چرا به خود بد میکنيم؟!
من فکر میکنم ما تنها مردمی در جهان باشيم که در سخنرانی فقط آنهايی که قبولشان نداريم شرکت میکنيم! دوستانی که با داريوش همايون مخالف هستند، روز شنبه میروند به سخنرانیاش در دانشگاه تورنتو، تا مثلآ با طرح چند پرسش، طرف را دست بیاندازند و به ريشش بخندند! اگر اين دوستان برای دوستداران داريوش همايون که در جلسه شرکت داشتند احترامی قائل نيستند، لااقل برای وقت و اعصاب گرانبهای خودشان که هستند؟ اين چه بهرهوری از آزادی و دموکراسی است که فقط برای خيطکردنِ مخالفان عقيدتی خود به کارش میگيريم؟ خُب اگر انديشهی کسی را نمیپسنديم، چرا اصلآ پای صحبتش مینشينيم؟ فرق "پرسشهای بامزه"ی ما با شعارهای انصار حزبالله واقعآ چيست؟ جلسه بههمزدن که شاخودم ندارد، دارد؟
عدّهای هم هر روز به وبلاگهايی سر میزنند که از نويسندگان و مطالبشان متنفرند. اين رفتار چه نامی جز مازوخيسم میتواند داشته باشد؟ عزيزان اينقدر به روان و اعصابتان ظلم نکنيد! با مردم نامهربانيد قبول، چرا به خودتان بد میکنيد؟
عدّهای هم هر روز به وبلاگهايی سر میزنند که از نويسندگان و مطالبشان متنفرند. اين رفتار چه نامی جز مازوخيسم میتواند داشته باشد؟ عزيزان اينقدر به روان و اعصابتان ظلم نکنيد! با مردم نامهربانيد قبول، چرا به خودتان بد میکنيد؟
برچسبها: Political Issues



>>> صفحهی اصلی