پنجشنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۳

چند کلمه در باره‌ی کنفرانس مطبوعاتی رضا پهلوی

به هنگام ديدن کنفرانس مطبوعاتی آقای رضا پهلوی، به نظرم آمد که او با يک تير دو نشان زده است. وقتی در پاسخ اين پرسش که «اگر در ايران مردم به نظام جمهوری رأی دادند، موضع شما چه خواهد بود» گفت «آن‌وقت به نود درصد از آرزوهايم رسيده‌ام»، در واقع سدِّ ميان خودش با نيروهای دموکرات -از هر جناح- را شکست و با آن‌ها در يک صف قرار گرفت. دوّم، با حمايت روشن از فراخوان رفراندوم، حساب و کتاب خودش را از دايناسورهايی سوا کرد که ذرّه‌ای از برپاکردن يک نظام ديکتاتوری-پادشاهی و انتقام‌گيری از مخالفان‌شان کوتاه نمی‌آيند. رضا پهلوی خواست که نشان بدهد "به نسل حاضر تعلّق دارد".
همان شب، با يار فرهيخته‌ای در باره‌ی اين کنفرانس گفت‌وگو می‌کرديم. می‌گفت: ای‌کاش رضا پهلوی از خر شيطان پايين می‌آمد و خودش را کانديد رياست جمهوری می‌کرد؛ هم بهانه از دست بسياری که خود به دموکراسی باوری ندارند امّا در پشت نام "جمهوری‌خواه" مخفی شده‌اند می‌گرفت، و هم از پشتيبانی پُرشمار مردم برخوردار می‌گشت. می‌گفت: رضا پهلوی از لحاظ منش، ظاهر، شئون خانوادگی، سابقه و تسلط کامل به دو زبان خارجی و نيز به‌خاطر اين که جوان است، به اعتقادات معنوی مردم احترام می‌گذارد و با نگاهی انتقادی به کارنامه‌ی پدرش می‌نگرد، شانس زيادی برای انتخاب‌شدن دارد. در طول چهار سال -و اگر دوباره انتخاب بشود هشت سال- می‌تواند پايه يک ايران دموکرات و پيشرو را بريزد و ... اين هم البته پيشنهادی است، امّا مستلزم اين است که آقای پهلوی قيد سلطنت را برای هميشه بزند. اگر او -به‌عنوان اصلی‌ترين مدعی نظام سلطنتی مشروطه- از موضع خود عقب بنشيند و کانديد رياست جمهوری بشود، چنان‌چه انتخاب نشود، ديگر عملاً بحث تاريخی سلطنت در ايران منتفی‌شده خواهد بود.
  • در ارتباط با همين سوژه از وبلاگ عاشق ايران: «نگاهی پیرامون گفتگوی مطبوعاتی شاهزاده رضا پهلوی»