چهارشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۴

چهارمین جلسه‌ی پلتاک وبلاگ‌نویسان

طی جلسه‌ای که با چند تن از دوستان وبلاگ‌نویس داشتیم، مقرر شد که این هفته شنبه شب، ساعت ده شب وبلاگ‌نویسان گرد هم بی‌آیند و گپ‌وگفتی داشته باشند. تا امروز، فقط پرستو از این موضوع سخن گفته و همه سکوت کرده‌اند! نمی‌دانم، شاید جلسه به‌هم خورده و من خبر ندارم؟
به هر حال مشخصات جلسه را یک‌بار دیگر اعلام می‌کنم با این نیت که جلسه به قوت خود باقی است:
موضوع جلسه: آگهی‌دادن در وبلاگ‌ها
اتاق: blogiran
ساعت: 10 شب به وقت ایران؛ هفت و نیم به وقت اروپای غربی؛ هشت‌ونیم به وقت انگلیس؛ یک‌ونیم بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا؛ ده و نیم صبح به وقت غرب آمریکا (پاسیفیک).
الان دیدم علی‌رضا هم نوشته: [+]

۷ نظر:

امیر گفت...

سلام آقای زهری . با نظرتون درباره نوع لباس اقای اشکوری موافق نیستم. چون اصلا لباس روحانیت یا هر لباس دیگه باعث ازدی خواه بودن یا نبودنافراد نمی شه. ایشون هم الان ممکنه 100 درصد از اینکه نمی تونه لباس روحانیت بپوشه شاید راضی نباشه. به هر حال ایشون در سال هایی که لباس روحانیت می پوشید در روزنامه های دوم خردادی مقالات افشاگرانه می نوشت و سخنرانی های جسورانه می کرد. این لباس هم مانع نشد تا روح آزادی خواه ایشون دچار خدشه ای بشه. من هم قبول نمونه آدم های آزدای خواه با این لباس زیاد نیستند ولی نمی شه گفت اصلا نیستند.
فکر می کنم آقای قابل هم اسنان بسیار روشنفکریه که روحانی هم هست
به هر حال اینجوری نوشتن به نظرم خیلی منصفاه نیست

مجيد زهری گفت...

امیر عزیز!
هرچند چندان با لباس روحانی موافق نیستم، اما من ننوشته‌ام که لباس روحانیت باعث آزادی‌خواهی می‌شود یا نمی‌شود، به کسی نیز توهینی نکرده‌ام؛ تنها گفته‌ام بدون این لباس، نویسنده آزادی عمل بیش‌تری دارد و از بعضی بندهای عقیدتی-سیاسی آزاد است.
ضمناً، من در این یادداشت، به حسن یوسفی اشکوری ادای احترام کرده‌ام (با زبان خاص به خودم)، هر چند با بعضی از نظرگاه‌های او مخالف‌ام. مطمئنا شما دوست فرهیخته نیز نظر احترام‌آمیز مرا به آقای اشکوری، در میان خطوط این یادداشت دریافته‌اید.
موفق باشید.

دانش آموز گفت...

سلام دوست عزیز
حالتان چه طور است؟

گیلدا گفت...

من هم منتظر بقیه بودم تا مطمئن بشوم یک وقت کنسل نشده:) حالا که همه چیز ظاهرا سر جاش هست من هم بزودی مینویسم.

پارسا صائبى گفت...

آقا مجيد، شما مى خواهيد مخالف صحبت کنيد تا موافق؟ نطق پيش از دستور؟ در مورد ملاقات شما هم مطلبى دشمن شناسانه نوشته‌ام. شاد و پاينده.

پارسا صائبى گفت...

با عرض پوزش از اشتباه تايپى منظورم موافق «يا» مخالف بود!

آواره گفت...

جناب زهری با اجازه لینک شما اضافه شد