سه‌شنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۳

تئوری درخشانِ حسين درخشان!

حسين درخشان عزيز ما يکی از پديده‌های نادر دنيای سياست است؛ از آن جهت نادر که تقريباً هر نظری که می‌دهد غلط از آب در می‌آيد! مثلاً يادم هست شب انتخابات آمريکا، او دوستانش را دعوت کرد که "برنده‌شدن جان کری را با هم جشن بگيرند" که البته به قول خودش «زمين خورد»! القصه... من گاهی به وبلاگ او سر می‌زنم چون "لينکدونی" پرباری دارد؛ در همين اثنا گاه يادداشت‌هايش را هم می‌خوانم.
در راستای همان مشی "نظری" پيشين، اين‌بار درخشان عزيز قلمی فرموده‌اند که "اگر خانم شيرين عبادی کانديد رياست جمهوری نشود، به واقع «به آرمان جنبش زنان پشت کرده است»"! راستش من -اوّل از همه- خيلی شاد می‌شوم که تعريف اين "آرمان جنبش زنان" را از زبان حسين عزيز بشنوم، و بعد، بيش‌تر شاد می‌شوم که عزيز‌مان توضيح بدهد چرا اينقدر اصرار دارد شيرين عبادی که به هر حال افتخاری برای ايران به حساب می‌آيد، به لجن کشيده شود؟ يعنی قرار است اين ته‌مانده‌ی افتخار و دلخوشی مردم نيز به نحوی بخشکد؟ حسين گرام که خودش اهل بخيه است و می‌داند پُست رياست جمهوری در ايران يعنی "کشک"، و بعد، خوب می‌داند که بر فرض محال اگر کاری هم از دست رئيس جمهور بر بيآيد، خانم عبادی توان انجام‌اش‌ را نخواهد داشت (چه سواد و حرفه‌اش چيز ديگری‌ست و به قول معروف "اين کاره نيست") چرا باز به صحرای کربلا می‌زند و تخم لق در ذهن و دهان ملّت می‌کارد؟ حساب نمی‌کند که يک وقت ممکن است خانم عبادی وبلاگ حسين عزيز را بخواند و يکدفعه تحت تأثير ديدگاه‌های نغز او قرار بگيرد و خودش را به هچل بی‌اندازد؟!
البته احترام آقای درخشان به بانوان ستودنی‌ست، ولی با اجازه‌ی بزرگ‌ترها، من شخصاً ريش گرو می‌گذارم که جناب درخشان ايندفعه را -و فقط ايندفعه را- رضايت داده از شخص مزبور صرفِ نظر بفرمايند تا مردم داخل کشور، لااقل اين ته‌مانده‌ی غرور ملّی خود را با طرح درخشانِ حسين درخشان از دست ندهند. با سپاس!
  • در همين رابطه، البته کمی جدّی‌تر: انتخاب شيرين درخشان نوشته‌ی کاکتوس تيلا