شنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۴

فوری: جان گنجی در خطر است

طبق خبرهای رسيده، فردا می‌خواهند اکبر گنجی را به اتاق عمل ببرند و برنامه‌شان این است که در حین عمل، او را سربه‌نیست کنند. مرتضوی نیز دفتر کارش را به همان بیمارستان (ميلاد) منتقل کرده و راه ملاقات با گنجی عملاً مسدود است.
راهی که به نظر من می‌رسد، نخست پخش سریع اين خبر و سپس رفتن به بيمارستان است. حضور مردم بی‌شک می‌تواند جلوی اين جنايت طرح‌ریزی شده را بگيرد.
  • اطلاعات مربوط به بيمارستان
  • : [+]
  • نامه اكبر گنجی به آيت‌الله منتظری
  • : [+]
  • در بیمارستان میلاد چه می‌گذرد؟
  • : [+]

    ۸ نظر:

    Coovash گفت...

    سلام آقاي زهري عزيز
    در ياهو مسنجر نوشتم و گويا اشكال دارد و نمي رسد چون در آرشيوم چنين پيغامي موجود نيست. بلاگ كوواش را تازه ايجاد كرده ام. اميدوارم بتوانم مطالب مفيدي در آن منتشر كنم. به وبلاگ و كتابخانه شما هم لينك داده ام. به خاطر كتابخانه و لينكهاي بسيار عالي در آن براستي دست مريزاد مي گويم. ببخشيد كه كامنت من به مطلب شما مربوط نيست. .

    حسین گفت...

    ببخشید گند بزنند به این مردم ناآگاه و قدرنشناس که تا گنجی زنده است بی تفاوت و بی خبرند ولی فردا برای کره خر هایشان تعریف خواهند کرد که یک شیرمردی بود که یک تنه زد به ریشه

    ناشناس گفت...

    آخه پدر جان تو چرا خالی می بندی. آخر برای سربه نیست کردن مرتضوی چرا باید دفترش را به اوین منتقل کند؟

    ناشناس گفت...

    تو هم که مثل توده ای ها از خودت افسانه سرایی می کنی مرتضوی اگر می خواست گنجی را بکشد چرا باید دفترش را به بیمارستان میلاد منتقل کند. عجب حرف مضحکی مجسم کنید مرتضوی که هزارتا نوچه برای اینجور کارها دارد دفترش بهمراه کلیه کارمندانش به بیمارستان میلاد منتقل کرده.. البته این سوال به جای خودش باقی است که در زندان اوین راحت تر می شد گنجی را کشت

    giliran گفت...

    جناب زهری عزیز. با تاسف از بابت اظهار نظر هرز نویس بالایی برایتان مینویسم:
    دوست گرامی من هم متفاوت با شما در این مورد می اندیشم. اما اگر کامنتم از جناب یا جنابان گمنام تاثیر نمیپذیرفت مینوشتم: جناب زهری اینبار فکر میکنم حکومت عاقلانه تر بیاندیشد. در این مورد هم مطلبی نوشته ام که بس که دوستتان میدارم کلی کلنجار رفتم که آیا برعکس نظرتان بنویسم یا نه؟ اما باز به یادم آمد بارها چگونه از آزادی بیان و اینکه اندیشه را نباید محبوس کرد با هم سخن گفته ایم پس مطلبم را مینویسم و میدانم که نظر مخالف را لازمه بقا و سلامت اندیشه میدانید . اما حالا در اینجا باید اضافه کنم امیدوارم زمانی فرارسد که مخالفین نظراتمان آنچنان تاب و ظرفیت شنیدن گفتارمان را داشته باشند که مخالفتشان را توام با احترام کنند و اندیشه خود را تا حد یک هرز نویس در حضیض ذلت نغلتانند.
    با احترام: یارمحمدی

    sadjad گفت...

    آقا من با این مطلب نگاه شما خیلی موافقم (وبلاگ‌های ادبی ما!) و البته امیدوارم اثر کنه (این مطلبه کامنت نداشت مجبور شدم اینجا بنویسم)

    DizzyRocker گفت...

    فکر نکنم چیزی جز شرف و اعتقاد دکترهای بیمارستان چیزی بتونه مانع این عمل بشه.این بیمارستان میلاد به دلیل فضای محصور اطرافش خیلی خوب قابلیت حفاظت رو داره..امروز شنیدم که کلا سمت در اصلی و ماشین روی بیمارستان مامور گذاشتن و کسی نمیتونه بره تو...

    ghasedak گفت...

    سلام دوست عزيز
    من يه نظر سنجي هفتگي رو ر وبلاگم شروع كردم و نياز به كمك فكري شما دارم اميدوارم كه به من كمك كنيد و اگه دلتون خواست در طرح سوالات هم شركت كنيد
    براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر به وبلاگم مراجعه كن و مطلب ( خبر خبر ) رو بخون و اگه مي شه در نظر سنجي اين هفته هم شركت كنيد .قسمت نظرسنجي زيرقسمت لينكها در وبلاگم قرار گرفته و عنوانشم هست سوال اين هفته ،با ارادت قاصدك