سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۸۴

حمايت از گنجی چرا؟

اين روزها از بعضی اين آواز بلند است که "اکبر گنجی پاسدار و هم‌کار سرکوب‌گری‌های آغازين انقلاب بوده و بنابراين نتيجه گرفته می‌شود که آن‌چه امروز به سر او می‌آيد در واقع عين عدالت و حق اوست"! به باور من،‌ اين مصداق عينی سنت "چشم در برابر چشم" است که خود عين بی‌عدالتی‌ست.
اگر گنجی خطاکار نيز باشد، سزای او اين نيست که به دليل روشنگری مجازات شود و نه خطاهايش. راه صحيح برخورد با سابقه‌ی گنجی يا هر شهروند ديگری، شکايت از او به دادگاهی صالح است تا او نيز حق دفاع از خود را داشته باشد و اگر ثابت کرد که شاکی در ادعايش صادق نبوده، حق اعاده‌ی حيثيت از او محفوظ بماند. اگر قرار باشد هر شهروندی در نقشِ قاضی دادگاه ظاهر شود که ديگر سنگ روی سنگ بند نمی‌ماند، چه لابد هر کس با هر که مخالف بود می‌خواهد بلافاصله او را به سيخ بکشد!
خلاصه کنم: بی‌عدالتی در سيستم بيمار فعلی الگوی ما نيست. به علاوه حقوق بشر، حقوق بشر است و استثنابردار نيست و نمی‌شود کسی را از زير چتر آن خارج کرد. در اين معادله، اکبر گنجی به جرم خطای نکرده به بند کشيده شده است و سزاست که به اين حق‌کشی اعتراض شود. فراموش نکنيم که با ابزار بی‌عدالتی، به جامعه‌ای عدالت‌محور نخواهيم رسيد.

پی‌نوشت:
بارها اين فهـرست را در خبرچين تکميل کردم امّا نمی‌دانم چرا بعد از ساعتی به وضع قبل باز می‌گشت! حتا قسمت دوّمی نيز بر آن نگاشتم که باز پاک شد؛ نه يک‌بار که بيش از ده‌بار. احتمال می‌دهم که اکانت ما در خبرچين پر شده باشد و به همين خاطر صفحه خودبه‌خود آن را پاک می‌کند. شايد هم دليل ديگری دارد که من از آگاه نيستم. به هر حال، فهرست کامل را اين‌جا می‌گذارم تا در دسترس باشد.

فهرست وبنگارانی که مصرانه خواستار آزادی اکبر گنجی هستند:
[ف.م. سخن][فانوس][پارسا صائبی][سام ضيائی][وحيد پوراستاد][سایه آبی][گوشزد][حسین خداداد][افسون فسرده][عبدالقادر بلوچ][سرزمين آفتاب][يک قطره][ملاحسنی][گردباد][هنوز][نی‌لبک][منتقد][روح بلاگر][مجيد زهری][فراز][مسعود برجيان][پويا][نیک‌آهنگ کوثر][در جدال با خاموشی][حنيف مزروعی][پستوها][اهری][شادی شاعرانه][خوابگرد][فواد][من در غربت][مهدی هنرپرداز][نگاه يک اميدوار][يوگينی][Lifewithlove][پرگار][کائوس][بيژن صف‌سری][Zirtitr][حسن درويش‌پور][آشيل][Lenium][شبنم فکر][نازخاتون][غريب تندرست][سينه‌چاک][الههء مهر][عباس معروفی][علی‌رضا تمدّن][م مثل ما][دریاروندگان][حرف حساب][بلاگ‌نوشت][روزمرگ‌ها][مهدی جامی][عطاالله مهاجرانی][جواد طواف][احمد سيف][قاصدک][هزار حرف نگفته][رهايی][مهرگان][شبگرد][زيستن][زيتون][اقبال][دخو][شيما کلباسی][سربه‌هوا][جمهور][فلسفه][خيابان شماره 11][هزار حرف نگفته][زنانه‌ها][حقوقدان][مهدی هنرپرداز][آشپزباشی][دختر همسايه][شملک][بهمن شمس][حرف‌های گهگاهی][آهو][ايران فردا][گزيده بلاگستان][دانشجو][نسل فردا][من و تو][طنين سکوت][عليداد][گنجشکک][هادی حيدری][سيامک فريد][تنها][جمهوری قلم][نقش خيال][خيال تشنه][خاکستری][رامين ثابت][وکيل دادگستری][الپر][سرزمين من][انسون][اين خانه سياه است][کومه][يک کرمانشاهی][ارتفاع درد][و اما زندگی][خنده‌های شراب][وب‌نامه][من در غربت][تحلیل‌های روزانه][آفساید][هزارویک روزنه][ناجور][رضا نصری][زن‌نوشت][Green Year][هادی منتخبی][يوگینی][آوای زمين][زرتشت][بدون مرز][آیین مهر][فریاد هادوی][دندانپزشک][چشم‌ها را باید شست][حنیف][نفرین‌نامه][آرش کمانگیر][عاشق ایران][ضد خاطرات][قصه‌گو][Kamen][تنها][Persia][اولدوز و کلاغ‌ها][خرس مهربان][شبح]
همکاران وبنگار! برای فراگيرشدن اين حرکت حقوق بشری، لطفاً متقابلاً لينک اين يادداشت را در وبلاگ خود قرار دهيد يا کل فهرست را کپی کنيد. نيز اگر کسی از قلم افتاده لطفاً يادآوری کند.

۳۳ نظر:

Farhang گفت...

مجید عزیز،
اگر ما امروز از اکبر گنجی حمایت می‌کنیم، در پی قهرمان‌سازی نیستیم. حمایت ما، حمایت از روشن‌گری در جامعه است. اعتراض امروز ما، اعتراض به روش‌های برخورد با پرسش‌گر و از آن مهم‌تر با پرسش‌گری در جامعه است؛ اعتراض ما اعتراض به بی‌عدالتی‌ها ست. همه می‌دانیم هیچ‌کس از خطا و اشتباه پاک نیست و دوران قهرمان پروری به سر آمده است.
ممنون از نوشته‌ات...

آشیل-Achilles گفت...

این گونه است که اشاره داشتید . به یاد دارم ان زمانی که مانیفست جمهوری خواهی نقشی محوری را در مباحث و میز گردهای سیاسی داخل و خارج از کشور ایفا میکرد , کم نبودندو نیستند بسیاری که به جای نقد و بر برسی مانیفست به بررسی شخصیت گنجی میپرداختند و میپردازند .

rouzbeh گفت...

من با شما موافقم کاری که گنچی کرد بسیار مشکل بود که از کسانی بود که اسرار آموخته بودندش و دهان دوخته را فریاد بر آوردن بسیتر ناممکن می نماید اما او فریاد زد و ندای آزادی سر داد

پارسا صائبى گفت...

درود و سپاس، مجيد عزيز حرف حق را زدى.

Mehrdad گفت...

سلام. حرف درستی زدید. این چند جمله را هم از زبان خود گنجی می شود اضافه کرد:
آزادی بیان به عنوان یک امر مطلق قابل دفاع است، و نتها سقف آزادی، عدالت است و عدالت هم امروزه تجلی‌گاهش دمکراسی است. آزادی کامل گفتار شرط لازم دمکراسی موفق است

ناشناس گفت...

سلام مجید عزیز
خوشحالم که با این شیوه بیان سبب تجدید نظر در رفتارهایمان می شوی. برای تمرین دموکراسی و پرورش آن در وجودمان راهی جز این نداریم که دست از قضاوت و
تمامیت بخشیدن برداریم.
پیروز باشی
خیال تشنه

موناهیتا گفت...

من با نظر شما در مورد گنجی موافقم ولی میخواهم نکته ای را تذکر بدهم و آن اینکه آیا فکر نمیکنید افشاگری گنجی جهت دار بوده یعنی آنجائی دست به افشاگری آگاهانه میزند که میخواهد منافع خط و جهتی که به آن وابستگی دارد حفظ و یا تقویت شود؟ چرا در مورد قتل عام زندانیان دست به افشاگری نزد و هنوز هم نیمزند؟ ویا چرا خیلی از مسائلی که برای ما مثل روز روشن است وی ویا امثال بهنود و یا نبوی که حتی الان که در خارج از کشور هستند و زیر تیغ جلاد نیستند رو نمیکنند و از آن دم نمیزنند؟ موفق باشید

زهرا گفت...

1- من کاملا با این نوشته شما موافقم و یکی از چیزهایی بود که دلم میخواست بگم منتها مطمئنم نمیتونسم به این خوبی بگم

2- من برای بار اوله که دارم براتون نظر میدم و این سیستم کامنت دونی شما بسیار برام جالب بود:)
منظورم اون ریدیو باتن ست که مشخص میکنه طرف از بلاگره و یا سایر جاها کلا جالب بود:)

مجيد زهری گفت...

مراد من ارزشگذاری آن‌چه که اکبر گنجی کرده نبوده و نيست؛ موضوع ساده‌تر از اين حرف‌هاست: شخصی به‌خاطر نوشتن چند کتاب و مقاله به زندان افتاده، اين نقض آزادی بيان است و بايد به آن اعتراض شود. همين.

Bloggestaan گفت...

جناب زُهَری خسته نباشید. مطلب شما در بلاگستان درج شد. چنانچه طبق حقوقی که در پستی بنام آغاز برای شما محفوظ نگاهداری شده معترضید عنوان نمایید. ضمنا در قسمت انتقادی نیز لینک میشوید و در صورت تمایل به تغییر گروه اعلام کنید. موفق باشید
http://www.bloggestaan.blogfa.com

ناشناس گفت...

1- آقای اکبر گنجی افراد زیادی را دارد که از او حمایت کنند. اما کسانی مثل پیمان پیران یا دکتر ناصر زرافشان از چنین امکانی محرومند... با این وجود امثال زرافشان از هر فرصتی برای اعتراض استفاده می کنند (نمونه اش در اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بند یک زندان اوین)یا در دفاع جانانه زرافشان از طرح رفراندوم.. اما این گنجی تا جایی که من می دانم در زندان سکوت پیشه کرده.. حتی وقتی باطبی در اعتصاب غذا شرکت کرده بود این آقا معلوم نبود که چه کار می کند
2- برای من جالبه حتی امروز هم دکتر زرافشان و پیمان پیران اعتصاب غذا کرده اند یا چند ما قبل که برخی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر اعتصاب غذا کرده بودند کسانی مثل شما هیچ دفاعی از آنها نکردند حالا یک دفعه حس انسان دوستی شما گل کرده! توصیه می کنم برای عباس عبدی هم بیانیه جمع کنید.. فقط مواظب باشید به سرنوشت آنهایی یک روز سنگ شیرین عبادی را به سینه می زدند و روز دیگر به او فحش دادند دچار نشوید
3- به نظر من افراد مستحق تر ، شریف تر ، پاک تر از اکبر گنجی در زندانهای جمهوری اسلامی وجود دارند که می توان از آنها دفاع کرد و شما در مقابل سکوت کرده اید. کسانی مثل عباس امیرانتظام

ناشناس گفت...

در ضمن این نکته را یادم رفت بگویم: آقای اکبر گنجی معتقد بود که در این نظام امکان اصلاح وجود دارد و قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت اصلاح دارد... خوب حالا اتفاق مهمی نیفتاده او مطابق همان قانون اساسی که سنگ آن را به سینه می زد و معتقد بود که ظرفیت اصلاح دارد به زندان افتاده و قانونا مشغول گذراندن دوران محکومیتش است... درباره گذشته اش و اینکه زمانی پاسدار بوده .. امثال شما که قلم عفو به روی اعمال کسی مثل گنجی می کشید چرا از تقی رحمانی و هدی صابر و رضا علیجانی که حداقل گذشته ای پاک تر از گنجی دارند حمایت نکردید؟

مجيد زهری گفت...

دوست بی‌نام!
ظاهراً شما به آن‌چه در پيام قبل متذکر شده‌ام عنايت کافی نداشته‌ايد! در کلماتی ديگر همان را تکرار می‌کنم: شخصاً لازم نمی‌بينم که موقع اعتراض به نقض آزادی بيان و حقوق بشر، برای افراد اولويت قائل شوم و آنان را بر منبای عقيده و مشی سياسی‌شان دسته‌بندی کنم. بنابراين، اگر انسانی صرفاً به خاطر بيان عقيده‌اش به بند کشيده شده باشد،‌ به اين ستم اعتراض خواهم کرد، چه معتقدم سرکوب آزادی بيان يک شخص، جريحه‌دارکردن وجدان يک اجتماع و شرافت انسانی است و بايد در مقابل آن ايستاد. در چنين رويه‌ای، سابقه‌ی افراد کم‌ترين نقشی ندارد چرا که در واقع اولويتی در کار نيست. همه حق آزادی بيان دارند و ما انسان‌ها همگی موظف به پاسداری از اين حق هستيم.
موفق باشيد.

سام ضيائی گفت...

Zohari-e aziz,besyari az ma va doostan hanooz in aamookhte ra natavaneste eem dark konim!hamaan nehaahe hoghoogh bashari be ghazaya va doori az hoobo boghze idealogic...

آشپزباشي گفت...

مجيد جان فرمودي يادآوري کنيد اگر کسي از قلم افتاده:
http://vakile.persianblog.com/

. گفت...

نی لبک
آقای زهری کدامیک از ما سهمی از انقلابیگری اوایل انقلاب را بر عهده نداریم؟! مگه همه ا زچپ و راست ، مذهبی و غیر مذهبی انقلابی نشده بودیم؟هر گاه سهم خود را به عهده گرفتیم و مسوولیتش را پذیرفتیم و خودمان را به خاطر اشتباهتمان بخشیدیم آنگاه گنجی نیز درک خواهد شد.اما مساله اصلی ما در برخورد با جریانهای فکری بعد از انقلاب که همگی عملا برآیندشان را مشخص کردند و نمایاندند، نه محکوم کردن و نه دفاع کردن( یعنی همان نگاه سیاه-سفیدی به قضایا) بل که نقد است و اجازه تجدید نظر دادن به ایده ها و اشخاص و جریانها. منطقی که افراد یا ایده ها را درجه بندی کرده و یکی را بر دیگری تقدم می بخشد منطقی تک صدایی است یعنی همانی که مازش رنج می بریم .بگذاریم همه صداها شنیده شود تا سره از ناسره تشخیص داده شود.

حسن درويش پور گفت...

! مجيد جان سلام
در ارتباط با ستون «نگاه» و ليست حاميان هفته ای با گنجی، پيامی در خبرچين گذاشتم که نيازی به تکرار دوباره نيست. فکر می کنم درست اين بود که نه تنها برنامه قبلی را [که ليست همواره در صدر خبرها بماند]غير فعال می کرديد، بلکه لازم بود که کل ليست رادر خبرچين پاک و از نوع برنامه ريزی ميکرديد.انجام چنين کاری بدين معنی است که پس از تغيير، مجبور بودی که حداقل در صد وبلاگ کامنت بگذاری که لينک را تغيير داده ايم و ...

ناشناس گفت...

خیال تشنه را فراموش کردید آقا

مجيد زهری گفت...

حسن درويش‌پور عزيز!
پيام تو را در خبرچين خواندم. از لحاظ فنی چنين امکانی وجود ندارد.
موفق باشيد.

ناشناس گفت...

سوال من بی جواب ماند
شما چرا در مورد اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بند یک زندان اوین حرفی نزدید؟ یا در مورد اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر؟ چرا از اعتصاب غذای پیمان پیران و زرافشان حمایت نکردید؟ در هیچ کدام از این موارد شما حتی یادداشتی هم ننوشتید؟ نکند از دید شما هم زندانیان سیاسی به دو دسته خودی و غیر خودی تقسیم می شوند؟ فرق بین ناصر زرافشان و باطبی با اکبر گنجی در زندان اوین چیست؟ چرا باطبی و زرافشان در اعتصاب غذا شرکت می کنند اما آقای گنجی نه؟
بازهم تکرار می کنم افرادی شریف تر، پاک تر و صادق تر و با حیثیت تر از اکبر گنجی در بین زندانیان سیاسی وجود دارند که باید از آنها حمایت کرد کسانی مثل پیران، طبرزدی، ماسوری، امیر انتظام.
در مورد گنجی باز هم حرفم را تکرار می کنم: ایشان معتقد به قانون اساسی جمهوری اسلامی بود و ادعا می کرد که این نظام ظرفیت اصلاح دارد. از همین رو برای امتیاز گرفتن از جناح راست تنها به گوشه ای کوچک از جنایات جمهوری اسلامی اشاره کرد تا بتواند از رقبای سیاسی اش امتیاز بگیرد.. خوب حالا او را طبق همان قانون اساسی و طبق ظوابط همان حکومت که او سنگش را به سینه می زد به زندان انداخته اند

هاله گفت...

سلام مجید جان. با تمام اونچه که گفتی موافقم.

گنجی- یا هر کس دیگه، فرقی نمیکنه - باید پاسخگوی اعمالش باشه ولی اینکه بگیم از دید ما گناهگاره و اینها حقش هست اصلا" نمیپذیرم.

به هر حال او هم روزی گول این حکومت رو خورد مثل خیلی های دیگه ولی همینکه بلاخره از یک جایی به اشتباهاتش پی برده و سعی در جبرانش کرده با ارزش هست. گنجی قهرمان یا حتی الگوی من نیست ولی براش به این دلایل خیلی احترام قائلم.

هاله گفت...

و باز میگم ... هیچکس در هیچ کجا نباید به خاطر عقایدش در بند باشه و همیشه از هر حرکتی که این رو در بر بگیره حمایت خواهم کرد.

زهرا گفت...

راستش تیتر این مطلب رو عوض میکردید به نظرم بهتر بود! چون خیلی از این وباگایی که اونجا نوشتید اصلا اسم وبلاگشون رو عوض نکردند و صرفا مطلبی در این باب نوشتند! حالا اینکه چرا وبلاگایی دیگری که چنین کاری کردن توی لیست منتشره از شما نیستند جای سوال داره؟!

مجيد زهری گفت...

من دستِ تنها هستم و طبیعی است که نتوانم به همه‌ی وبلاگ‌ها سر بزنم. برای همین از شما و دیگران خواسته‌ام اگر نامی جا افتاده، با ذکر آدرس یادآوری کنید.

گوشزد گفت...

خسته نباشيد دوست عزيز
براي ممارست در آزادي بيان بايد دلهامان را از كينه و زبان هايمان را از طعنه و افكارمان را از بدي تهي كنيم.
شكي نيست كه هيچيك از ما با همه ديدگاههاي گنجي موافق نيست...ولي با كه صد در صد موافقيم.آيا تا صد در صد با كسي موافق نبوديم نبايد از حق آزادي بيان او دفاع كنيم...
در هر حال باز هم خسته نباشيد و متشكرم از اينهمه فعاليت

آواره گفت...

،سلام. دفاع از آزادی برای آزادمنش آزاد اندیش بی قید و شرط است . تا آنجا که جرم و جنایتی در کار نبوده باشد. یعنی اگر من آدم کش و شکنجه گر بوده باشم، مجرم و سزاوار محکومیت. اما اگر به خاط فکر و اندیشه گرفتار آمده‌ام آزادیم را بدون شرط طلب کن.

Bloggestaan گفت...

آقاي زهري خسته نباشيد. 1- فهرست خبرچين با بلاگ شما مطابقت دارد. 2- در واكنش به كامنت هرزي كه در پست مطلب شما در بلاگستان نهاده شد كل فهرست را همانجا كپي ميكنم و در حين بلاگ گردي هايم هركه را ديدم همانجا اضافه ميكنم. ايكاش كدي ميشد ساخت كه هرجا قرار گرفت با به روز شدن فهرست اصلي به روز شود. موفق باشيد
و لطفا در خبرچين آدرس لينك بلاگستان را اصلاح كنيد متشكرم
http://www.bloggestaan.blogfa.com

ناشناس گفت...

اظهار نظرهای دوستان برای من بسیار جالب بود... البته این سوال هنوز به جای خود باقی است و آن اینکه... بسیاری از وبلاگهایی که از اکبر گنجی حمایت کرده اند هنگام اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بند یک زندان اوین در اعتراض به بیرون کردن خانواده پیمان پیران از منزلشان در سال پیش و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر در چند ماه قبل سکوت کرده بودند.. حتی در مقابل اعتصاب غذای اخیر دکتر ناصر زرافشان سکوت کرده اند.. چطور می شود کسانی که ادعای دفاع از حقوق بشر دارند و شعار می دهند که از حقوق افراد بدون توجه به عقایدشان دفاع می کنند نسبت به برخی زندانیان سیاسی مثل امیرانتظام، ناصر زرافشان، سعید ماسوری بی توجه باشند و برای آدمی مثل گنجی شعار بدهند...؟ لابد مصلحت در این است که برخی از زندانیان را که در زندان اعتصاب غذا می کنند و تا پای جان مقاومت می کنند و به اندازه کل دوره زندان آقای اکبر گنجی در زندان انفرادی به سر می برند را نبینند و خود را به کری و کوری مصلحتی بزنند تقریبا نیمی از این افراد در مقابل زندانیان ملی مذهبی سکوت اختیار کردند (توضیح آن که فشار بر روی این گروه از زندانیان بسیار بیشتر از آقای اکبر گنجی بوده، سه نفر از آنها بیش از یک سال در زندان انفرادی به سر بردند و هیج ابراز ندامتی نکردند. جناب اکبر گنجی خیلی راحت در زندان مشغول گذراندن حبسش است، خودتان مقایسه کنید وضعیت زندان اکبر گنجی را با دکتر فرزاد حمیدی، امیر ساران، سعید ماسوری و دیگران.. خصوصا دکتر ناصر زرافشان.. انگار که اصلاح طلب حکومتی بودن در زندان هم برای اکبر گنجی حاشیه امنیتی درست کرده...

مجيد زهری گفت...

امروز جناب‌عالی با قطارکردن مشتی از "اولویت‌ها" از گنجی حمایت نمی‌کنی، فردا -در مقابل- آن‌ها "اولویت‌ها"ی مشابهی را به‌میان می‌کشند و مثلاً از زرافشان و امیرانتظام حمایت نمی‌کنند؛ این چرخه‌ی لجوجانه نیز تا دنیا هست ادامه می‌یابد و چوب‌اش را زندانی بیچاره می‌خورد و سودش را سرکوب‌گران می‌برند! با این‌ طرز نگاه به حقوق انسان‌ها و آزادی بیان، تا ابد همین وضع بغرنج فعلی ادامه خواهد داشت. کی ما مردم دست از خودخواهی‌هامان برمی‌داریم و این‌قدر یک‌طرفه به قاضی نمی‌رویم...، آن‌را دیگر نمی‌دانم؟

مجيد زهری گفت...

به‌ترین واکنش به کامنت‌های هرز، پاک‌کردن آن‌ها است. هر نوع واکنش دیگری در حکم تاییدی است برای هرزنویسان.
ضمناً لینک‌تان اصلاح شد.

Achilles گفت...

http://tahlilrozane.blogfa.com/
تحلیلهای روزانه را نیز اضافه کنید
(گنجی را ازاد کنید)

پارسا صائبى گفت...

مجيد عزيز، با تشکر فراوان از زحمتهايى که در اين چند روز متقبل شدى.

پرستو گفت...

یادم رفته بود بنویسم که من هم هستم در این کار هماهنگ برای دفاع از روشنگری.