در جمع دانشجويان ايرانی دانشگاه تورنتوشنبه 16 اکتبر، رأس پنج بعد از ظهر، جلسهی گفتوگويی راجع به انتخابات آمريکا در ساختمان OISE دانشگاه تورنتو، با حضور جمعی از دانشجويان و دانشآموختگان ايرانی برگزار شد*. محور گفتوگو،
يازدهپرسشی بود که حسين درخشان روز قبل از جلسه طرح کرده بود. من شخصآ به قصد آشنا شدن با فعّالين جوانِ قشر دانشگاهی، و بيشتر از روی کنجکاوی ژورناليستی به بحث پيوستم.
حسين درخشان -در مقام جلسهگردان- اصول بحث را -مختصر و مفيد- به آگاهی حضّار رساند. ناگفته نگذارم: بر اساسِ آنچه تاکنون از او خوانده و ديده بودم، گمان نمیکردم که قابليّت گرداندن جلسه را داشته باشد، امّا بر خلاف نظر من، جلسه را بهخوبی پيش برد. تنها چهرهی آشنای جلسه برای من
نيکآهنگ کوثر بود.
بحث با مطرح کردن توأمان نخستين و واپسين پرسش آغاز شد. اکثريّت معتقد بودند که در اصل، بين بوش و کری تفاوت چندانی در اين مورد نيست. با اشاره به اظهار نظر جان ادواردز در مناظرهاش با ديک چينی، من گفتم که کری دنبالهرو سياست اروپا و سلف خود کلينتون است و به جای جلوگيری از برنامهی اتمی ايران، تنها چشم به جايگزين کردن شرکتهای آمريکايی با روسی و کرهای دوخته است. اين يعنی تکرار تجربهای که قبل از اين پاسخ مردود گرفته است! اکثريت تأييد کردند که دنيا به هيچ کشوری اجازهی ساخت سلاح اتمی را نمیدهد، امّا بعضی از دستگاههای طمعکار، اين استراتژی را در پيش گرفتهاند که تا آنجايی که میشود، بايستی با رژيمهايی چون جمهوری اسلامی وارد معامله شد و منابع ارزیاش را جذب کرد و در مرحلهی آخر جلويش را گرفت. تيم کری-ادواردز از آن جمله است. اين يعنی بازی کردن با امنيّت جهانيان!
در رابطه با پرسش دوّم، از آنجايی که بوش ايران را در "محور شرارت" گنجانده و بهجای "جمهوری اسلامی" از آن با عنوان "رژيم ملّايان" نام میبرد، و در مقابل، تيم کری-ادواردز دم از مذاکره با جمهوری اسلامی میزند، پيشبينی شد که برخورد جمهوریخواهان جدّی و شايد حتا قهرآميز، و برخورد دموکراتها شبيه به شيوهی اروپايیِ "نقد صريح" خواهد بود. از آنجايی که جمهوری اسلامی در آستانهی دستيابی به سلاح اتمی است، بايستی انديشيد که کداميک از اين مواضع منطقیتر است؟
نکتهی ديگری که به بحث گذاشته شد، برآورد از پشتيبانی حقوق بشری دو اردو بود. اکثريت معتقد بودند که جان کری به حقوق بشر بيشتر اهميّت میدهد. من و يکی-دو نفر ديگر موضعی عکس داشتيم. دليلش نيز اين بود که دموکراتها قصد چانهزنی با رژيمی را دارند که بهخاطر ماهيت اُليگارشی و مافيايی و غير متمرکز بودن قدرت در آن، اصولآ غير قابل مذاکره است.
راجع به انتخابات رياست جمهوری ايران چندان بحث نشد. فقط خانمی به درستی اشاره کرد که با انتخابشدن احتمالی "آبادگران" و با نفوذ سپاه در دولت، شاهد سير ميليتاريزه شدن جمهوری اسلامی خواهيم بود.
در ارتباط با سابقهی دموکراتها و جمهوریخواهان در قبال ايران، شرکت کنندهی جوانی يادآور شد بهتر است به تاريخ چندان رجوع نکنيم، چه معادلات جهانی در اين چند ساله -بهويژه پس از يازده سپتامبر- به کل تغيير کرده است.
چند نکته را در آخر بگويم: وقت جلسه برای به بحث گرفتن کليّه پرسشها کافی نبود. همچنين همانگونه که در آغاز اشاره شد، برای فکر کردن روی پرسشها فقط يک روز فرصت داشتيم. طرّاحی پرسشها حاصل کاری گروهی نبود(البته اکثر پرسشها عادلانه و فنّی طرح شده بودند). فضای بحث دموکراتمنشانه و متمدّنانه بود. اينطور به نظر میرسيد که اکثريّت به اصلاحات حکومتی نظری مثبت دارند و براندازی را امری از رده خارج ارزيابی میکنند.
بعد از جلسه، به اتفاق اکثر حضار، برای صرف شام و قدری گپ، به رستورانی در خيابان يانگ رفتيم. برای من تجربهی آن شب، در کل جالب بود.
* يک نکتهی بیربط: در اصل زبان فارسی، مینويسند "برگذار شد" و نه "برگزار شد"، ولی بر حسب کثرت استعمال، "برگزار شد" جايگزين اصل خود شده است.
برچسبها: Political Issues