بخش پايانی گفتوگو با مجيد زهری
اسد علیمحمّدی: یکی از ویژهگیهای جالب وبلاگ بخش نظرخواهی است. من حتا تا اینجا پیش میروم که این بخش را به قلب تشبیه میکنم، امّا متاسفانه عدهای بیمسئولیت، با گذاشتن کامنتهای توهینآمیز معضلی شدهاند برای خیلی از بلاگرها، تا آنجاییکه برخی از خیر کامنت گذشتهاند. بهخاطر دارم تو در چند يادداشت به این معضل پرداخته بودی. میخواهم موضوع را اینجا بیشتر بشکافی؟
مجيد زُهَری: تا وبلاگ هست، هرزنويسی هم هست. هر پديدهای، معضلهای خاص به خودش را نيز بههمراه میآورد. البته مسئلهی هرزنويسی در جامعهی وبلاگی ما مختصات ويژهی خودش را دارد. يکپای اين عمل در اختلافات عجيبوغريب و ريشهای است که در جامعهی ما بیدليل يا بادليل جا خوش کرده، يکی هم به علت ناآگاهی و نوع برخورد غلط ما با اين معضل است که به آن عملاً جواز رشد و ماندگاری میدهد. يکی هم اينکه بعضیها هنوز بلد نيستند از تکنولوژی درست استفاده کنند و گاهی در جلد هرزنويس فرو میروند.
هنوز اين باور عمومی نشده که هر نوشتهای در بخش پيامگیر وبلاگ، اسمش "پيام" نيست و ممکن است "اسپم" باشد، همانطور که هر چه به آدرس ايمیل ما میرسد اسمش "نامه" نيست. بعضی از بلاگرها، پاککردن ناسزاگویی و اتهامزنی در پيامگیر وبلاگ خود را نوعی سانسور تلقی میکنند که تلقی غلطی است. به واقع برجاماندن اين هرزنويسی به بازتوليد و پايایی آن میانجامد و اخلاق ارتباطی جامعه را فاسد میکند. در اين معادله دو سمت وجود دارد: يکی کسی که هرزنويسی میکند که در پشت نقاب و در تاريکی مخفی شده، و دیگری ما هستيم که او پيامگير وبلاگ ما را برای انجام عمل خود مورد استفاده (بخوان سوء استفاده) قرار میدهد. با قسمت اوّل معادله نمیشود با مدارا یا نصيحت برخورد کرد؛ سخت است او را متقاعد کنيم که کارش خطاست و اصولاً وی در دسترس نيست. اما طرف ديگر معادله که جامعهی وبلاگشهر است را میشود آگاه کرد که در مقابل اين سوءاستفادهگران بايستد و به آنها مجال عرض اندام ندهد. اگر با اين معضل در سطح وبلاگشهر برخوردی يکسان صورت گيرد و اين قاعده از سوی بلاگرها پذيرفته شود، تا حدّ قابل توجهی با اين معضل مبارزه شده است.[متن کامل]
ديگر بخشهای همين گفتوگو: [نخست][دوّم]
مجيد زُهَری: تا وبلاگ هست، هرزنويسی هم هست. هر پديدهای، معضلهای خاص به خودش را نيز بههمراه میآورد. البته مسئلهی هرزنويسی در جامعهی وبلاگی ما مختصات ويژهی خودش را دارد. يکپای اين عمل در اختلافات عجيبوغريب و ريشهای است که در جامعهی ما بیدليل يا بادليل جا خوش کرده، يکی هم به علت ناآگاهی و نوع برخورد غلط ما با اين معضل است که به آن عملاً جواز رشد و ماندگاری میدهد. يکی هم اينکه بعضیها هنوز بلد نيستند از تکنولوژی درست استفاده کنند و گاهی در جلد هرزنويس فرو میروند.
هنوز اين باور عمومی نشده که هر نوشتهای در بخش پيامگیر وبلاگ، اسمش "پيام" نيست و ممکن است "اسپم" باشد، همانطور که هر چه به آدرس ايمیل ما میرسد اسمش "نامه" نيست. بعضی از بلاگرها، پاککردن ناسزاگویی و اتهامزنی در پيامگیر وبلاگ خود را نوعی سانسور تلقی میکنند که تلقی غلطی است. به واقع برجاماندن اين هرزنويسی به بازتوليد و پايایی آن میانجامد و اخلاق ارتباطی جامعه را فاسد میکند. در اين معادله دو سمت وجود دارد: يکی کسی که هرزنويسی میکند که در پشت نقاب و در تاريکی مخفی شده، و دیگری ما هستيم که او پيامگير وبلاگ ما را برای انجام عمل خود مورد استفاده (بخوان سوء استفاده) قرار میدهد. با قسمت اوّل معادله نمیشود با مدارا یا نصيحت برخورد کرد؛ سخت است او را متقاعد کنيم که کارش خطاست و اصولاً وی در دسترس نيست. اما طرف ديگر معادله که جامعهی وبلاگشهر است را میشود آگاه کرد که در مقابل اين سوءاستفادهگران بايستد و به آنها مجال عرض اندام ندهد. اگر با اين معضل در سطح وبلاگشهر برخوردی يکسان صورت گيرد و اين قاعده از سوی بلاگرها پذيرفته شود، تا حدّ قابل توجهی با اين معضل مبارزه شده است.[متن کامل]
| Summary: It's the third part of Assad Ali Mohammadi's interview with Majid Zohari about the situation of Persian weblog in Iran's temporary culture, politics and society. |



5 پيام:
سلام جناب زهری
الان لینک معرفی رمان ساعت ها رو دیدم همچنین چند روز قبل لینک زندگی و ... ممنون از حمایت شما
صالح جان شما از اين يادداشتهای خوب بنويس، لينکش با من!
مجید جان !
نمی دانم چرا ولی وبلاگ صالح اینجا فیلتر است .
فیلتر شکن ها هم کار نمی کند .
چه جوری می شود به آن دسترسی پیدا کرد .
این کامنت مرا مشتاق خواندنش کرده .
آقاي زهري عزيز
سلام
اين يكي دو روز در ليستها ميديدم وبلاگتان را آپديت كردهايد، وقتي مراجعه ميكردم مطلب جديد را نشانم نميداد. يكعالمه رفرش هم فايده اي نداشت.
و حالا موفق شدم ببينمشان.
خلاصه خواستم تبريك بگويم جشن تولد وبلاگهاي فارسي را.
(و كاش بشود براي اين فيلترينگ بيرحمانه هم كاري كرد.)
درود بر آقای زهری و خسته نباشید.
لذت بردم و دم تان و اقای علیمحمدی گرم.
>>> صفحهی اصلی