سنت روشنفکری ايرانی!
ديرپاترين سنّت روشنفکری ايرانی "مخالفت با دولتها" است. در مکتب روشنفکری ايرانی، همکاری با دولتها نامی جز مزدوری يا خيانت ندارد! برای درک اين واقعيت، میشود از دل تاريخ نمونههای بسياری آورد: دکتر پرويز ناتل خانلری، دوست نزديک صادق هدايت، خداوند فرهنگ و ادب پارسی، کسی که از لحاظ گستردگی دانش و تسلط به ادبيات در سدهی گذشته، در شمار ده استاد بیمانند ادبيات فارسی قرار داشت/دارد، بهخاطر پذيرش پُست وزارت فرهنگ، بهيکباره به مزدور تبديل شد! دکتر داريوش همايون، از پُرسابقهترين روزنامهنگاران ايران، صاحب مکتب روشنفکری-روزنامهنگاری آيندگان، کسی که به همراه تنیچند از روزنامهنگاران (مثل امير طاهری، هوشنگ وزيری، صدرالدين الهی و ...) مِـتـُد روزنامهنگاری نوين را به ايران آورد، بهخاطر مدّت کوتاهی همکاری با رژيم پهلوی و نشستن بر کرسی وزارت نهچندان بااهميت "اطلاعات و جهانگردی" (برای جذب توريست...)، به خائن بدل گشت که روند هتّاکی به او تا همين امروز هم ادامه دارد. نمونهی ديگر شاپور بختيارِ سوسيال-دموکرات با کولهباری از مبارزه بود که ديديم حتا همکاران او چون دکتر کريم سنجابی چه بر سرش آوردند و بعد، کسی نيز از مثلهشدناش خم به ابرو نیآورد. اين، عادت و چهبسا فرهنگ روشنفکری ماست. عباس امير انتظام -اسطورهی مقاومت- پس از سپری کردن بيش از بيست سال از عمر عزيز خويش در زندانهای جمهوری اسلامی، فقط به خاطر اينکه اوّل انقلاب سمت سفير جمهوری اسلامی در اسکانديناوی را داشته، نزد بعضی از گروههای مخالف رژيم کماکان همکار رژيم محسوب میشود! با حشمتالله طبرزدی نيز همين برخورد را دارند...
اين روند همين امروز هم با قوت سابق ادامه دارد. امروز نيز روشنفکران ما، بر اساس همان سنت ديرپای روشنفکری، کارشان مخالفت همهجانبه با تحولات جهان است. برای مثال، آمريکا هر کاری که بکند با مخالفت اين افراد روبرو خواهد شد! فرقی هم نمیکند که چه حزب و شخصی در رأس دستگاه سياسی آمريکا باشد؛ هر چه بکند مخالفت روشنفکر ايرانی را بهدنبال دارد. ايشان مسير دموکراتيزهشدن عراق را نمیبينند، امّا تعدادی کشته را "خوب" میبينند و بزرگنمايی میکنند. انتخابات عراق را نمیبينند، مشارکت گستردهی مردم عراق را نمیبينند، آنگاه در تخيلات خود مردم عراق را در تقابل با آمريکا میبينند! همين ديدگاه را در مورد مردم افغانستان داشتند که با جانبداری همه جانبهی مردم افغانستان از آمريکا منتفی شد و به دايهگان مهربانتر از مادر درس خوبی داد.
متأسفانه، "نفیگرايی" مشی بسياری از روشنفکران ايرانی شده است. دليلاش اين است که ارزيابیهای اين روشنفکران محصول ذهنی تعريف شده، و از درون يک "چارچوب" مشخص است. اين نوع نگاه ايدئولوژيکی، توان متحوّلشدن و با دنيا حرکتکردن را از آنان سلب کرده و باعث شده است که در مقياس جهانی روشنفکری، محلی از اعراب نداشته باشند. وقتی رسالت روشنفکری "انجامندادن" و فقط نفیکردن باشد، وقتی معيار سنجشگریاش با زمان جنگ سرد چندان تفاوتی نکند، نمیتواند هم در عرصهی جهانی جايگاهی داشته باشد. به قول معروف، "انشای ننوشته غلط املايی هم ندارد"! اينان نيز با "انجامندادن" و صرفاً "نفیکردن" و بدون همياریکردن، میخواهند نقشی در تحوّلات جهانی داشته باشند که اين خيالی عبث است.
اين روند همين امروز هم با قوت سابق ادامه دارد. امروز نيز روشنفکران ما، بر اساس همان سنت ديرپای روشنفکری، کارشان مخالفت همهجانبه با تحولات جهان است. برای مثال، آمريکا هر کاری که بکند با مخالفت اين افراد روبرو خواهد شد! فرقی هم نمیکند که چه حزب و شخصی در رأس دستگاه سياسی آمريکا باشد؛ هر چه بکند مخالفت روشنفکر ايرانی را بهدنبال دارد. ايشان مسير دموکراتيزهشدن عراق را نمیبينند، امّا تعدادی کشته را "خوب" میبينند و بزرگنمايی میکنند. انتخابات عراق را نمیبينند، مشارکت گستردهی مردم عراق را نمیبينند، آنگاه در تخيلات خود مردم عراق را در تقابل با آمريکا میبينند! همين ديدگاه را در مورد مردم افغانستان داشتند که با جانبداری همه جانبهی مردم افغانستان از آمريکا منتفی شد و به دايهگان مهربانتر از مادر درس خوبی داد.
متأسفانه، "نفیگرايی" مشی بسياری از روشنفکران ايرانی شده است. دليلاش اين است که ارزيابیهای اين روشنفکران محصول ذهنی تعريف شده، و از درون يک "چارچوب" مشخص است. اين نوع نگاه ايدئولوژيکی، توان متحوّلشدن و با دنيا حرکتکردن را از آنان سلب کرده و باعث شده است که در مقياس جهانی روشنفکری، محلی از اعراب نداشته باشند. وقتی رسالت روشنفکری "انجامندادن" و فقط نفیکردن باشد، وقتی معيار سنجشگریاش با زمان جنگ سرد چندان تفاوتی نکند، نمیتواند هم در عرصهی جهانی جايگاهی داشته باشد. به قول معروف، "انشای ننوشته غلط املايی هم ندارد"! اينان نيز با "انجامندادن" و صرفاً "نفیکردن" و بدون همياریکردن، میخواهند نقشی در تحوّلات جهانی داشته باشند که اين خيالی عبث است.
برچسبها: Cultural Criticism



>>> صفحهی اصلی