سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۳

معرفی "ملاحظاتی در تاریخ ایران"

ملاحظاتی در تاريخ ايران نوشته‌ی دکتر علی ميرفطروس از جمله آثاری است که دغدغه‌ی طرح و ريشه‌يابی مسئله‌ی عقب‌ماندگی‌های جامعه‌ی ايران -در پرتو رخدادهای تاريخی- را دارد. در اين اثر کم‌حجم امّا نغز و بسيار مفيد، نويسنده با بازشکافی تاريخ هزاروچهارصدساله و برشمردن سير هجوم‌های قبايل چادرنشين همسايه و نحوه‌ی استقرار اسلام در ايران، اين ايده‌ی تاريخی را مطرح می‌کند که «اين حملات و هجوم ها -هر يک- شمشيری بودند که -هر بار- جامعهء ايران را از ريشه و گذشتهء خويش قطع کردند بطوريکه ما مجبور شديم -هر بار- از صفر آغاز کنيم؛ بدون آگاهی تاريخی، بی هيچ خاطره ای از گذشته، بی هيچ دورنمائی از آينده و ...»(ص56) دکتر ميرفطروس معتقد است که «اين حملات و هجوم‌ها -هر بار- با غارت‌ها و قتل عام‌های گسترده و با ويران‌کردن سدها و شبکه‌های آبياری، نابودی نيروهای توليدی و فروپاشی مناسبات اقتصادی-اجتماعی، باعث وقفه‌ها و گسست‌های متعدد در تکامل تاريخی جامعهء ايران گرديد.»(ص55) همچنين يادآوری می‌کند که فقط دويست سال از تاريخ هزاروچهارصد ساله‌ی ايران، تحت حاکميّت حکّام ايرانی بوده است و می‌افزايد: «نتايج مخرّب حمله اعراب به ايران از نظر تاريخی عميق‌تر و از نظر جغرافيائی گسترده‌تر از حمله مغول‌ها بوده است»(ص24) زيرا اعراب -برخلاف مغول‌ها که معرّف آئين و تفکّر خاصی نبودند- تلاشی ‌پی‌گير را به قصد پاشاندن نظام فرهنگی و هويّتِ ملّی ايرانيان با تحميل زبان، دين و عادات خويش، از خود به نمايش گذاشتند.
پاره‌ی دوّم و سوّم کتاب، -بر بنياد نخستين فصل- ريشه‌يابی علل عقب‌ماندگی‌های ايران را پی می‌گيرد، به گونه‌ای که در فصل دوّم، همچون اسلام‌شناسی با نحوه‌ی استقرار اسلام در جزيرة‌العرب و سپس ايران آشنا می‌شويم و در فصل پَسين، با پُلی که نويسنده بر رويدادهای انقلاب مشروطيّت بدين سوی می‌زند، اثرات اين "استقرار" و زمينه‌ی رشد "موانع بازدارنده‌ی مدرنيسم" و شاخه‌هايی از سنگوارگی فکری که موجب ايستايی سير رشد و تجدّد شده بودند را به روی خوانندگان می‌گشايد.
لازم به يادآوری است: گذشته از نوآوری در زمينه‌ی پژوهش تاريخ، آن‌چه که اين اثرِ برجسته را برجسته‌تر، و به قولی از جايگاهی استثنايی برخوردار می‌کند، زمانِ انتشار آن است. نويسنده‌ی ملاحظاتی در تاريخ ايران هنگامی مسائلی چنين بنيادين در تاريخ ايران را بازشکافت و به بحث گذارد که کم‌تر کسی را کشش و جسارت ورود بدان‌ها بود. چُنين عبوری از "خط قرمز" و سنّت‌شکنی در سنجشگری تاريخی، خود بدعتی شد برای نويسندگانی که بعدها ملاحظاتی در تاريخ ايران را مورد استناد قرار داده يا محور پژوهش‌های خويش گردانيدند. از همين روست که در قريب‌به‌اتفاق آثارِ مربوط به توسعه، تجدّد، بازشناسی و ريشه‌يابی علل عقب‌ماندگی جامعه‌ی ايران، اشارت يا ردّی از ملاحظاتی در تاريخ ايران و يا ديگر ديدگاه‌های دکتر ميرفطروس را می‌توان يافت.

به باور من، اين اثر گرانسنگ بيش از آنکه "تعريف‌کردنی" باشد، "خواندنی" است، بدين خاطر علاقمندان را به مطالعه‌ی فصل اوّل آن فرا می‌خوانم. از آن‌جايی که ملاحظاتی در تاريخ ايران بسيار فشرده و "مختصر و مفيد" به نگارش درآمده، در مجالی مناسب‌تر -به قصد هم‌انديشی با مشتاقان- پيرامون بخش‌هايی از کتاب، گسترده‌تر به گفت‌وگو خواهيم نشست.

ميرفطروس، علی. ملاحظاتی در تاريخ ايران (علل تاريخی عقب‌ماندگی‌های جامعهء ايران). چاپ چهارم. کانادا-فرانسه: نشر فرهنگ، 2001، با فهرست نام‌ها و کتاب‌نامه در 202 صفحه.