیچ وقت نقشی موثر نداشته اند) و به نظر من احتمال رخداد دومی بیشتر است.

مجيد زهری گفت...

دخترک عزيز!
خوشحالم که سليقه‌ی من را برای تيتر آن نوشته پسنديدی.

علی‌رضا عزیز!
آن کتاب اگر خوب بود می‌گفتم خوب است؛ تعارف که نداشتم؟ آن نوشته تبليغ نيست؛ ضجّه‌ای است که آدمی بعد از چند روز وقت‌‌تلف‌کردن روی يک کتاب می‌زند! مثل فريادی می‌ماند در گلو، البته با مايه‌ی طنز.
در مورد يک‌دست‌شدن سيستم: اگر نظام يک کشور غيردموکراتيک (توتاليتر/ديکتاتوری) باشد، يک‌دست‌شدن آن از خشونت می‌کاهد. در واقع هرج و مرج و اليگارشی به مراتب خطرناک‌تر از ثبات يک نظام استبدادی است، زيرا در فرم اول، آن نظام غير قابل پیش‌بينی و پر از تنش است، امّا در دوّمی، نظام فقط موقعی وارد عمل می‌شود که خود را در خطر ببيند.

نرگس گفت...

جناب زهری ما که در ایران هستیم فقط داریم میبینیم که زیر زیرکی دارره فضا خفنتر میشه.تا جایی که یادم میاد کمیته و این حرفها برمیگشت به دوران خفقان رفسنجانی که حالا حتا در روز ساعت 5 بعد از ظهر هم میبینیم بسیج ایست بازرسی داره.قوانین سخت برای دانشجویان گذاشتند و از دانشگاه آزادیا تعهدات سفت و سخت گرفته اند.تو خیابون بگیر بگیره و همونطور که توی یکی از متنهام نوشتم بسیج داره قوت میگیره...
برای اینهم که ببینیم فضا بازتر میشه یا تنگتر خیلی زوده که قضاوت کنیم.شما توقع ندارین با اون پتانسیل خشمی که در مردم بود مثلا همین ماههای اول بیان و کاری انجام بدن.آقای خاتمی رو هم 2سال طول کشید تا به ناامیدی رسیدن بعضیا...خیلی زود دارین قضاوت میکنین.خیلی زود.

هادی گفت...

جناب زهری مقدمه و موخره نوشتارتان همخوانی ندارد. همانطور که خودتان هم ذکر کردید چندان نشریات داخل را پی نمی گیرید. من اما این کار و کارهای دیگر روزنامه شرق و ترافیک ویژه نامه ای چند وقت اخیرش را به نوعی به سیم آخر زدن می دانم و ترس از حرف در گلو مانده باز نگفته.
محافظه کاران چندان تعجیل برای بستن فضا ندارند

youssef گفت...

مجيد جان ترجمه اون شعر الموتي اين مي شود:دختر پيش من ننشين چون ماه رمضانه/
چشمم چشممت را مي بينه روزه ام حرام مي شود/
به من مهلت بده ماه رمضان تمام بشود/
آن وقت چنان با تو نامزد بازي بكنم كه نفست در برود/
دختر قد بلند من نوكر تو هستم/
چند سال به مادرت خدمت مي كنم/
چند سال خدمت مي كنم و چيزي نمي گيرم/
مواجب من هم فداي سر تو

Coovash گفت...

مجيد زهري عزيز
سلام
وبلاگ شما فيلتر نيست اما مدتي‌ست كه با كلي ناز و ادا خود را نشان مي‌دهد و به هر شكل كه دلش مي‌خواهد. بگذريم از فهرست وبلاگ‌ها كه خيلي وقت است ديده نمي‌شود، حالا ستون خواندني‌ها نيز اكثر مواقع قابل مشاهده نيست. و كامنت‌ها نيز باز نمي‌شوند و گاهي اوقات چنين خطايي مي‌گيرند:

Blocked a pop-up from: blogger.com

گاهي اوقات نيز مطالب جديد را به موقع نشان نمي‌دهد.
مشكل كجاست؟
(حالام با فيلتر‌شكن‌ها در كلنجارم تا شايد بتوانم غيرمستقيم بيايم و اين مشكل را به اطلاع‌تان برسانم.)

Salome گفت...

هرج و مرج/پول/قاچاق/تحجر ووو
هيچگاه يكدست نخواهد شد
ايده شما بسيار درست است و بحق اما من به يكدست بودن و يكدست ماندن شك دارم

مجيد زهری گفت...

ممنونم دوستان از نظرتان. من هر چند نظر شما را منطقی‌تر می‌بینم، امّا در دل سعی می‌کنم خوش‌بين باشم. به هر حال اميدوارم که هوا مه‌آلودتر از قبل نشود.

کوواش عزیز، فضای مجانی است و هزار ناز و ادا! به هر حال متاسفم که شما دوستان داخل ایران را به دردسر می‌اندازد.

سپاس از همگی‌تان.

حميد/ ميداف گفت...

مجيد جان، نوشته ات عنوان نداشت در بلاگ نيوز فقط با اسمت لينک دادم

پویان گفت...

مجید جان امیدوارم که اینگونه شود که پیشبینی کرده ای! ولی چندان خوشبین نیستم.
مرسی از نظرت برایم افتخار بزرگی است که وبلاگم را میخوانی

ali گفت...

پیش بینی من هم این بود که اوضاع "بدتر" نخواهد شد،
البته با دلایلی متفاوت
:)
البته من مدت زمان طولانيتری را صبر خواهم کرد تا درست درومدن خوشبينيم را اعلام کنم

نرگس گفت...

شما خوش بینی رو با پیش بینی یکی میدونید؟

ما هم دوست داریم مه آلود نشود.

فاطمه گفت...

شرق این روزها کارهای عجیبی می‌کنه! مثلا همین ویژه نامه جنگش و صحبت های ابراهیم یزدی . فکر نمی کردم به این زودی ها بشه چنین چیزهایی رو اینجا خوند

منيرى گفت...

سلام
در مورد پيش‌بينى فکر مى‌کنم خيلى زود باشه، اما اميدوارم پيش‌گوى خوبى باشيد.
در مورد شکل اين‌جا هم خيلى خوب شده، بهتر از قبل، مبارکه.

behzad karimi گفت...

عده ای از کسانی که نظرات خود را ابراز کرده اند، از چاپ ویژه نامه جنگ در روزنامه شرق به عنوان نشانه ای از هر چه بیشتر بسته شدن فضای سیاسی کشور در دوران دولت جدید یاد کرده اند. اینگونه شاهد آوردن ها آن هم از افرادی که اهل روشن اندیشی هستند بسیار مرا شگفت زده کرد. اعتقاد دارم جنگ قسمت بسیار مهم و حساسی از تاریخ معاصر سرزمین ماست که باید طبعا خیلی بیشتر از موضوعاتی که شرق برایشان ویژه نامه دست و پا می کند مورد توجه قرار گیرد. با اینکه از طیف موافقان شرق هستم ولی با این گونه شاهد آوردن ها مخالفم. اگر فضای کامنت اجازه می داد بیشتر می نوشتم.

ناشناس گفت...

نوشي :



نوشي اولين وبلاگ نويس ايراني است که با شهامت هر چه تمام همه دردنوشته ها را تا گرفتن بچه هايش هر روز در وبلاگش مينوشت .

به گفته خودش در مصاحبه با BBC هدفش از نوشتن ، کشف کودکي گمشده درون خودش و يا هر کس بود "



اهميت کار نوشي در اين است که پس از محمد علي ابطحي در وبنوشت ، نوشي دومين ايراني بود که نوشته هاي وبلاگش را کتاب کرد و اولين ايراني غير سيستمدار بود که اين کار را کرد .

بلاگرهاي ايراني چه قبل و چه بعد از سکوت هاي دردآور نوشي براي رسيدن به دو فرزندش ، همه با قرار دادن لينک وبلاگش او را ياري کردند .



اولين جشن تول اينترنتي ايران :

به عنوان همکاران نوشي در فضاي اينترنت قصد داريم ، به حمايت و البته تحسين ايستادگي هاي نوشي ، نه تنها به عنوان يک بلاگر که به عنوان مادري فداکار و صبور با ارسال پيامهاي تبريک تولد فرزندش ، اولين جشن تولد اينترنتي اران را برپا کنيم .

از شما دوست / همکار / بلاگر عزيز دعوت مي کنيم با ارسال پيام تبريک به آدرس نوشي ، همراه مان باشيد .

پنج شنبه 14 مهرماه تولد " آلوشا " به تعبير نوشي يکي از جوجه هاست .



نشاني وبلاگ موقت جشن تولد آلوشا :

www.alusha.myblog.ir



نشاني وبلاگ نوشي :

www.nooshi.ir



تماس :

Mail to : info@kkarbaran.tk

AlirezaMojahedi گفت...

سلام
برايم افتخار بزرگي بود كه نام زيبنده شما را در وبلاگم ديدم
از راهنمايي مفيد شما بينهايت سپاسگزارم
متاسفانه فعلا هيچ لينكي نميتوانم اضافه كنم چون از ايران نميتوانم به بلاگ رولينگ وصل شوم
اگر اجازه دهيد در اولين فرصت لينك شما را اضافه كنم
خوشحال ميشوم اگر بزرگواري فرموده و باز هم با قدمهايتان وبلاگم را مزين فرماييد

Saeid گفت...

فعلا که روی در و دیوار شهر هم نوشته اند که با انواع پوشش راحت بانوان به شدت برخورد میشود. از این پرده های سطح شهر فیلم وعکس دارم که هنوز فرصت نشده آپلود کنم. در کل:
که من نمیشنوم بوی خوش از این اوضاع
موفق باشید